سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
این دلها همچون تن‏ها به ستوه آید ، پس براى آسایش آن سخنان گزیده حکمت را بجوئید از هر جا که باید [نهج البلاغه]

گلچینی از سخنان رهبر انقلاب پیرامون زندگی پربرکت حضرت عبدالعظیم حسنی

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif آبروی ری
ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ علمی و فرهنگی در تاریخ ماست و سرسلسله‌ی بزرگان هم - جناب عبدالعظیم - با این‌که اهل ری نیست، اما حقّاً و انصافاً به ری و تاریخ ری آبرو داد و حقّ عظیمی به گردن همه‌ی تهرانیها و اهل ری دارد.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکننده‌ی کنگره‌ی حضرت عبدالعظیم الحسنی
 1382/3/12
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif شخصیّت جناب عبدالعظیم برای اغلب مردم ناشناخته است
جناب عبدالعظیم مرد بسیار بزرگی است. مردم مقامات علمی این بزرگوار را نمیدانند. به نظرم میآید یک وقت جناب آقای «ریشهری» احادیث این بزرگوار را استخراج کرده بودند و شما مثل این‌که روی آن دیوار همه‌اش را نوشتید. این خیلی کمک میکند به این‌که مردم از مقام محدّثىِ ایشان آگاه باشند. تجلیل از جناب عبدالعظیم، تجلیل از علم و جهاد و زهد و تقواست. ایشان صائم النّهار و قائم الّلیل بوده است. در حالات ایشان نوشته‌اند: در مدتی که ایشان در ری زندگی میکرد، همه‌ی روزها را روزه میگرفت و همه‌ی شبها را مشغول عبادت بود. اینها حقّاً و انصافاً چیزهای خیلی مهمّی است. در فضیلت ایشان روایات معروفی وارد شده است. حضرت هادی علیه‌السّلام به یکی از اهالی ری که از زیارت امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام میآمد، فرمود: «اگر میرفتی عبدالعظیم را زیارت میکردی، ثوابی را که از زیارت امام حسین نصیبت شده است به تو میدادند.» ما در جوار جناب عبدالعظیم زندگی میکنیم، شوق کربلا هم داریم؛ امّا کمتر توفیق پیدا میکنیم به زیارت این بزرگوار برویم.
این یک روایت، که مقام معنوی حضرت عبدالعظیم را نشان میدهد. آن روز، امام هادی علیه‌السّلام میخواستند این مشعل در این نقطه از ایران بدرخشد. بیخود تعریف نمیکردند. میخواستند دلهای آحاد ملّتِ مسلمان را در این نقطه‌ی عالم به وسیله‌ی نور این مشعل که از انوار اهل بیت علیهم‌السّلام است و آن روز از دنیا هم رفته بود و دیگر خطری او را تهدید نمیکرد، روشن کنند.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکننده‌ی کنگره‌ی حضرت عبدالعظیم الحسنی
 1382/3/12
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ابعاد شخصیتی حضرت عبدالعظیم حسنی
شخصیّت جناب عبدالعظیم هم شخصیت علمی بوده، هم شخصیت جهادی بوده و هم ابتکاراتی داشته است. مرحوم «شیخ نجاشی» میگوید: «ایشان خطب امیرالمؤمنین را جمع‌آوری کرد.» با این حساب، ایشان در حدود صد و هفتاد سال قبل از تألیف نهج‌البلاغه، خطب امیرالمؤمنین را جمع‌آوری کرده است؛ این کارِ خیلی مهمّی است. هیچ بعید نیست که سیّدرضی رضوان‌اللَّه‌علیه از نوشته‌ی ایشان استفاده کرده باشد.

از سوی دیگر ایشان به دلیل شخصیت جهادی خود، با حال اختفاء و فرار به ری آمده است. شیخ نجاشی میگوید: «حارباً من السّلطان»؛ ایشان از دست خلیفه‌ی عبّاسی از عراق و حجاز گریخت و به ری آمد؛ چون ری مرکز و محل تجمّع شیعیان بود. هم در مدینه و هم در عراق، همه‌ی اینها مجبور نبودند از دست خلیفه بگریزند. این، مبارز بودن ایشان را نشان میدهد. مشخّص میشود ایشان اهل نشر معارف امامت بوده؛ بخصوص در دوران حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسّلام که ایشان حداقل راوی این دو امام است. دوران عجیبی بوده است؛ دوران اختناق شدید نسبت به ائمّه و درعین‌حال دوران نشاط عجیب شیعه در سراسر دنیای اسلام. این چیز مهمّی است که در هیچ زمانی از دوران زندگی ائمّه، شیعیان این همه فعّالیت و نشاط و تحرّک و سازماندهی و گسترش در دنیای اسلام نداشته‌اند که در دوران این سه امام - یعنی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری علیهم‌السّلام - داشته‌اند؛ این در حالی است که این سه امام خودشان در مدینه و بغداد و در سامرا زیر نظر و تحت فشارهای خیلی شدیدی قرار داشتند. معلوم میشود در آن دوران، این بزرگوار شخصیت مهم و فعّالی بوده که مورد توجّه خلیفه قرار گرفته و تحت تعقیب بوده و به ری گریخته است.

بنابراین هم شخصیت جهادی است، هم شخصیت علمی است و هم محدّث است و حداقل از امام جواد و امام هادی علیهماالسّلام روایت نقل کرده است.
بیانات در دیدار اعضای برگزارکننده‌ی کنگره‌ی حضرت عبدالعظیم الحسنی و بیانات در صحن حرم
 1382/3/12 و 1373/8/5
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif مرجع علم دین در زمان امام هادی علیه‌السلام
یک روایت از حضرت هادی علیه‌الصّلاةوالسّلام است که هم جنبه‌ی علمی حضرت عبدالعظیم و هم جنبه‌ی معنوی آن بزرگوار را نشان میدهد.
کسی خدمت امام هادی علیه‌السّلام رسید. حضرت به او فرمودند: تو در کجا هستی؟
گفت: در ری.
فرمودند: هر مشکلی در امر دین داشته باشی، میتوانی از عبدالعظیم‌بن‌عبداللَّه الحسنی بپرسی.
یعنی امام هادی علیه السّلام، عبدالعظیم الحسنی را به عنوان یک مرجع علم دین به شیعیان خودشان معرفی کردند. بعد در همین روایت هست که حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان. این هم جنبه‌ی معنوی.
بیانات در صحن حضرت عبدالعظیم‌الحسنی(ع)
1373/8/5
 

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/4/31::: ساعت 12:25 عصر نظرات دیگران: نظر

با گذشت 81 سال از حماسه مسجد گوهر شاد امروز هم مسجد گوهر شاد میتواند همچنان پرچمدار دفاع از حریم حجاب و عفاف بانوان و زنان مسلمان باشد.


نگاه به گوهر شاد نباید معطوف به گذشته که باید به حال و آینده باشد چرا که ریشه و زمینه های حماسه گوهر شاد همچنان باقی است. قیام گوهر شاد در دفاع از عفت و حریم زن ایرانی در مقابل فتنه های فرهنگی و توطئه های رنگارنگ بر اندازانه ای بود که آن روز رضاخان به عنوان عامل استعمار و مهره استکبار مامور اجرای آن بود توطئه ای که با محوریت بانوان و زنان ایرانی و هدف زدودن و ریشه کنی نشانه ها و نمادهای دینی از جمله حجاب و پوشش اسلامی از جامعه ایرانی به بهانه دستیابی به تمدن بزرگی بود که پس از رضاخان فرزند منحوسش محمد رضا پهلوی البته با شیوه های نرم تر آن را دنبال کرد. تمدنی که تخریب بنیان های اخلاقی و باور های دینی و خانواده ستیزی را آماج خود قرار داده و با استعمار فرهنگی در پی سلطه همه جانبه در جوامع بوده و هست. آن روز مسجد گوهر شاد غیرت به خرج داد و از حیا، ناموس، دیانت و عفت با خون و جان تعداد زیادی از مردان و زنان غیرتمند دفاع کرد. دژخیمان رضاخان، مدافعین حریم عفت و نجابت را در خانه خدا به رگبار بستند. صحن مسجد را خون گرفت و مسجد گوهر شاد قتلگاه بیش از هزار انسان مومن و متدینی شد که جز دفاع از اسلام و آرمان های قرآنی جرمی نداشتند.

 اکنون بیش از 80 سال از آن فاجعه گذشته است آنچه روشن است این مطلب است که علیرغم پیروزی انقلاب اسلامی که خود نقطه عطفی در جهان معاصر به شمار میرود. دشمن همچنان به حیا زدائی، عفت زدایی و خانواده ستیزی اصرار داشته و برآن تمرکز نموده است. هرچند پیروزی انقلاب اسلامی روند این توطئه ها را کند کرد اما حجم تهاجم به حدی گسترده است که دامنه آن امروز نه مشهد، قم و تهران که جای جای سرزمین اسلامی ایران را فرا گرفته و نمادهای این تهاجم که در بی حجابی، بی عفتی، بی بند و باری اخلاقی و در نتیجه سست شدن باور های دینی و اخلاقی، افزایش آمار طلاق و آسیب های اجتماعی نمایان شده، نگرانی متدینین و غیرتمندان را برانگیخته است.


مسجد گوهر شاد نباید صرفا به عنوان یک قضیه تاریخی و رویداد تلخ نگریسته شود بلکه این مسجد باعظمت باید همچنان پرچمدار دفاع از عزت، غیرت، حیا، ایمان و کیان خانواده مسلمان ایرانی باشد. امروز رضاخان نیست اما افکار آلوده و و مسموم و شیطانی رضاخان در قالب ها و روش های و ابزار گوناگون و متنوع رخ نموده و ایمان مردم بخصوص جوانان ما را نشانه رفته است. امروز تقابل جریان حق و باطل، اسلام و کفر، فرهنگ الهی و فرهنگ ابتذال، حیا و نجابت با ولنگاری و بی حیایی در اوج خود ادامه دارد بانوان و دختران بسیاری از همین سرزمینی که گوهر شاد برای صیانت از حریمش به خاک و خون کشیده شد قربانی تهاجم فکری و فرهنگی دشمن شده اند و در دام تفکر شیطانی به جای مانده از آتاتورک و رضا خان افتاده اند.

بنابر این واقعه گوهر شاد نه یک رویداد تاریخی که یک تفکر، یک جریان و یک نهضت فراگیر فرهنگی و تربیتی است که باید استمرار داشته باشد.و ندای دفاع از نوامیس اسلام از منبر و محراب مسجد گوهر شاد و از ماذنه های حریم نورانی ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) به گوش جهانیان برسد.

مسجد گوهر شاد نباید خاموش باشد و امروز دگر باره باید فریاد بزند نقش آفرینی کند مردم را مسئولین را خانوده ها را به احساس مسئولیت بیشتر فرا بخواند و به بصیرت عمیق تر و شناخت دقیق تر توطئه های شوم و خطرناک که روزی با چهره آتاتورک و رضاخان خود را به این کشور تحمیل کرد و امروز در قالب تهاجم فرهنگی، ماهواره و مدل گرایی و اینتر نت.

مسجد گوهر شاد نمیتواند و نباید در برابر جنگ نرم خاموش و بی تفاوت باشد چرا که جنگ نرم مستقیما ایمان، ادب غیرت و نجابت ایران و ایرانی را نشانه رفته است. مسجد گوهر شاد امروز هم مسئولیت دارد مسئولیت حفظ و حراست از آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و دستاورد های عظیم صد ها هزار شهید و ایثارگر که در راه اعتلای اسلام و سر افرازی نظام ولایی جمهوری اسلامی بهترین هستی خود را فدا کردند.

مسجد گوهر شاد میداند علیرغم دغدغه ها و تدابیر حکیمانه و فراگیر امام راحل و مقام معظم رهبری اما برخی مسئولین کم لطفی و بی مهری در حق حجاب و عفاف روا داشته و با انفعال، وا دادگی و مسامحه با آن مواجه شده و امروز حجاب و عفاف در جامعه اسلامی مظلوم واقع شده و باید به هر شکل ممکن این فریضه دوباره احیا شود و پوشش و رفتار زنان و دختران ایرانی در تراز اسلام و انقلاب اسلامی قرار گیرد.

دیروز مسجد گوهر شاد با دست خالی اما قلب مملو از ایمان بر علیه نقشه های شیطانی رضاخان بپا خواست و امروز در عصر حاکمیت نظام اسلامی و با پشتوانه های غنی مادی و معنوی اعم از رهبری فرزانه نظام، مراجع معظم تقلید، حوزه های علمیه، خانواده های معظم شهدا، مردم  و جوانان متدین انقلابی و بسیاری دیگر از ظرفیت ها میتواند منادی عزت و حیای زنان ایرانی باشد و پرچمدار احیاء و حفظ و حراست از ارزش های اسلامی و انقلابی باشد.

بنابر این انتظار میرود در خلاء فقدان برنامه ریزی راهبردی و مشکلات ناشی از فعالیت های غیر کارآمد، موازی و متناقض و همچنین در عرصه فراگیر تهاجم فرهنگی مسجد گوهر شاد نقش قرار گاه مرکزی احیا و گسترش فرهنگ حجاب و حیا در ایران اسلامی شود و با عنایت الهی و در ظل توجهات خاصه ثامن الحجج امام رضا (ع) به نقش آفرینی محوری در جبهه فرهنگی انقلاب  اسلامی بر عهده بگیرد.



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/4/31::: ساعت 10:51 صبح نظرات دیگران: نظر

عبرتها وتجارب برجام و بایدها و نبایدهای پیش‌رو؛از نگاه مقام معظم رهبری

یک‌سال از مرحله اولیه توافق هسته‌ای می‌گذرد، «جمهوری اسلامی تعهّدات خودش را انجام داد، [ولی‌] آن طرفِ بدقولِ بدعهدِ بدحساب دارد دبّه میکند 95/3/14» این بدعهدی و خدعه امریکایی‌ها در ماجرای برجام و سر باز زدن آنها از عمل به تعهداتشان، آن‌هم در شرایطی که جمهوری اسلامی همه پیش‌پرداختهایش را انجام داده است، اگرچه «خسارت محض 95/1/1» است اما تجربه مغتنمی را نیز برای ملت ایران رقم زده است. البته «خیلی‌ها قبل از این تجربه هم میدانستند امّا بعضی هم که نمیدانستند، حالا بدانند: در هر زمینه‌ی دیگری هم که با آمریکا شما بحث و مجادله کنید، شما کوتاه بیایید، تنازل کنید، باز او نقش مخرّب خودش را حفظ خواهد کرد؛ در همه‌ی زمینه‌ها: بحث حقوق بشر، بحث موشک، بحث تروریسم، بحث لبنان، بحث فلسطین؛ در هر قضیّه‌ای که شما به فرض -که البتّه محال است- از اصول خودتان، از مبانی خودتان کوتاه بیایید، صرف‌نظر بکنید، بدانید او کوتاه نخواهد آمد.95/3/14»


1.  در این شرایط، «برنامه‌ی دشمن این است که توانمندی‌های جمهوری اسلامی را متوقّف کند؛ یا از بین ببرد یا اقلاًّ از رشد آنها جلوگیری کند. 95/3/25» و راهبرد تبلیغاتی دشمن در پیاده کردن نقشه خود نیز انتقال این منطق در میان مردم و نخبگان جامعه است که «در قضیه‌ی هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم "برجام"؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام 2 و 3 و 4 و الی‌غیرذلک بایستی به‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم. 95/1/1»  
اما تجربه روشنگر برجام، موجب عقیم شدن نقشه دشمن شده و نشان داده که «اگر حتّی در مسئله‌ی هسته‌ای هم همان‌جور که آنها دیکته میکنند ما پیش برویم و قبول کنیم دیکته‌ی آنها را، باز هم حرکت مخرّب آنها و تحریمهای آنها برداشته نخواهد شد... چون با اصل انقلاب مخالفند.
93/11/29»
2.  البته در برجام خلل و فرجی وجود دارد که «اگر این خلل‌وفُرَج بسته میشد، معایب کمتر میشد یا منتفی میشد. 95/3/25» همچنین پس از برجام نیز چارچوبهای مهمی تعیین شد که اگر آن موارد نیز به دقت رعایت می‌شد، اکنون طرف مقابل به سادگی نمی‌توانست از عمل به تعهداتش شانه خالی کند. مانند لزوم گرفتن تضمین «کتبی از رئیس‌جمهور آمریکا» زیرا «پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریمهای ظالمانه‌ی اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرائی شدن آن در برجام به بعد از اقدامهای ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ی آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریمها است. 94/7/29»


3. اما اکنون و پس از مواجه شدن با بدعهدی‌های طرف مقابل، نباید به صرفِ اندوختن تجربه‌ای البته بس ارزشمند اکتفا کرد، بلکه در مرحله حساس فعلی  براساس شروط نه‌گانه رهبر انقلاب در سند صیانت و سایر بیانات ایشان در این زمنیه چند وظیفه بر عهده مسئولان قرار دارد:
اول؛ حفظ و افزایش اقتدار از یک‌سو و متوقف کردن طرف مقابل با استفاده از این توانایی‌ها از سوی دیگر: «در مقابل خطاهای آنها و کارشکنی آنها، ما بایستی توانایی‌هایمان را حفظ کنیم... ما با قدرت علمی و فنّاوری خودمان بود که آنچه از آمریکایی‌ها توانستیم بکَنیم در این قضیّه، کندیم؛ یعنی اگر توانایی بیست درصد نبود، اگر توانایی ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته نبود، قطعاً نمیتوانستیم آنها را وادار کنیم به اینکه این چند هزار سانتریفیوژ را از ما قبول بکنند و بپذیرند و بهانه‌گیری نکنند؛ به‌خاطر آن اقتدار بود. این اقتدار اگر از بین برود، فشار آن‌طرف زیاد خواهد شد، هرچه این اقتدار بیشتر شد، قدرت این‌طرف برای فشار آوردن به طرف مقابل بیشتر خواهد شد؛ بنابراین این را باید حفظ کنیم.
95/3/25»


دوم؛ انجام تمام اقدامات ممکن در مقابل کارشکنی‌های امریکا و دنبال کردن جدی مسئله: دولت «در برابر کارشکنی‌های آمریکا هر کاری که میتوانند انجام بدهند.
95/3/25» «پیگیری حقوق پایمال‌شده‌ی ملت ایران به علت تحریم‌ها، در دستور کار قضائی قرار گیرد.95/4/9»


سوم؛ «حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه‌ی دولت آمریکا
94/7/29» و نپذیرفتن تحمیل و افزون‌خواهی‌های طرف امریکایی؛ « این توقّعاتی را که آنها در زمینه‌ی الیاف کربن که در سانتریفیوژها به کار میرود... مطلقاً قبول نکنید، زیر بار نروید. مدام افزون‌خواهی هم میکنند؛ حالا این همه پیش‌پرداخت ما داده‌ایم. 95/3/25»


چهارم؛ پرهیز از توجیه تخلفات طرف مقابل: «مدام نگوییم تحریمها برداشته شده؛ نه، مسئله‌ی معامله‌ی بانکها حل نشده و بانکهای بزرگ معامله نمیکنند... این طرف آمریکایی این گناه بزرگ را انجام داده، این تخلّف بزرگ را کرده؛ نباید توجیه کنیم کار آمریکایی‌ها را.
95/3/25»


پنجم؛ دقت و مراقبت بیشتر هیئت نظارت بر برجام در دفاع از منافع ملی: «توقّع من از هیئت نظارت این است که دقّت بیشتری بکنند، مراقبت بیشتری بکنند و واقعاً هر نقطه‌ای را که احساس میکنند طرف مقابل در آن نقطه دارد خیانت میکند و بد عمل میکند، آنچه را وظیفه‌ی دفاع از منافع ملّی است انجام بدهند.
95/3/25»


و در یک کلام؛ «همین‌طور که معروف است "حق گرفتنی است"، آن هم از گرگی مثل آمریکا؛ باید از دهنش بیرون کشید؛ این‌جوری نیست که او بیاید دو دستی تقدیم کند. تا وقتی که حالا به‌طور کامل نقض نکرده‌اند ما هم نقض نمیکنیم لکن در مقابل خطاهای آنها و کارشکنی آنها، ما بایستی توانایی‌هایمان را حفظ کنیم.
95/3/25».

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/4/31::: ساعت 10:29 صبح نظرات دیگران: نظر

 

 توجه دادن مسئولان نظام به خدمت صادقانه و دوری از منفعت‌جویی‌ها و بهره‌برداری‌های شخصی و نگاه مادی به قدرت و تذکر نسبت به دوری از روحیه‌ی اشرافی یکی از توصیه‌ها و مطالبات جدی رهبر انقلاب در طول سالیان متمادی بوده است. در سال‌های پس از پایان دفاع مقدس و ورود کشور به دوران سازندگی نیز شاهد تأکیدات مکرر ایشان در زمینه  ساده‌زیستی، مردم‌داری، پرهیز از تجمل‌گرایی و... کاملا مشهود بوده است.


 وظیفه رهبری:  جلوگیری از انحراف در مسیر نظام
اکنون نیز زمان زیادی از مطرح شدن بحث «حقوق‌های نجومی» در جامعه نمی‌گذشت که رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به این مسئله موضع‌گیری کرده و آن را «هجوم به ارزش‌ها 95/4/2» دانستند. رهبر انقلاب چند روز پس از این و در خطبه‌های عیدفطر به شکل صریح‌تری به این موضوع پرداخته و ضمن «نامشروع و گناه» دانستن این برداشت‌ها، از آن به عنوان «خیانت به آرمانهای انقلاب اسلامی 95/4/16» تعبیر کرده و خواستار عزل و برکناری افراد متخلف شدند. اما چرا رهبری نسبت به این موضوع که مسئولیت آن به دولت و دستگاه‌های اجرایی و... برمی‌گردد، اینگونه واکنش نشان داده و موضع‌گیری و مطالبه‌گری کردند؟ فهم درستِ «وظیفه‌ی رهبری» در نظام اسلامی پاسخ این سوال را روشن می‌سازد: «وظیفه‌ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه‌ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است بِایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد. 95/4/12» در واقع اگر با پدیده‌ی حقوق‌های نجومی و برداشت‌های نامشروع به شکل صحیح و قاطعانه مبارزه نشود این مسئله می‌تواند موجب انحراف در مسیر حرکتیِ نظام اسلامی شود. برای درک بهتر توجه به برخی نکات ضروری است:

1. دونگاه به قدرت: خدمت یا طعمه
در یک تقسیم‌بندی کلان در حکومت‌های گوناگون دو نوع جهت‌گیری و نگاه نسبت به «قدرت» وجود دارد. در حکومت اسلامی «قدرت» فرصتی برای «خدمت به بندگان خدا» است، هیچ کارگزار نظام اسلامی حق ندارد خود را با «اشراف» مقایسه کرده و بدتر از آن با «روحیه‌ی اشرافی‌گری و کاسبی» با مسئولیت برخورد کند. در این نگاه قدرت به هیچ‌ عنوان«طعمه» و انقلاب به مثابه "سفره" و فرصتی برای بهره‌برداری شخصی نیست: «پذیرفته نیست که مامور عالی‌رتبه‌ی نظام جمهوری اسلامی، مثل بقیه‌ی کاسبیها، مسوولیت خود را یک کاسبی حساب کند. مسوولیتهای والا در نظام جمهوری اسلامی، کاسبی و سرمایه نیست که انسان برای اداره‌ی دنیای خود به دنبال آن برود. مسوول نظام جمهوری اسلامی حق ندارد به اعیان و اشراف و پولدارها نگاه کند و زندگی خود را با آنها بسنجد... در نظام اسلامی، این ماموریت، طعمه نیست؛ یک مسوولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است. 80/9/16» در این نگاه: « قدرت، هدف نیست؛ وسیله‌یی است برای این‌که انسان بتواند به اهداف والا برسد. 84/5/10» و مسئولان «نوکر مردم» هستند: «فلسفه وجود بنده و امثال بنده و دیگرمسؤولان، خدمت است. ما نوکر و خدمتگزار مردم هستیم. اعتبار و آبروی ما به این است. اسلام این را برای ما معیّن کرده است. 82/11/15» این نگاه درست بر خلاف نگاهِ حاکم بر حکومت‌های طاغوتی است که در آنها «یک وزیر، یک مدیر کل و یک رئیس، از زندگیهای آن‌چنانی برخوردارند. 80/9/16» نگاهی که امروزه در حکومت‌های لیبرال سرمایه‌داری تجلی یافته است. باتوجه به این مبانی اعتقادی است که برخورد با «روحیه‌ی اشرافی‌گری» و «نگاه مادی و منفعت‌جویانه به قدرت» از سالیان دور مورد توجه رهبری قرار گرفته است؛ چنانکه پس از دوران دفاع مقدس نیز نسبت به این موضوع هشدار داده‌اند: «عدّه‌ای، سازندگی را با مادّیگرایی، اشتباه گرفته‌اند. سازندگی چیزی است، مادّیگری چیز دیگری است. 71/4/22»

2- اشرافی‌گری مانع تحقق عدالت
وقتی رهبر انقلاب صحبت از پدیده‌ای چون «مستیِ اشرافی‌گری» می‌کنند در واقع به یک «روحیه» و «شیوه و سبک حکومت‌داری» اشاره دارند. روحیه‌ای که پدیده‌ی زشت حقوق‌های نجومی ناشی از آن است: «آسیب‌های ناشی از مستی اشرافی‌گری را کأنّه درست نمی‌شناسیم؛ وقتی اشرافی‌گری، اسراف، و تجمّل در جامعه وجود داشته باشد و ترویج بشود، این قضایا به دنبالش پیش می‌آید و به وجود می‌آید و همه دنبال این هستند که یک طعمه‌ای به دست بیاورند و خودشان را از آن سیر کنند، شکمها را از این مالهای حرام پُر کنند. 95/4/16» روحیه‌ی اشرافی‌گریِ مسئولان از همین نگاه مادی و طاغوتی به قدرت نشأت می‌گیرد و آفت‌ها و مصیبت‌های زیادی را برای جامعه‌ی اسلامی تولید می‌کند: «از جمله چیزهایی که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کُند میکند، نمود اشرافی‌گری در مسؤولان بالای کشور است... عیب اوّلِ اشرافی‌گری، اسراف است... عیب دوم بدتر است و آن این است که فرهنگ‌سازی میکند؛ یعنی چیزی برای مسابقه دادن همه درست میکند. 80/6/5»

3- پیشرفت کشور یا کاهش اعتماد مردم؟
پیشرفت انقلاب و کشور با اتکاء به روحیه‌ی انقلابی و کار جهادی بوده: «ما از اول انقلاب، هر کار بزرگی که توانسته‌ایم انجام بدهیم، به برکت اعتماد به نفس و بلندپروازی و کار جهادی بوده است. 84/10/14» و تنها راه پیشرفت ایران اسلامی نیز همین روحیه است: «راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است. 5/4/95» البته «هرجور کاری، جهادی نیست. 86/4/25» بلکه: «روحیّه‌ی جهادی یعنی کار را برای خدا انجام دادن، کار را وظیفه‌ی خود دانستن، همه‌ی نیروها را در راهِ کارِ درست به میدان آوردن. 94/7/22» حال دو راه پیش‌روی خواص، مسئولان و کارگزاران کشور است. اگر مسئولان اشرافی‌گری را در پیش بگیرند، علاوه بر توقف روند پیشرفت کشور باید بیش از پیش شاهد پدیده‌هایی چون حقوق‌های نجومی و «کاهش اعتماد مردم به نظام95/4/16» بود؛ در صورتی‌که با انقلابی‌گری و روحیه و کار جهادی علاوه بر پیشرفت کشور اجر «بالاترین عبادت‌ها» را کسب می‌کنند: «شاید هیچ عبادتى بالاتر از عبادت مسئولى نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش و امنیت خود صرف‌نظر مى‌کند. 84/5/12»

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/4/31::: ساعت 10:25 صبح نظرات دیگران: نظر
در ماه مبارک رمضان، در دیدار مقام معظم رهبری با اهل شعر و ادب سخنی بسیار با معنا از ایشان بیان شد که به سادگی نمی توان از آن گذشت: ایشان فرمودند: 

    "یکی از آقایان، پایین یک شعری خواندند که مضمونش این بود که اگر شمشیر بکشید، سینه‌هایی که بیایند در جلوی شما بِایستند و در مقابل دشمنان شما سینه سپر کنند [زیاد است‌]، من گفتم من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ این‌جوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و اراده‌ها دارند با هم میجنگند. امروز ما خیلی احتیاج داریم به ابزارهای مؤثّر و تأثیرگذار؛ یک بخش عمده‌ی این ابزارها، به نظر من شعر است که بایستی مورد توجّه شماها قرار بگیرد.

این سخن مقام معظم رهبری که من شمشیر را کشیده ام به این معناست که وقتی من با همه محذورات، در حال روشنگری رُک و شفاف هستم و به میدان آمده ام شما نباید عقب تر حرکت کنید.

در زمان پیامبر اعظم (ص) آنحضرت دستور کشتن منافقی را به مسلمانان داد اما در اثر تعلّل، صحابه ای او را در میان خطابه ی پیامبر اعظم (ص) شفاعت کرد و پیامبر بدلیل محذوریت، از خون او گذشت. آنگاه پس از خروج آن مرد، به جمعیّت رو کرد و فرمود: مگر دستور کشتن نداده بودم!؟ گفتند یا رسول الله منتظر بودیم به ما چشمک بزنید تا او را بکشیم!!

یاللعجب! اکنون نیز حاکم اسلامی میگوید ضربه شمشیر را وارد کنید ولی برخی از خواص یا ساکتند یا هنوز منتظر چشمک زدن هستند.

خطبه ای از امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه پیش روی ماست. آنحضرت در خطبه 119 در ملامت کوفیان میفرماید:

"شما را چه مى‏ شود هرگز ره رستگارى نپویید و به راه عدل هدایت نگردید آیا در چنین شرایطى سزاوار است که من از شهر خارج شوم؟ هم اکنون باید مردى از شما که من از شجاعت و دلاورى او راضى و به او اطمینان داشته باشم، به سوى دشمن کوچ کند و براى من سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیت المال و جمع آورى خراج و قضاوت بین مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با دسته ‏اى بیرون بروم، و به دنبال دسته ‏اى به راه بیفتم، و چونان تیر نتراشیده در جعبه ‏اى خالى به این سو و آن سو سرگردان شوم. من چونان محور سنگ آسیاب، باید بر جاى خود استوار بمانم تا همه امور کشور، پیرامون من و به وسیله من به گردش در آید، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن می لرزد و سنگ زیرین آن فرو ریزد."

آیا همواره باید امام جامعه سپر شود و خود شمشیر بگیرد و هر روز از پادگانی به منطقه ای و منبری برود و روشنگری کند؟ آیا کسی نیست که ایشان را از ورود مستقیم کفایت کند؟ آیا حاکم اسلامی باید اینچنین و همواره خود شمشیر بکشد و هزینه شود و کسی قبل از او چاک ندرد و فریاد بر نیاورد؟ و اگر هم نظریه پردازی پیدا شود، جلسات پیش از نماز جمعه ی او دچار وقفه شود؟

نمونه ی دیگر از ورود مستقیم امیرالمومنین علیه السلام در بحث اختلاس است. مسئولی در زمان خلافت حضرت بعد از اختلاس فرار میکند و امیرالمومنین علیه السلام به او پیام میدهد: "اگر خود را تسلیم نکنی به تو دست خواهم یافت آنگاه چنان ضربه ای بر تو وارد میکنم که استخوانهای جمجمه ات ریز ریز شود..."

آیا در این زمان باز هم باید امام مسلمین ورود مستقیم کند و در بحث اختلاس و فیش های حقوقی و قاچاق تذکرات ابتدایی بدهد؟ آیا ایشان باید مانند اختلاس بزرگ قبل، چونان جدّش امیرالمومنین علیه السلام ناچار شود که مستقیم ورود کند و دستور دهد اشدّ مجازات را اجرا کنند و اشخاص متهم اعدام شوند؟

به راستی چه تناسبی بین تهدید به ریزریز کردن جمجمه ی متخلّف از جانب امیرالمومنین علیه السلام و دستورات کلیشه ای پیگیری برخی از مسئولین وجود دارد؟ و چرا امام جامعه را از ورود به جزئیات و تقاضای شکستن جمجمه کفایت نمیکنند؟

البته قبول داریم که در زمان امام راحل (ره) نظریه پردازان انقلاب بیشتر بودند و مانند این زمان، منحصر در دو سه شخصیت نبودند؛ امثال شهید مفتح، شهید مطهری، شهید بهشتی، علامه طهرانی در رده ی بالایی از نظریه پردازی و رهبری فکری جامعه بودند که بار زیادی را از دوش امام راحل برداشته بودند. در مجلس خبرگان و شورای اسلامی شخصیتهایی بودند که به مرجعیت رسیدند که با وجود آنها آن شرایط سخت را طی کردیم و اکنون با کمبود نظریه پرداز مواجهیم ولی باید چاره جویی کرد.

چاره ی امروز این است که در سطح پایین تر از خواص نایاب، اهل رسانه و قلم، اهل تریبون، اهل هنر، وارد شوند و شمشیر جنگ نرم را بر پیکر نیمه جان شبهه و فتنه و نفوذ وارد کنند و طوری نشود که مقام معظم رهبری همواره شفاف سخن بگوید و آنها در لفافه.

نمونه شفافیت و شمشیر حضرتش همین سخنرانی های اخیر است که سنگین ترین آنها بحث جهالت و خیانت بود و آن سخن استراتژیک درباره انتخاب احتمالی رهبر آینده که فرمود: "در انتخاب رهبر آینده کسی دچار رودربایستی نشود..." عمق این مسئله تا کجاست و ایشان چه می بیند که ما نمی بینیم؛ الله العالم.               

ناصر اکبری         

 



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/4/31::: ساعت 9:45 صبح نظرات دیگران: نظر

حجاب و پوشش اسلامی، واجبی است رها شده در برهوت تهاجم فرهنگی و کشمکش‌های سیاسی و جناحی که فقط و فقط آنهم بنا به صلاحدید مدیریتی و مصلحت‌های اداری گاه و بی گاه در موقعیت‌های خاص مثل روز ملی حجاب و عفاف یادی آن هم از جنس رفع تکلیف اداری و یا نظارت‌های بی خاصیت دستوری از آن و سپس تا بخشنامه و یا مناسبتی دیگر به فراموشی سپرده می‌شود در حالی که حجاب و پوشش شرعی دستور صریح قرآن و مورد تایید بزرگان دینی و دارای پشتوانه قوی وغنی اعتقادی است و در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایرانی نیز در اصول متعدد با تعابیر گوناگون نه به عنوان یک امر مقطعی و مصلحتی که امری مستمر و فراگیر و محوری مورد تاکید واقع شده است.

نظام جمهوری اسلامی برگرفته از مطالبات دینی و اخلاقی مردم است و اصولا یکی از عوامل و ریشه‌های پیدایش و شکل گیری انقلاب اسلامی ترویج و گسترش فرهنگ بی حجابی و بی عفتی در دوران طاغوت ستم شاهی بود.

از نظر شرعی هم رعایت حجاب یک واجب شرعی است و مراجع معظم تقلید و مقام معظم رهبری به روشنی در احکام و فتاوای خود بدان تصریح داشته اند.ضمن اینکه خاستگاه ملی ایران و ایرانی و سوابق تاریخی بانوان ایرانی نیز مبتنی بر حجاب بوده است.

 بنابراین چه از منظر شرعی، چه از منظر قانونی ، چه از منظر تاریخی و ملی حجاب جزء ضروریات و بخشی از فرهنگ ذاتی ایرانی مسلمان به حساب می‌آید.

بدیهی است یکی از اولین وظایف دولت ها و مجموعه‌های وابسته در نظام اسلامی حفظ و حراست از آرمان ها و پاسداشت حریم حجاب و عفاف و همچنین صیانت از قانون اساسی و اصول انقلاب اسلامی است و بر این اساس بی توجهی به وضعیت حجاب و عفاف در جامعه، عبور از مرز‌های شرعی، تخلف قانونی و زیر پا گذاشتن تاریخ و هویت ایرانی و همچنین پشت کردن به اصول و آرمان‌های انقلابی است. و اگر این بی توجهی همچنان که در مواردی مشاهده شده است خواسته یا ناخواسته به معارضه و مقابله با این واجب الهی و شرعی و تکلیف انقلابی کشانده شود جزء گناهان نابخشودنی و خطاهای استراتژیک شمرده می‌شود.

اینکه برخی دولت ها به اسم نظام و پشنوانه انقلاب اسلامی برای جلب آرای مردم، حریم مقدس حجاب و پوشش اسلامی زنان را مورد تاخت و تاز قرار داده و با اجتهاد به رأی مذموم آن را سبک و سنگین کرده و سطح آن را تا حد منازعات کودکانه انتخاباتی تنزل دهند نتیجه‌ای جز آنچه امروز شاهد آن هستیم نخواهیم داشت.

اینکه دولتمردان و نمایندگان مجلس در سوگند نامه خویش بر صیانت از مبانی و احکام شرعی و آرمان‌های انقلابی تاکید کنند اما در عمل نه تنها هیچ اقدام، نگاه و رویکرد مثبتی از آنان برای تقویت حجاب و عفاف مشاهده نگرددکه بعضا مواضعی حداکثر دو پهلو و یا تعابیری همچون « مشکل ما دوتا تار موی زنان و یا نوع پوشش آنان نیست» اتخاذ کنند نتیجه اش این می‌شود که امروز بسیاری از برنامه‌های وزارتخانه ها و نهادهای زیر مجموعه نه تنها در خدمت فرهنگ حجاب و عفاف نیستند که فرهنگ جبهه فرهنگی معارض و الگو‌های آنان را در موضوع پوشش و سبک زندگی ترویج می‌کنند. گویا آنان در قبال دینداری و اخلاق مداری جامعه هیچ مسئولیتی ندارند و به زعم آنان حوزه‌های علمیه و یکی دو دستگاه فرهنگی با امکانات و اعتبار ناچیز باید این مسئولیت را ایفا کنند.

اگر وظیفه خطیر ترویج فرهنگ دینی و مقابله با آفت‌های التقاطی و فرهگ مهاجم فقط در سطح حوزه‌های علمیه و یکی دو نهاد و دستگاه متولی تبلیغات اسلامی می‌ماند که دیگر نیازی به این دستگاه‌های عرض و طویل فرهنگی و رسانه‌ای نبود، چرا این میزان کار حداقل در موضوع حجاب و عفاف با فراز و نشیب‌هایی قبل از انقلاب اسلامی هم وجود داشت. انقلاب اسلامی حاکمیت دینی و ارزش‌های اخلاقی و معنوی را به ارمغان آورد و وظیفه همه دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی حفظ و حراست از آن دستاورد ها از جمله دستاورد عظیم و گرانبهای اقبال بانوان و دختران به پوشش اسلامی و حجاب برتر بوده و هست و این امر باید جزء لاینفک بدنه مدیریتی کلان و جزء کشور قرار گیرد.

البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در سیاست گذاری ها و جهت گیری‌های کلی نظام نگاه و رویکرد مناسبی در حوزه حجاب و عفاف وجود دارد مانند ابلاغیه 10 سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی و با آنچه امروز در ستاد‌های صیانت وزارت کشور در موضوع نظارت اداری در حوزه حجاب و عفاف وجود دارد اما مشکل اصلی در اقدام و عمل و اراده جدی و نظارت عمقی به مفاد این دستور العمل ها است که در بسیاری از موارد نه از ناحیه مرجع صدور دستور العمل ها و نه از ناحیه مجریان به چشم نمی‌خورد.

نگاه مناسبتی به ارزش‌های دینی مانند حجاب و عفاف آن را به نگاه ویترینی و کلیشه‌ای سوق می‌دهد مگر اینکه روز و هفته حجاب و عفاف تلنگری به برای مسئولین شود در قبال آنچه باید انجام می‌دادندو ندادند و آنچه نباید انجام می‌گرفت و گرفت.

تلنگری از جنس محاسبه که اکنون که در مسند مسئولیت نظام قرار گرفته و وامدار خون و جان مظومانه صد ها هزار شهید و ایثارگریم.

اکنون که در امانت دار اسلام در عصر جاهلیت مدرن هستیم. اکنون که در جایگاه سکانداری تنها نظام مشروع و مردم سالار واقعی در جهان قرار گرفته ایم، اکنون که بر اساس آیه شریفه «ان مکناهم فی الارض» امکانات و قابلیت مدیریت جهانی پیدا کرده ایم، چه اقدام و عملی برای تحقق و تثبیت یکی از بزرگترین معروف‌های دینی یعنی حجاب و پوشش اسلامی و مقابله با یکی از بزرگترین و خسارت بارترین منکرات یعنی بد حجابی و بی بند و باری در کارنامه خود داریم.

به راستی با خود بیاندیشیم در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی اهتمام مسئولین به گسترش و توسعه کنسرت‌های موسیقی بیشتربوده یا به امر حجاب و عفاف؟ تخصیص اعتبارات و حمایت‌های مالی و معنوی گسترده از موضوعاتی چون تئاتر، سینما، تلویزیون و رسانه به تقویت حجاب و عفاف معطوف شده یا خدای ناکرده تضعیف و تحقیر پایه‌های آن؟ الگو‌های ساخته و پرداخته ما ناظر به تحکیم پایه‌های عفاف و حجاب بوده و یا در راستای برجسته سازی چهره ها و جریان ها و آثار جریان معارض حجاب و عفاف شکل گرفته است؟

آیا تمهیدات مسئولین و ورزشی نظام در ترویج و توسعه نرمش و ورزش همگانی به شیوه‌های مختلط زنان و مردان زمینه سازی حضور بانوان در ورزشگاه ها جهت تماشای مسابقات آماده سازی لوازم تمهیدات اخلاقی ، پیاده روی‌های مختلط بدون پیوست مشخص و مطمئن اخلاقی و ارزشی و و ده ها مورد دیگر منجر به تقویت حیا و عفت در جامعه می‌شود یا خدای ناکرده حیا ستیزی و عفت سوزی را در جامعه رواج داده و قبح اختلاط محرم و نامحرم را کمرنگ می‌سازد؟

آیا بی برنامگی و سردرگمی دانشگاه ها در مدیریت اخلاقی و شرعی فضاهای آموزشی و محوطه‌های پیرامون دانشگاه ها و فقدان استراتژی مشخص در ایجاد موازنه شرعی در رابطه دختران و پسران را میتوان مقوم فرهنگ حجاب و عفاف قلمداد کرد؟

آیا اصرار برخی دانشگاه ها در برگزاری اردو‌های مختلط دانشجویی که قطعا خلاف شرع و مقایر با فتاوای مراجع معظم تقلید و همچنین مغایر نظر مقام معظم رهبری است را می‌توان توجیه کرد؟ نظام آموزش و پرورش که سالها فرزندان را در اختیار خود دارد چه برنامه جامعی برای نهادینه شدن حجاب و عفاف در سطح دانش آموزان دارد؟

جای تاسف است، برخی به جای آنکه انرژی و ظرفیت‌های خود را برای کمک به توسعه و تعمیق حجاب و عفاف به کار بگیرند. از تمام ظرفیت و قدرت خود برای تضعیف و ایجاد حاشیه برای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی استفاده کرده و موانع متعددی فرا راه اجرای این طرح موثر که موید به تایید مقام معظم رهبری و مراجع تقلید و بدنه متدین و مؤمن جامعه بود ایجاد کردند.

حاصل کلام اینکه مسئله حجاب و عفاف علاوه بر اینکه یک بحث فقهی و شرعی است و از کارکردهای متعددی همچون کارکردی امنیتی، کارکرد اجتماعی، کارکرد فرهنگی، کارکرد سیاسی و حتی کارکرد اقتصادی برخوردار است و اهتمام جدی و عملی مسئولین به تحقق آن، جامعه را از نظر ایمانی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیمه خواهد کرد و هرگونه اهمال و کم کاری در این خصوص بازی در میدان تهاجمی و تحقق و زمینه سازی برای حاکمیت فرهنگ غربی و جبهه فرهنگی معارض به حساب میآید ضمن اینکه رعایت حجاب و تشکیل جامعه مومنانه وصیت شهدای عزیزی است که امروز مسئولین، وامدار خون و ایثار آنان هستند.

لذا خالی از لطف نیست که مسئولین عزیز هر از چند گاهی به وصیت نامه شهدا مروری داشته باشند و در قبال دین مردم و ارتقاء سطح معنوی جامعه براساس تکلیف فردی و شرعی و قانونی مسئولیت پذیرترباشند.

 



مسعود صفی یاری ::: شنبه 95/4/26::: ساعت 2:10 عصر نظرات دیگران: نظر

گزیده‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ماه مبارک رمضان

«بازه زمانی ماه مبارک رمضان، یکی از فرصت‌‌های خاصی است که رهبر انقلاب اسلامی طی دیدارهای متعدد با اقشار گوناگون جامعه مباحث متنوعی را مطرح می‌کنند. آنچه پیش‌رو دارید مروری است بر بیانات حضرت آیت ا... خامنه‌ای در ماه رمضان 1395  که گزیده‌ای از مهم‌ترین موارد تبیین شده و همچنین توصیه‌ها، تذکرات و موضع‌گیری‌های ایشان را شامل می‌شود.»

 


1-دیدار جمعى از دانشجویان 95/4/12

توصیه:
روی  فتنه حسّاسم


رسم شده که از امام و نظام و انقلاب دم بزنند امّا با کسی هم که میگوید «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» همکاری کنند یا از او حمایت کنند؛ این نمیشود. موضع بنده در این مورد کاملاً صریح است... روی مسئله‌ی فتنه حسّاسم. حالا البتّه اکثر کسانی که در آن تظاهرات شرکت داشتند مردم معمولی بودند و هیچ تقصیری هم نداشتند امّا یک عدّه‌ای سردمداری میکردند، یک عدّه هم سوءاستفاده کردند و گفتند «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»؛ دیگر از این صریح‌تر؟ آیا این شعار داده شد یا نه؟ خب اگر این شعار داده شده، تبرّی از این شعار، آن روز هم لازم بود و باید میکردند که نکردند، حالا هم یک عدّه‌ای از آنها حمایت بکنند، آن‌وقت دم از امام و طرف‌داری از امام و طرف‌داری از نظام و طرف‌داری از انقلاب هم بزنند! این نمیشود، این قابل قبول نیست. این پدیده‌ی بسیار بدی است، پدیده‌ی زشتی است.

تبیین:

مبارزه سرنوشت‌ساز ملّت ایران

ملّت چه بخواهد چه نخواهد درگیر یک مبارزه‌ی سرنوشت‌ساز است و طبعاً مجموعه‌ی دانشجویی جزو پیشروان و پیشرانهای این مبارزه است. این مبارزه هم از اینجا آغاز میشود که ملّت ایران مایل است که مستقل باشد، عزیز باشد، پیشرفته باشد، خودش از امکاناتش استفاده کند؛ و اگر این کارها اتّفاق بیفتد، یک قدرت نوظهوری در دنیا خواهد شد؛ با تفکّرات خاص و با جهت‌گیری‌های خاص. این با منافع قدرتهای مسلّط جهانی معارض است؛ لذا نمیخواهند بگذارند این اتّفاق بیفتد؛ مبارزه از اینجا شروع میشود.

 

 

2- دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه با رهبر انقلاب 95/4/9

تبیین:
انقلابی‌گری یعنی قاطعانه و خردمندانه عمل کردن

قوه‌ی قضائیه باید صددرصد انقلابی باشد و انقلابی عمل کند. البته انقلابی‌گری برخلاف نظر و تبلیغ برخی، تندروی نیست. انقلابی‌گری یعنی عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن.

توصیه:
تضییع حقوق ملت در تحریم‌ها را در سطح جهانی پیگیری کنید

پیگیری حقوق پایمال‌شده‌ی ملت ایران به علت تحریم‌ها، در دستور کار قضائی قرار گیرد. تضییع حقوق ملت ایران به‌واسطه‌ی تحریم‌ها، واقعیتی است که باید در سطح جهانی پیگیری قضائی شود.

 

 

3-محفل انس با قرآن کریم  95/3/18

تبیین:
دنیا محتاج قرآن است

امروز دنیا محتاج قرآن است؛ چه قبول کند و اعتراف کند و چه اعتراف نکند. امروز دنیا در خلأ هویّتی است، در خلأ فکری است، در خلأ ایمانی است؛ انسان بی‌ایمان مثل یک میوه‌ی پوک و ازدرون‌خالی میمانَد... اگر چنانچه رشحه‌ای از رشحات قرآن با بیان متناسبِ امروز فرستاده بشود، دلها جذب میشود.

توصیه:
جلسات تلاوت قرآن داشته باشیم

یکی از کارهایی که خیلی خوب است در کشور انجام بگیرد این است که ما جلسه‌ی تلاوت قرآن داشته باشیم... منظور از جلسه‌ی تلاوت قرآن این است که جلسه‌ای تشکیل

بشود، افراد حاضر بشوند، قاری قرآن بنشیند آنجا یک ساعت -کمتر یا بیشتر- قرآن بخواند؛ مستمعین [هم] فقط برای شنیدن قرآن بیایند آنجا بنشینند؛ بیایند بنشینند و قرآن را بشنوند. این خیلی مؤثّر است. این از خواندنِ خود انسان هم در مواردی تأثیرش بیشتر است.

 

 

4-دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها 95/3/29

توصیه:
دانشگاه باید انقلابی باشد

مسئولِ مدیریّت دانشگاه وظیفه‌اش چیست؟ آیا وظیفه‌اش این است که از آن گرایشی که با مبانی انقلاب مخالف است حمایت کند و با او همکاری کند؟ نه، این مطلقاً [درست نیست‌]؛ درست عکس مسئولیّت است. مسئولین دانشگاه اعمّ از مدیران، مدیران ارشد، مدیران وزارتی تا استاد که داخل کلاس است و با دانشجو روبه‌رو است، وظیفه‌شان این است که در این مجموعه‌ی چالشی دانشگاه، سعی کنند این چالشها را هدایت کنند به سمت آن چیزهایی که به مبانی انقلاب منتهی میشود، به هدفهای انقلاب منتهی میشود؛ یعنی جوان را انقلابی بار بیاورند. در جمله‌ای کوتاه: دانشگاه باید انقلابی باشد، دانشجو باید انقلابی باشد، دانشجو باید یک مسلمان مجاهد فی‌سبیل‌الله باشد؛ به این سمت باید هدایت بکنند.

تبیین:
 مختصات ایرانِ مقتدر

بیست سال بعد ایرانی مقتدر [میخواهیم‌]؛ مقتدر، یعنی از تهدید دشمنان ریز و درشت احساس هراس نکند، احساس واهمه نکند، به اقتدار خودش متّکی باشد؛ ایرانی مقتدر. ایرانی مستقل... ایرانی متدیّن؛ ایرانی ثروتمند؛ ایرانی برخوردار از عدالت، عدالت اقتصادی، عدالت اجتماعی، عدالت قضائی؛ ایرانی با یک حکومت مردمی؛ ایرانی با حکومتی پاک، جهادگر، دلسوز و پرهیزکار؛ این‌جور ایرانی میخواهیم؛ که این البتّه یک چیز مطلوبی است.

 

 

5-دیدار مسئولان نظام 95/3/25

تبیین:
دشمن بدنبال توقّف جمهوری اسلامی

برنامه‌ی دشمن این است که توانمندی‌های جمهوری اسلامی را متوقّف کند؛ یا از بین ببرد یا اقلاًّ از رشد آنها جلوگیری کند؛ این برنامه‌ی دشمن است. ما باید چه‌کار کنیم؟ ما باید تا آنجا که میتوانیم توانمندی‌ها را افزایش بدهیم... باید کشور قدرتمند بشود... دشمن... شبکه‌ی استکبار در رأسش دولت رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است و شبکه‌ی صهیونیستی هم مظهرش رژیم جعلی صهیونیستِ حاکم بر فلسطین اشغال‌شده است.

توصیه:
سوء‌استفاده «آمریکایِ بدعهد» از برجام

برجام یک نقاط مثبتی دارد، یک نقاط منفی‌ای دارد... البتّه همه‌ی آن محسّنات تأمین نشد، یعنی خیلی‌هایش تأمین نشد... معایب چیست؟  معایب همان چیزی است که همیشه از آن بیمناک بودیم و تکرار میکردیم و میگفتیم؛ میگفتیم: آقا، اینها بدعهدند، بدذاتند، دبّه‌دربیار هستند، زیر قولشان میزنند، عمل نمیکنند؛ معایب هم اینها است. خلل‌وفُرَجی وجود دارد در برجام که این معایب میتوانند خودشان را نشان بدهند و اگر این خلل‌وفُرَج بسته میشد، البتّه معایب کمتر میشد یا منتفی میشد... [خود برجام] یک زوایای پرابهامی دارد که اینها موجب شده است که دشمن بتواند سوءاستفاده کند، طرف مقابل بتواند از آنها سوءاستفاده کند. ما البتّه برجام را ابتدائاً نقض نخواهیم کرد؛ این را همه بدانند!

 



6- دیدار هیأت دولت 95/4/2

تبیین:
فتنه بهره نبرد!

حضرت علی توصیه می‌کنند در شرایط فتنه که تشخیص حق و باطل برای مردم بسیار مشکل می‌شود، باید به‌گونه‌ای عمل کرد که هیچ بهره‌ای به نفع فتنه ایجاد نشود. در شرایط فتنه همچون قضایای سال 88، نباید سخن، سکوت، اقدام و حتی نوع نگرش، موجب تقویت فتنه شود. البته ممکن است برخی افراد به‌دلیل گرایش‌های خاص خود، تمایلی به حضور صریح در مقابل فتنه نداشته باشند اما نباید از او هم به نفع فتنه بهره‌برداری شود.


توصیه:
حقوق‌های نجومی هجوم به ارزش‌ها

موضوع حقوق‌های نجومی، در واقع هجوم به ارزش‌ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناها است و اکثر مدیران، انسان‌هایی پاک‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید با آن برخورد شود. این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید به صورت جدی پیگیری، و نتیجه‌ی آن به اطلاع مردم رسانده شود.

 



7-دیدار شاعران 95/3/31

تبیین:
ما امروز هم به سرود احتیاج داریم

ما امروز هم به سرود احتیاج داریم... سرود یک نوعی از شعر بسیار پرتأثیر است، اثرگذار است. از بسیاری از انواع شعر، شاید بگوییم از همه‌ی انواع شعر اثرگذاری‌اش بیشتر است؛ یعنی گسترش اثرگذاری و سرعت اثرگذاری آن بیشتر است...  سرمایه است و ذخیره است. خب، این سرمایه باید در بزنگاه‌ها مورد استفاده‌ی کشور قرار بگیرد... اگر چنانچه ما شعری داشته باشیم که نسبت به مسائل جاری کشور هیچ موضعی نداشته باشد، این شعر به کار نیاز کشور نمی‌آید؛ باید موضع داشته باشد.

توصیه:
من شمشیر را کشیدم

من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ این‌جوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و اراده‌ها دارند با هم میجنگند. امروز ما خیلی احتیاج داریم به ابزارهای مؤثّر و تأثیرگذار؛ یک بخش عمده‌ی این ابزارها، به نظر من شعر است که بایستی مورد توجّه شماها قرار بگیرد. من اعتقادم این است که در زمینه‌ی شعر کارهای نکرده زیاد است.

 



8-دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم 95/4/5

تبیین:
 راه پیشرفت،  احیاء روحیّه‌ انقلابی و روحیّه مجاهدت

ما هرجا به انقلاب تکیه کردیم، به روحیّه‌ی انقلابی تکیه کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا از ارزشها کوتاه آمدیم، انقلاب را ندیده گرفتیم، از این گوشه‌اش زدیم، از آن گوشه‌اش زدیم، تأویل و توجیه کردیم، برای خوشایند عناصر استکبار که دشمنان اصلی اسلام و دشمنان اصلی این نظامند، مدام حرف را جویدیم، حرف را خوردیم، عقب ماندیم؛ قضیّه این‌جوری است. راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است.

توصیه:
دفاع از حریم اهل‌بیت دفاع از ایران است

[دشمنانِ مستکبر داعش و تروریست‌های تکفیری و مانند اینها را] در واقع درست کرده‌اند برای اینکه جمهوری اسلامی را شکست بدهند؛ عراق و شام مقدّمه بود؛ مقدّمه‌ی این بود که بتوانند اینجا را تحت تأثیر قرار بدهند؛ قدرت اینجا موجب شد که اینها در آنجا هم زمین‌گیر شدند؛ وَالّا آنها هدفشان این بود. این کسی که از اینجا بلند میشود، میرود در عراق یا در سوریه به‌عنوان دفاع از حریم اهل‌بیت در مقابل این تکفیری‌ها می‌ایستد، درواقع دارد از شهرهای خودش دفاع میکند. البتّه نیّت آنها خدا است، [امّا] واقع قضیّه این است؛ این دفاع از ایران است، دفاع از جامعه‌ی اسلامی است. مخصوص شیعه هم نیست؛ آن تکفیری‌ها شیعه و سنّی نمی‌شناسند؛ سنّی را هم میزنند.

 



مسعود صفی یاری ::: شنبه 95/4/19::: ساعت 9:7 صبح نظرات دیگران: نظر

آماده‌باش برای جنگ احزاب

بررسی کلی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین رویارویی سپاه اسلام با دشمن در "جنگ احزاب" بوده است. «همه‌ی جمعیّت مدینه آن روز شاید به ده هزار نفر نمیرسید؛ زن و مرد و کوچک و بزرگ و بچّه و مانند اینها. احزاب -یعنی کفّار و مشرکین مکّه- از تمام اقوام موجود در آن منطقه، مردان زبده‌ی جنگی‌شان را انتخاب کردند، ده هزار نفر شدند! حمله کردند به مدینه؛ این قضیّه‌ی کوچکی نبود. گفتند میرویم مدینه، همه را قتل‌عام میکنیم؛ هم خود آن مدّعی نبوّت را -یعنی پیغمبر را- هم اصحابش را؛ قال قضیّه را میکَنیم، تمام میکنیم قضیّه را.... مؤمنین در مقابل این حادثه قرار گرفتند.» 95/4/12


امتحان جنگ احزاب


شدت و عظمت سپاه دشمن آنچنان وحشت‌انگیز بود که قرآن درباره‌ی آن می‌فرماید: "وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ"، "چشم‌ها از شدت وحشت خیره شده بود و جان‌ها به لب رسیده بود." در چنین حالتی بود که مؤمنان در معرض آزمایش قرار گرفتند و به تعبیر قرآن "تکان سختی خوردند."
(وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا) در این هنگام، مسلمانان دو دسته شدند: «کسانی که دل‌هایشان مریض بود، اینها گفتند که پیغمبر به ما راست نگفت، گفت شما پیروز می‌شوید؛ بفرما! لشکر دشمن آمده و دارد می‌آید، پدر ما را در می‌آورند. یعنی یأس و ناامیدی و خودکم‌بینیِ در مقابل دشمن و یک گرایش قلبی پنهان به دشمن در آنها وجود داشت؛  امّا عدّه‌ی دیگر که اکثریّت بودند گفتند نه، قضیّه این‌جوری نیست، هذا ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسولُه؛ این دشمنی را قبلاً خدا و پیغمبر به ما گفته بودند؛ گفته بودند که شما وقتی وارد این میدان شدید، همه‌ی عوامل کفر و استکبار با شما دشمنی می‌کنند... یعنی آمدن دشمن و حمله‌ی دشمن، به جای اینکه روحیّه‌ی اینها را تضعیف کند... ایمانشان را تقویت کرد
12/4/95» اینگونه بود که "سنت الهی" نیز به کمک مسلمانان آمد و پیروزی را رقم زد: "در آن هنگام که لشکرهای (عظیمی) به سراغ شما آمدند، ما باد و طوفان سختی بر آنها فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی‏دیدید. (و به این وسیله آنها را در هم شکستیم)"

جنگ احزاب جدید


«در مقام مقایسه، اگر بخواهیم جبهه‌ی امروز دشمن علیه جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابه‌سازی بکنیم، می‌شود جنگ احزاب.
12/4/95» یعنی «ما با یک جبهه‌ی دشمن که جبهه‌ی استکبار و دنباله‌ها و حواشی‌اش است، درگیریم... محورش آمریکا و صهیونیسم است، دنباله‌ها و آویزه‌ها و حاشیه‌هایش هم بعضی از این قدرت‌ها و نیمه‌قدرت‌های موجودی هستند که مشاهده می‌کنید. 95/2/1» در این جنگ احزاب جدید هم مانند جنگ احزاب صدر اسلام، «اوّلین آماج آنها... اصل نظام اسلامی است. 95/4/12»
جرج فریدمن، مسئول مرکز راهبردی استراتفور آمریکا چند سال پیش گفته بود: "مشکل ما با ایران بر سر فعالیت هسته‌ای این کشور نیست، بلکه مشکل آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریکا، بلکه در حال درگیری با آمریکا نیز می‌توان بزرگترین قدرت  تکنولوژیک و نظامی منطقه بود. این پدیده ایران را به یک الگو برای کشورهای اسلامی تبدیل کرده است و بهار عربی (بیداری اسلامی) را در پی داشته است."


البته باید دانست که این جنگ، جنگی نظامی یا فیزیکی نیست. اساسا «دشمن چند جور حمله می‌کند: یک جور حمله‌های سخت است... این را دشمن تجربه کرد و شکست خورد... مرحله‌ی دیگری از مقابله و معارضه‌ی آنها، عبارت بود از حمله‌ی نرم. حمله‌ی نرم یک نوعش همین چیزهایی است که مشاهده کردید: تحریم اقتصادی، تبلیغات اغواگر و امثال اینها.


اینها کارهایی است که دشمن از روز اوّل شروع کرد و ادامه داد؛ به خیال خودشان تحریم‌های فلج‌کننده‌ای را نسبت به جمهوری اسلامی اعمال کردند؛ این هم اثر نکرد... آنچه در مرحله‌ی سوّم دارد انجام می‌گیرد جنگ نرم از نوع دیگر است؛ این است که خیلی خطرناک است... و آن عبارت است از نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر باورهای مردم... در یک کلمه: تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است.
95/3/6»

راه پیروزی


اما راهکار برون‌رفت و پیروزی در این جنگ احزاب جدید چیست؟ با توجه به بیانات رهبر انقلاب در چند ماه اخیر، و توجه ایشان به دو موضوع «معنویت» و «انقلابی‌گری»، به نظر می‌رسد راهکار پیروزی، ایجاد همان شاخصه‌هایی است که رهبرانقلاب در بیانات خود در سالگرد رحلت امام خمینی، به‌عنوان "سه عنصر اصلی شخصیت امام" برشمردند: «مؤمنِ متعبّدِ انقلابی». «ما امام را با صفات متعدّدی همواره توصیف می‌کنیم امّا این صفت -که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده‌ایم- یک صفت جامع است؛ مؤمن است، متعبّد است، انقلابی است.
95/3/14» جریان حزب‌ا... و جامعه مومن و انقلابی باید بتواند هم در "خودسازی" و هم در "دگرسازی" این سه عنصر را با هم تقویت و لحاظ کند. باید "مؤمن" باشد چراکه «وقتی انسان مؤمن شد و دل او باور کرد، آن‌وقت... در میدان جنگ هم، مثل یک گلوله‌ی آتش، در دل هدف می‌نشیند. 95/4/12»  "متعبد" باشد چراکه «هرچه جوانان و دانشجویان دارای تعبّد و تدیّن بیشتر باشند، عمل، رفتار و فکر آن‌ها از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود. 88/6/8» آنها که در میدان امتحان جنگ احزاب، دل‌هایشان مریض شد و جزو گروه اول شده و دچار ریزش شدند نیز فاقد این عنصر بودند. اما این دو کافی نیست، "انقلابی بودن" هم شرط است. «البته انقلابی‌گری برخلاف نظر و تبلیغ برخی‌ها، تندروی نیست بلکه انقلابی‌گری یعنی عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن 95/4/9» . با مجموع این سه عنصر است که جریان حزب‌ا... می‌تواند در جنگ احزب جدید به پیروزی دست یابد. "هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ."

 



مسعود صفی یاری ::: شنبه 95/4/19::: ساعت 8:53 صبح نظرات دیگران: نظر

روایاتی داریم که بر این معنا تاکید دارد که شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست. یعنی آثاری که در شب قدر بر اعمال ما مترتب می‏ شود، چه بسا در شب عید فطر هم بر اعمال ما مترتب می ‏شود. 

به گزارش خبرنگار مهر، دعای چهل و پنجم «صحیفه سجادیه» که به دعای وداع با ماه مبارک رمضان معروف است با وصف خدای متعال آغاز شده و با فرازهایی در خداحافظی با این ماه مبارک پایان می یابد.

امام سجاد(ع) در بخشی از دعای وداع ماه رمضان می فرماید: «سلام بر تو که در هنگام وداع، ما احساس خستگی نکردیم». حضرت در بخش دیگری از این دعا می فرماید: «سلام بر تو! پیش از آنکه بیایی، ما انتظارت را می کشیدیم و اکنون هم که می خواهی بروی، ما را غمگین کرده ای. سلام بر این مهمان گران قدری که به برکت آن، خداوند بسیاری از بلاها را از ما برداشت و خیلی از برکات را به ما بخشید.»

امام سجاد(ع) آخر ماه مبارک رمضان که می‌شد، با سوز و گداز دعای وداع را می‌خواند و می‌فرمود: «ماه رمضان در بین ما اقامت داشت و جای حمد و ثنا بود؛ زیرا به همراه خود رحمت آورد و رفیق بسیار خوبی برای ما بود. ما در صحبت و همراهی با او به فضایل و نعمت هایی رسیدیم. دوستی بود که به همراهش رحمت و مغفرت و برکت آورد.»

همچنین ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت کرده که آن حضرت در وداع ماه رمضان فرمود: «بار پروردگارا! تو خود در کتاب مقدست فرمودی ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، مایه هدایت و رستگاری مردم و وسیله تشخیص حق از باطل است. اینک ماه رمضان به پایان رسید. پس از تو تقاضا می کنم اگر بر من گناهی باقی مانده که هنوز آن را نیامرزیده ای یا می خواهی به آن گناه عذابم کنی، تا فجر این شب [آخر] ماه مبارک فرا نرسیده، گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربان ترینِ مهربانان.»

روایتی از امام صادق (ع) آمده است که حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَی قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» اگر کسی در ماه رمضان مورد غفران قرار نگیرد، بعید است که بعد از این ماه مشمول لطف و رحمت خدا قرار گیرد.

البته از طرف دیگر باید گفت در روایتی آمده است که خداوند در هر شب ماه رمضان، به هنگام افطار و در شب‏های جمعه ماه رمضان هر یک ساعت هزار، هزار کس را از آتش جهنم نجات می‏دهد و در شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام کسانی که در کل این ماه از آتش نجات داده است را نجات می‏دهد که امید می رود در این ساعات پایانی ما نیز مشمول عفو پروردگار عالم قرار گیریم.

مقام معظم رهبری درباره وداع با ماه مبارک رمضان می فرماید: «امام سجاد(ع) در دعای وداع ماه رمضان، آنچنان از فراق این ماه می نالد که بارها و بارها بر ماه رمضان درود می فرستد: السلام علیک. اینجا سلام، به معنای بدرود و به معنای خداحافظی کردن با ماه رمضان عزیز و با این روزها و شب های نورانی است. خداحافظی با این قطعه بهشتی از زمان عمر ما و از طول دوران سال، یعنی ماه رمضان است. عزیزان من! این ذخیره تقوا را که در ماه رمضان به دست آوردیم... باید حفظ کنیم، این محصول بسیار ارزشمندی است.»

برای بررسی بیشتر پیرامون دعای وداع ماه مبارک رمضان و شرح برخی از فرازهای آن به سراغ حجت الاسلام احمد غلامعلی عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث رفتیم.

این کارشناس دینی درباره ویژگی های دعای وداع با ماه رمضان گفت: یکی از دعاهایی که خوب است انسان با آن انس داشته باشد دعای 45 صحیفه سجادیه است. این دعا که به دعای وداع شهر رمضان معروف است، یکی از بزرگترین دعاهای صحیفه سجادیه است. در صحیفه دعاهایی وجود دارد که شش تا هفت فقره و یا چهارده تا بیست فقره هستند اما شاید بلندترین دعای صحیفه دعای عرفه باشد و بعد از آن همین دعای وداع ماه مبارک رمضان است که 56 فقره دارد.

وی افزود: نوزده فقره اول این دعا فقط وصف خداوند است و امام سجاد(ع) اوصافی را برای خدا برمی شمارد که از همان اول مهر و عاطفه انسان را نسبت به خداوند بر می انگیزد.

وی ادامه داد: امام از همان اول دعا می فرماید «اللَّهُمَّ یَا مَنْ لا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ وَ یَا مَنْ لا یَنْدَمُ عَلَی الْعَطَاءِ» یعنی ای آنکه مزد نعمت نمی خواهی و بر عطا پشیمان نمی گردی. یعنی اگر خدا هر چه به ما ببخشد قطعاً نه در قبال آن مزدی می خواهد و نه پشیمان می شود. به پروردگار عالم می گوییم خدایا تو بدون اینکه ما کاری کرده باشیم تو نعمت های خود را به داده ای. آن عفوی که تو بر ما داری بر اساس عدالت نیست بلکه تفضل توست. اما اگر عقوبت کنی آن عقوبت تو عدل است. لذا بخششهای خدای سبحان ابتدایی است، نه از روی استحقاق.

حجت الاسلام غلامعلی گفت: بعد از این 19 فقره که امام با خدا حرف می زند و خدا را وصف می کند، حضرت به بحث ماه رمضان می پردازد. مثلا به خداوند عرضه می دارد خدایا یکی از کارهایی که برای ما انجام داده ای این است که این ماه مبارک رمضان را برای ما قرار دادی که یکی از برترین راه ها برای نزدیک شدن به توست.

وی افزود: اما از فقره بیست و سوم به بعد حضرت با ماه رمضان خداحافظی می کند. در جملاتی که از زین‏العابدین(ع) تحت عنوان دعای وداع نسبت به ماه مبارک رمضان آمده، از تعبیر «السلام علیک» بسیار استفاده شده است. ما در محاورات، هنگام برخورد سلام می‏کنیم و هنگامی که می‏خواهیم جدا شویم، می‏گوییم خداحافظ، اما عرب زبانان در محاورات خود به جای خداحافظ مثل هنگام برخورد، می‏گویند: «السلام علیک». لذا برای خداحافظی نیز از عبارت سلام استفاده می شود که به آن سلام وداع گفته می شود. حضرت در بیست فقره که با عبارت سلام شروع می شود از ماه رمضان خداحافظی می کند. عرضه می دارد خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید دوستان او. خداحافظ ای کریم ترین از اوقات و ای بهترین ماه در ایام و ساعات. خداحافظ ای ماهی که امیدها در او به هم نزدیک شد و اعمال خوب ما در آن منتشر شد. خداحافظ ای همراهی که قدر تو نزد ما بزرگ بود و هجران تو ما را دردناک کرد. ای آنکه ما را به تو امیدها بود و فراق تو بر ما سخت نمود.

غلامعلی گفت: «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» یعنی خداحافظ ای همراه من که ارزش تو بالا بود و اکنون که می‏روی دلم را به درد می‏آوری. فراق تو برای من بسیار دردناک است. تعبیر زین‏العابدین این است که «وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» فراق تو بسیار دردناک است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ» خداحافظ ای مونس من، که وقتی آمدی من را خوشحال ‏کردی، «وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضَی» و اکنون که می‏روی، من را به وحشت می‏اندازی، که بدون تو چه کنم. آن موقع خوشحال شدم، اما الآن از دوری تو هراسانم.

این کارشناس دینی ادامه داد: دقیقا حالت های خداحافظی که حضرت بیان می کنند مانند وداعی است که با یک دوست عزیز انجام می شود. آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع/ حیفم آمد که تو را نزد خدا بسپارم. یعنی حیفم آمد که با تو خداحافظی کنم.

وی افزود: اگر به فرازهای این دعا دقت کنیم حس می کنیم که چه چیزهایی را از دست داده ایم. حضرت در یکی از این فقرات می فرماید خدایا ما اهل این ماهی هستیم که تو تشرف دادی ما را به او و توفیق دادی به فضل خود به رعایت او، در حالی که بدبختان به وقت او جاهل بودند و از فضل او محروم بودند.

حجت الاسلام غلامعلی گفت: بعد از این موارد در فقرات بعدی حضرت به اظهار کوچکی در برابر خدا می پردازد و خواسته هایی را تقاضا می کند. حضرت در فقره 49 می فرماید خدایا با رفتن این ماه خطاها را از تن ما بیرون کن و با خروج این ماه ما را از سیئات بیرون کن و ما را از نیکبخت ترین اهل این ماه و کاملترین ایشان قرار بده. یعنی خدایا آن اجری که برای همه کسانی که تا حالا روزه داشته اند و از حالا تا قیامت روزه دارند آن را به ما عطا کن.

وی اظهار داشت: اگر ما این دعا را با دعای ورود ماه رمضان مقایسه کنیم نشان می دهد که فردی که در ماه رمضان اهل عبادت بوده آنقدر به نعمت رسیده که در این دعا راحت نمی تواند با این ماه خداحافظی کند.

وی گفت: نوع ادب ما برای صحبت کردن با خدا خیلی مهم است که انسان باید اول خدا را خوب وصف کند و بعد عشق خودش را به آن نعمت خدا بیان بکند و در آخر نیازهای خود را بیان کند. در این نیاز خواهی هم همت بلندی داشته باشد. این دعا می گوید که مرا در اجر همه کسانی که از اول روزه داشته اند و تا قیامت هم روزه می گیرند شریک کن. خدایا همینطور که از این ماه بیرون رفتیم ما را از گناهان بیرون بیاور.

غلامعلی در پایان گفت: آیت الله آقا مجتبی تهرانی می گفت در روایات داریم که شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست. این جمله اشاره به این نکته دارد که آثاری که در شب قدر بر اعمال ما مترتب می‏ شود، چه بسا در شب عید فطر هم بر اعمال ما مترتب می ‏شود. این‏که فرموده‏ اند، این شب کمتر از شب قدر نیست، یعنی در اثرگذاری روی اعمال کمتر از او نیست. این شب مانند شب قدر بر روی اعمال اثرگذاری دارد، که از جمله اعمال ما در این دو شب، دعا است. پس شب عید فطر هم مثل شب قدر، بر روی اجابت دعا اثر دارد.

 



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/4/15::: ساعت 11:9 صبح نظرات دیگران: نظر

میزان زکات فطره توسط مراجع تقلید اعلام شد

به گزارش خبرنگار مهر، در آستانه عید سعید فطر آیات عظام مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، جوادی آملی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، علوی گرگانی نظر خود در مورد میزان زکات فطره و کفاره روزه و شرایط پرداخت آن را در سال جاری اعلام کردند.

بر اساس گزارشی که از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری منتشر شده، حداقل فطریه بر اساس نظر رهبر معظم انقلاب برای هر نفر 70،000 ریال است.

بر اساس این گزارش، برای یک سال نماز قضا 12،000،000 ریال، یک ماه روزه قضا 8،000،000 ریال، کفاره یک روز قضای روزه عمد (اطعام 60 فقیر) 1،200،000 ریال، کفاره یک روز قضای روزه عذر 20،000 ریال اعلام شده است.

?

همچنین کفاره عهد برای هر مورد (اطعام 60 فقیر) 1،200،000 ریال، کفاره قسم یا نذر برای هر مورد (اطعام 10 فقیر) 200،000 ریال، یک دوره ختم قرآن 2،500،000 ریال و هر مورد قربانی 6،500،000 ریال اعلام شده است.

این وجوهات از طریق پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری به صورت اینترنتی قابل پرداخت است.

آیت الله مکارم شیرازی

بر اساس فتوای آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی که به صورت اطلاعیه‌ای از سوی دفتر این مرجع تقلید منتشر شد، زکات فطره امسال بر مبنای قوت غالب گندم در تهران مبلغ هفت هزار تومان و در شهرستان مبلغ 6 هزار تومان و بر مبنای قوت غالب برنج، مبلغ پانزده هزار تومان اعلام شده است.

در ادامه اطلاعیه دفتر این مرجع تقلید آمده است: کفاره روزه غیر عمد مبلغ 2 هزار تومان است که باید به صورت نان تهیه و پرداخت شود، همچنین کفاره روزه عمد مبلغ صد و بیست هزار تومان است.

لازم به ذکر است که بر اساس مسأله 1692 رساله توضیح المسائل آیت الله مکارم شیرازی، زکات فطره بر تمام کسانی که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنی باشند واجب است، یعنی باید برای خودش و کسانی که نان خور او هستند، هر نفر به اندازه یک صاع (تقریباً سه کیلو) از آنچه غذای نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو یا خرما یا برنج یا ذرّت و مانند این‌ها به مستحق بدهد و اگر پول یکی از این‌ها را بدهد کافی است.
 
در ضمن بنابر فتوای آیت الله مکارم شیرازی اگر کسی فقط در افطار شب عید فطر میهمان دیگری باشد فطریه او به عهده خودش است.
 

آیت‌الله صافی گلپایگانی

دفتر آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی نیز بیان کرده که طبق نظر این مرجع تقلید مؤمنان امسال باید مبلغ معادل یک صاع (3 کیلوگرم) گندم یا برنج را به عنوان قوت غالب جهت زکات فطره بپردازند.

کفاره روزه غیر عمدی، برای هر روز، یک مد (حدود 750 گرم) طعام مثل گندم می‌باشد و کفاره عمدی، برای هر روز افطار عمدی، اطعام شصت مسکین؛ هر کدام یک مد (حدود 750 گرم) طعام مثل گندم پرداخت شود.

با توجه به اینکه قیمت گندم و برنج در شهرهای مختلف، متفاوت می‌باشد، لذا روزه داران عزیز لازم است معادل مقادیر فوق را بر طبق قیمت محل زندگی خود محاسبه نموده و پرداخت نمایند.
 

آیت‌الله سیستانی

دفتر آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی نیز میزان زکات فطره را بر مبنای گندم به ازای هر نفر 5000 تومان و بر مبنای برنج سه کیلوگرم برنج، که مبلغ آن به اختلاف قیمت برنج در شهرها، متفاوت است. 

همچنین آیت الله سیستانی کفاره قضای روزه غیر عمد را برای هر نفر 1500 تومان اعلام کردند. 
 

آیت الله وحید خراسانی

بر اساس اعلام دفتر آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی، میزان کفاره هر مد طعام در سال 95 برای هر نفر 2 هزار تومان و زکات فطریه امسال بر مبنای قوت غالب 3 کیلو گندم 6 هزار تومان و بر اساس برنج متناسب با قیمت برنج در مناطق محاسبه و پرداخت شود.

 

آیت الله جوادی آملی

در آستانه حلول ماه شوال و فرا رسیدن عید سعید فطر، آیت‌الله العظمی عبدالله جوادی‌آملی نیز در پاسخ به استفتایی، نظر خود را درباره مبلغ و میزان فطریه اعلام کرد.

پاسخ این مرجع تقلید به استفتاء میزان زکات فطره به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین

1. مقدار فطریه سه کیلو گندم، برنج، خرما و مانند آن یا پول آنکه در هر مکانی قیمت خاص خود را دارد.

2. فطریه کسی که اول مغرب شب عید (نه غروب) نانخور کسی محسوب شود بر او واجب است. صرف نان او را در شب عید بخورد کافی نیست بلکه باید نانخور او حساب شود. بنابراین مهمانی که فقط افطار کسی را می‌خورد و نانخور او محسوب نمی‌شود فطریه او بر میزبان واجب نمی‌شود.

3. کسی که پول فطریه را تا ظهر روز عید فطر ندارد قرض کردن بر او واجب نیست هر چند اگر قرض کند و اداء نماید صحیح است. البته اگر قرضی نکرده باشد، بعد از دریافت حقوق باید فطریه را بپردازد.
 

آیت الله نوری همدانی

مسئول دفتر آیت الله العظمی حسین نوری همدانی میزان زکات فطره بر اساس نظر این مرجع تقلید را اعلام کرد.

حجت الاسلام محمد حسین شمس گفت: بر اساس نظر آیت الله نوری همدانی میزان زکات فطره بر اساس قوت غالب گندم به مبلغ 6 هزار تومان و بر اساس قوت غالب برنج حداقل 15هزار تومان است.

وی افزود: البته بهتر است مؤمنان با توجه به تفاوت قیمت‌ها در مناطق مختلف از قیمت منطقه خود هم جویا شوند و فطریه را بر اساس آن پرداخت کنند.

حجت الاسلام شمس درباره میزان زکات فطره نیز گفت: میزان زکات فطره برای هر فرد سه کیلو گندم، یا برنج و موارد دیگر که در رساله عملیه ذکر شده است، می‌باشد اما بهتر قوت غالب است که یا عین یا قیمت آن پرداخت شود.

مسئول دفتر آیت الله نوری همدانی درباره کفاره روزه بر اساس نظر این مرجع تقلید گفت: کفاره غیر عمد یک مد طعام 750 گرم بر اساس آنچه که از آن زکات فطره پرداخت می‌شود و مبلغ آن نیز حدود دو هزار تومان است.
 

آیت الله علوی گرگانی

دفتر آیت الله العظمی سید محمد علی علوی گرگانی نیز قیمت کفاره غیر عمد و زکات فطره را اعلام کرد.

بر اساس اعلام دفتر این مرجع تقلید، قیمت کفاره غیر عمد برای افرادی که دارای عذر شرعی هستند را احتیاطا مبلغ دو هزار تومان پول نان برای فقرا اعلام شد.

ضمنا فطریه امسال برای هر نفر از گندم مبلغ 6 هزار تومان و از برنج هم به نوع برنج مصرف شده بستگی دارد و خوب است احتیاطا حداقل برای هر نفر هیجده هزار تومان در نظر گرفته شود.
 

آیت الله شبیری زنجانی

حجت الاسلام کاظمی، عضو واحد استفتائات دفتر حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی درباره مبلغ زکات فطره امسال گفت: بر اساس بررسی‌های انجام شده، دفتر آیت الله شبیری زنجانی مبلغ 6 هزار تومان را بابت فطریه هر نفر به حساب گندم و مبلغ 18 هزار تومان را برای پرداخت زکات فطره به حساب برنج تعیین کرده است.

کفاره افطار غیر عمدی برای هر روز به حساب گندم 900 گرم است که در صورت اطمینان می‌توان قیمت آن را به شخص مستحق داد تا به وکالت از او برای خودش این مقدار طعام بخرد. دفتر حضرت آیت الله شبیری زنجانی، مبلغ 1500 تومان را برای کفاره افطار غیر عمدی و مبلغ 90 هزار تومان را برای افطار عمدی تعیین کرده است.

وی درباره نحوه محاسبه مبلغ زکات فطره توضیح داد: هر شخص باید برای خودش و کسانی که نان خور او هستند، هر نفر یک صاع از خوراکی‌های رایج در آن منطقه، همچون گندم، جو، خرما، کشمش، برنج و مانند این‌ها، به مستحقّ بدهد و اگر پول یکی از این‌ها را هم بدهد کافی است، وزن هر صاع بنا بر نظر معظمٌ له، به حساب گندم حدود سه کیلو و ششصد گرم است که مؤمنین می‌توانند قیمت آن را طبق قیمت محل زندگی خود محاسبه کرده و به مستحقین برسانند.

حجت الاسلام کاظمی درباره زمان پرداخت زکات فطره گفت: کسی که نماز عید فطر می‌خواند باید فطریه را پیش از نماز عید پرداخت کند و یا به این نیت کنار بگذارد ولی اگر نماز عید نمی‌خواند باید تا غروب روز عید فطر، زکات فطره را پرداخت کند یا کنار بگذارد.

عضو واحد استفتائات دفتر آیت الله شبیری زنجانی درباره زکات فطره میهمان توضیح داد: میهمانی که فقط شب عید میهمان است، از آنجا که نان خور صاحب خانه به طور مطلق به حساب نمی‌آید، فطریه اش بر میزبان واجب نیست و باید خودِ میهمان، فطره خود را بدهد، البته اگر مدتی نزد وی می‌ماند، بعید نیست نان خور صادق باشد.

 



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/4/15::: ساعت 11:7 صبح نظرات دیگران: نظر