سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
حذف تبلیغات طمع‌زا از رسانه ملّی
هرگاه بنده ای از امّت من برادرش را در راه خدابه لطفی بنوازد، خداوند، خدمتگزاران بهشت را به خدمتش در خواهد آورد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

 

مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در ادامه تدابیر حکیمانه و عالمانه خویش در روزهای پایانی سال 1392 سیاست‌ها و خط مشی‌های اقتصاد مقاومتی را ابلاغ فرموده و مسئولین و مردم را به مداقه در آن و اجرای دقیق آن فراخواندند. این ابلاغ در شرایطی صورت گرفت که دنیای کفر  با سردمداری آمریکای پلید و کشورهای غربی به بهانه انرژی هسته ای حلقه های محاصره اقتصادی را تنگ تر کرده و از اقتصاد به‌عنوان حربه ای برای به تسلیم کشاندن نظام اسلامی و کوتاه آمدن از اصول و آرمانهای انقلابی استفاده کرده و هر از چندگاهی با تطمیع، تهدید و سیاست مزدورانه چماق و هویج  به زعم خام خود سعی در به زانو درآوردن جمهوری اسلامی ایران دارند. غافل از اینکه شیر زنان و دلاورمردان ایرانی،مسلمانند و فرزند رمضان و هر وقت اقتضا کند،به فرمان ولی امر، تیغ از نیام برکشند و آموزه های عاشورایی خود را به رخ دشمنان و بدخواهان خواهند کشید.

مقام معظم رهبری مثل همیشه با هوشیاری تمام ونگاهی ژرف و اندیشمندانه با طرح موضوع اقتصاد مقاومتی و ابلاغ سیاست های کلی آن،میدان تهدید را به اقیانوسی از فرصت ها مبدل ساخته وتوطئه شوم دشمن را در نطفه خفه کردند و این در شرایطی بود که برخی از ساده لوحان و ساده دلان علیرغم تذکرات رهبری با دیدن لبخندهای دروغی دشمن در معرض فریب و شکارقرار گرفته بودند و به تصور خویش زمینه را برای آشتی با شیطان بزرگ فراهم می دیدند. هرچند دروغگویی و خلف وعده های مکرر آمریکایی ها در جریان توافق نامه هسته ای چهره خبیث و نیت شوم آنان را روشن تر و نمایان تر کرد، با این وصف بهترین استراتژی  برای مقابله با ترفند اقتصادی و تدارک جنگ اقتصادی توسط دشمن طرح اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر فرزانه انقلاب بود که بسیار بهنگام و دقیق صورت گرفت.

 

اقتصاد مقاومتی اقتصادی انقلابی است

رهبر فرزانه انقلاب در ابلاغیه خویش اقتصاد انقلابی را الگوی اقتصاد بومی و علمی و برآمده از فرهنگ انقلابی اسلامی خواندند و آن را تنها راه حل غلبه بر مشکلات اقتصادی و شکست دشمنان و آن را راهبرد حرکت صحیح اقتصاد کشور به سوی اهداف عالی نظام قلمداد فرموند.

 

اقتصاد مقاومتی، جهاد مقدس

رهبر فرزانه انقلاب در فراز دیگری از ابلاغیه از اقتصاد مقاومتی به‌عنوان جبهه مقدس تعبیر فرموده و با این نگاه از سویی به حاکمیت و گسترش نگاه جهادی و از سوی دیگر نیت پاک و مقدس در راستای اجرای الگوی اقتصاد اسلامی و مبتنی بر آموزه های وحیانی قرآن کریم و اسلامعزیز تاکید کرده اند. بدیهی است تا نگاه جهادی و نیت خالص و فضای پاک و قدیمی در محیط اقتصادی فراهم نشود نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی نیز میسر نخواهد بود.

اقتصاد مقاومتی رمز تحقق حماسه اقتصادی نکته ظریف دیگری که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره دارند این نکته است که تحقفق حماسه اقتصادی که به دنبال شکل گیری حماسه سیاسی ملت غیور ایران در انتخابات یازدهم باید شکل بگیرد در گرو تدوین نقشه راه و اجرای اقتصاد مقاومتی البته با هماهنگی و هم افزایی قوای کشور و نقش آفرینی مردم و هم فعالان اقتصادی می باشد.

 

الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی

مقام معظم رهبری در بخش اصلی ابلاغیه و همچنین در سخنرانی های چند سال اخیر الزامات و بایسته های تحقق اقتصاد مقاومتی را مشخص و تبیین فرمودند براین اساس الزامات عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی به شرح زیر است.

 

1 – مدیریت مصرف

بحث مدیریت مصرف از منظر مقام معظم رهبری آنقدر مهم بود که یکسال را به‌عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کردند.

مدیریت مصرف هم ریشه در اعتقادات دینی و اخلاقی مردم دارد و هم به‌عنوان یک ضرورت عقلی و فطری قابل طرح است که بخصوص در شرایط بحران و حصر اقتصادی باید بیشتر مورد دقت قرار گیرد. آنچه در قرآن کریم و آموزه های دینی به‌عنوان لزوم پرهیز از اسراف و.. . آمده ناظر به همین موضوع مدیریت مصرف است این موضوع در شرایط امروز آنقدر مهم و خاص است که مقام معظم رهبری پرهیز از اسراف را در شرایط امروزی یک حرکت جهادی و اجر آن را اجر جهاد فی سبیل الله اعلام فرمودند. (1)

 همین نکته خمیر مایه یکی از سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی قرار گرفته و طی آن صرفه جویی در هزینه های عمومی کشور و مدیریت مصرف با تاکید بر اجرای سیاست های کلی اصلاح الگوی مصرف مورد توجه واقع شده است.

 

2 – استفاده ازتولید داخلی

یکی از اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی که در شعار حماسی و اسیاسی استقلال آزادی جمهوری جلوه داشت قطع وابستگی و دلبستگی به اجانب و اتکاء به خود و تقویت و مصرف تولید داخلی
بود این امر هم در سخنان و دیدگاه های امام راحل(ره) و هم در راهبردها و بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به روشنی و صراحت به‌عنوان یکی از اصلی ترین سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران مورد تاکید قرار گرفته و می گیرد چنانچه در فرازی از سخنان رهبر فرزانه انقلاب آمده است:

دستگاه های دولتی و حاکمیتی تولید غیرایرانی را مصرف نکنند آحاد مردم هم مصرف تولید ایرانی را به مصرف کالاهایی با مارک خارجی ترجیح دهند خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند (2)

در بندهای 7 و 8ابلاغیه اخیر نیز افزایش تولید داخلی نهاده ها و کالاهای اساسی و اولویت دادن به تولید محصولات به‌عنوان بخشی از سیاست های مورد نظر مطرح شده است.

 

3- کاهش وابستگی به نفت

از جمله لوازم اسیاسی و موثر نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی به نفت است که بارها از سوی رهبر انقلاب مطالبه شده است معظم له با ذکر این نکته که وابستگی به نفت میراث
شوم صد ساله ما است جایگزینی نفت با فعالیت های اقتصادی و درآمدزای دیگر را بزرگترین حرکت مهم در زمینه اقتصاد دانسته است(3)

و در ابلاغیه مورد بحث نیز در بند 13 مقابله با ضربه پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق انتخاب مشتریان راهبردی ایجاد تنوع در روش های فروش، افزایش صادرات گاز، افزایش صادرات برق و.. . به‌عنوان بخشی از راهبردهای مورد نظر مطرح شده است.(4)

 

4- بصیرت اقتصادی و مقاومت مدبرانه در مقابل دشمن

دشمن پس از ناکامی در جنگ نظامی گزینه جنگ فرهنگی و به دنبال آن جنگ اقتصادی را روی میز گذاشت و با بسیج تمامی امکانات و ظرفیت ها و یادگیری از کشورهای مختلف اروپایی، غربی و حوزه خلیج فارس و مسدود کردن تنگه های اقتصادی به مقابله با نظام اسلامی برخواست.

بدیهی است در مقابل دشمن باید آرایش جنگی گرفت و مهمترین رکن آرایش جنگی بصیرت و شناخت دشمن و اهداف و میدان مبارزه است. لذا مقام معظم رهبری به‌عنوان سکاندار بصیر و هوشمند انقلاب با تحلیل و تبیین اهداف دشمن از فشارهای اقتصادی همگان را به هوشمندی و بصیرت فراخوانده و اظهار داشتند: هدف دشمن را درفشار اقتصادی بشناسید و اینکه آنها طراحی کرده اند که بر روی اقتصاد کشور متمرکز شوند و به رشد ملی لطمه بزنند و اشتغال، رفاه ملی و دلدادگی مردم به نظام را از بین ببرند(5)

مقام معظم رهبری با درک بسیار واقع بینانه از نقشه های دشمن شعارهای سالهای اخیر را عموما با محتوای اقتصادی عنوان کرده و نامگذاری سال ها را به اصلاح الگوی مصرف اهمیت مضاعف، کار مضاعف، جهاد اقتصادی، تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی و.. . را نه به‌عنوان شعار زودگذر که به‌عنوان بستر یک حرکت عمومی اقتصادی اعلام فرموده و به مقاومت مدبرانه در مقابل ترفندهای اقتصادی دشمن تاکید فرمود و اقتصاد مقاومتی را به‌عنوان استراتژی نظام در مواجهه با دشمن معرفی کردند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ماهیت و شاخصه های اقتصاد مقاومتی را چنین تبیین کردند "اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که همراه با مقاومت باشد مقاومت در  مقابل کارشکنی دشمن و خباثت دشمن"(6)

در فراز دیگری معظم له وظیفه خطیر امروز را به این شرح متذکر شدند که وظیفه ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیرقابل نفوذ، غیرقابل تاثیر از سوی دشمن حفظ کنیم و نگه داریم.
اقتصاد باید مقاوم باشد باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه دشمن قرار گیرد مقاومت کند.(7)

و در فرازهای دیگر از ایشان می خوانیم: اگر کشور در مقابل فشارهای دشمن از جمله در مقابل تحریم ها مقاومت مدبرانه کند نه فقط این حربه کُند خواهد شد بلکه در آینده امکان تکرار چیزهای دیگر وجود نخواهد داشت(8)

یک اقتصاد مقاوم باید اقتصادی باشد که در ساخت درونی خود مقاوم باشد(9) همین نکته در بند 12ابلاغیه سیاست های اقتصاد مقاومتی با ذکر این مطلب که افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب پذیرین اقتصاد کشور باید مورد توجه قرار بگیرد مطرح شده است.

 

5 – پرهیز ازشعارزدگی

یکی از مهمترین آفاتی که در عرصه های مختلف به چشم می خورد شعارزدگی و نگاه تیزبین به موضوعات است چنانچه در موراد گوناگونی مشاهده می‌شود که به محض طرح مسئله ای در سخنرانی ها، مقالات و جلسات  به آن پرداخته می‌شود بدون آنکه به عمق آن و لزوم عملیاتی سازی آن توجهی شود. مقام معظم رهبری در موضوع اقتصاد مقاومتی هشدار داده اند که مبادا این بخش نیز دچار شعارزدگی شود.

معظم له با تاکید  بر اینکه اقتصاد مقاومتی شعار نیست بلکه واقعیت است همه را به تفکر و کار و تلاش جدی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی فراخوانده اند.

6- برنامه ریزی درست در مقابل تعارض ها و دشمنی ها و تحریم ها رهبر فرزانه انقلاب در بیانات روشنگرانه خویش ابعاد دیگری از موضوع اقتصاد مقاومتی را تشریح کرده اند و آن بحث تعارض ها و تقابل ها است. ایشان فرمودند کشور دارد پیشرفت می‌کند بدیهی است که حرکت به سمت این افق ها معارض ها و معارضه هایی هم دارد بعضی از این معارضه ها انگیزه های اقتصادی دارد بعضی دیگر انگیزه سیاسی دارد بعضی منطقه ای و بعضی بین المللی است.

بدیهی است با موانع باید با تدابیر خاص و سیاستگذاری و اراده جدی برخورد شود و از آن نهراسید و هدف را کم نکرد و دچار انفعال و سستی نشد.لذا رهبر معظم انقلاب در مواجهه با چنین وضعیتی رهنمود قابل توجهی دارند و آن اینکه " درلابه لای این مشکلات در وسط این خارها گام های استوار و همت ها و تصممهایی هم وجود دارد که بناست از وسط این خارها عبور کند و خودش را به نقطه مورد نظر برساند.(10)

و در بیانی دیگر در تبیین شاخصه های وجود ایده اقتصاد مقاومتی فرموده اند: اینجور نیست که اقتصاد مقاومتی معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کار تدافعی باشد نه، اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که به ملت امکان و اجازه می دهد که حتی در شرایط فشار هم رشد و شکوفایی خودشان را داشته باشند یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار در شرایط تحریم و در شرایط دشمن ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده رشد و شکوفایی یک کشور باشد(11)

معظم له در بیانی دیگر فرموده اند" یعنی ما یک اقتصادی داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند و هم آسیب پذیری کاهش پیدا کند و در مقابل ترفندهای دشمنان که همیشگی و به شکل های مختلف خواهد بود آسیب ببیند و اختلال پیدا کند.(12)

 

7- پایدار کردن اقتصاد مقاومتی

سیاست ها و رویکردها و اقدامات باید به جهتی هدایت شود که منجر به پایدار کردن اقتصاد مقاومتی شود و از نگاه سطحی و مقطعی به آن پرهیز شود چنانچه رهبر انقلاب در سخنان خود این موضوع را هم مورد تامل قرار داده و فرموده اند: باید اقتصاد مقاومتی پایدار شود و یکی از راهکارهای آن همین شرکت های دانش بنیان است که بهترین مظاهر و مهمترین مولفه های مقاومتی است.(13)

چنانچه روزمرگی و تکیه بر مسائل غیرکارشناسی در مسائل اقتصادی نیز از عوامل ناپایدار اقتصادی به شمار می آید. رهبر انقلاب در این خصوص تذکر داده اند که "روزمره فکر کردن در مسائل اقتصادی مضر است، تغییر سیاست های اقتصادی به طور دائم مضر است در همه بخش ها بخصوص در اقتصاد تکیه کردن به نظرات غیرکارشناسی مضر است.(14)

همچنین از دیگر آسیب های پایدار اقتصادی می توان به وابستگی فکری و علمی فعالان و تصمیم گیران اقتصادی اشاره کرد و این موضوع نیز از منظر اندیشمندانه رهبری دور نمانده و ایشان در این خصوص فرموده اند "اعتماد کردن به شیوه های تزریقی اقتصادهای تحمیلی شرق و غرب مضر است سیاست های اقتصاد باید بر مبنای اقتصاد مقاومتی به‌عنوان الگوی اقتصاد بومی و انقلابی و اسلامی باشد.(15)

 

8- مردمی کردن اقتصاد

از دیگر لوازم تحقق اقتصاد مقاومتی کاهش حذف تصدیگری و دولت گرایی و تقویت بخش خصوصی و تکیه بر توانایی ها و استعدادها و ظرفیت های مردمی است. رهبر انقلاب این نکته را نیز مورد تاکید قرار داده و فرمودند "مردمی کردن اقتصاد برابر اصل 44 می تواند یک تحول به وجود بیاورد. توانمند سازی بخش خصوصی و تشویق آنها به فعالیت های اقتصادی با کمک همه قوا....(16)

و در فراز دیگری استفاده از همه ظرفیت های دولتی و مردمی فکرها، اندیشه ها و راهکارهای صاحبنظران و همچنین سرمایه های مردمی تاکید شده است.(17)

 

پی نوشت ها:

1- مقام معظم رهبری 3/5/1391

2- مقام معظم رهبری3/5/1391

3- مقام معظم رهبری3/5/1391

4- مقام معظم رهبری اسفند 92

5- مقام معظم رهبری3/5/1391

6-  مقام معظم رهبری3/5/1391

7-  مقام معظم رهبری1/1/1392

8-  مقام معظم رهبری3/5/1391

9-  مقام معظم رهبری7/2/1392

10- مقام معظم رهبری8/5/1391

11- مقام معظم رهبری16/5/1391

12-  مقام معظم رهبری2/6/1391

13-  مقام معظم رهبری 8/5/1391

14-  مقام معظم رهبری 7/2/1392

15-  مقام معظم رهبری 7/2/1392

16-  مقام معظم رهبری 3/5/1391

17-  مقام معظم رهبری 2/6/1391



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 93/1/10::: ساعت 7:54 صبح نظرات دیگران: نظر

یادش بخیر اون روزای بچه گی

ناب ترین لحظه های زندگی

محله های با صفای بیجار

طراوت آب و هوای بیجار

سر کرز، پای دودار، ناو گل

باغ کا زوراووصدای بلبل

کاشی کاری، نونوایی و بنایی

دستفروشی ،جاجگه ، باقلوایی

آلووقندآلویادش بخیر

شانسی وچرخ باری یادش بخیر

بچه های محله الان کجان

دوستای چاق و چله الان کجان

منصورعلی کرد ورضا کا یحیا

مسعود کارحمت ، علی مش میرزا

جمشید و محمود و کر ممدلی

حسن حسین خاطره صندلی

سید تقی، فریدون باصفا

که داد جوونیش رو به راه خدا

بچه های مسجد فاطمیه

هیئتی ها ی باصفای شیعه

بازی اصلی مون چی بود خاک بازی

سرگرمی و تفریح مون آب بازی

فرفره بهترین وسیله مون بود

قرقره سرمایه جیبامون بود

در کاندا هف سنگ و تیله بازی

تو خاک و خل مشغول راه سازی

یادم میاد تو کشو میزمون

پر شده بود آشغالای این و اون

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مثل همه بچه های هم رده

هفت ساله بودم بردنم مدرسه

راه خونه تا مدرسه دور بود

تاکسی و سرویس کجا جور بود

پیاده و دوان دوان می رفتم

تو بیابون روی خاکا می جستم

یه روزکه بارون حسابی اومد

کار من بیچاره هم در اومد

آروم آروم داشتم می رفتم کلاس

یه وقت شدم یه آدم آس و پاس

هر دو تا پام گیر کرده بود لا گلا

هر کاری می کردم نمی شد جدا

از یه طرف مدرسه ام دیر شده

از یه طرف پاهام زمینگیر شده

از یه طرف از حاج اقام می ترسم

از کتک اش و سیلی اش می ترسم

لباس و کیف و کتابم کثیفه

کارم با حمام و صابون و لیفه

داد می زدم، وحشتی بود تو دلم

یکی منو نجات بده تو گلم

هرچی نیگا می کردم هیچکی نبود

غیر از من و سایه ام هیچکی نبود

یه وقت تو اون لحظه صدایی اومد

انگار فرشته خدایی اومد

باقرسید مصیب ازره رسید

دستامو تند گرفت و محکم کشید

پاهام از اون لای گلا دراومد

قصه پر غصه من سر اومد

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه روزی داشتم می رفتم مدرسه

تابخونم ریاضی و هندسه

دختر بیچاره ای با ترس و لرز

اومد پیشم "کرا"به فریادم رس

افتاده یه سگ دنبالم می ترسم

ببین چطور از وحشتش می لرزم

بیاو مردی کن از من دورش کن

تو پسری یه مشت بزن کورش کن

بادی به غبغب اومدم جلوتر

حالا نگو خودم از او ترسوتر

یه هو یه اتفاق بدتر افتاد

سگ دختر رو ول کرد پی من افتاد

دادوبیداد من بلند شد هوا

کمک کنه به من یکی ای خدا

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  حالا بگم برای اون روی ماه

قصه افتادنم و توی چاه

بچه بودم بچه ای شر و بلا

شیطونک و بازیگوش و ناقلا

درسامو خوندم همه رو مو به مو

زدم بیرون، کجا، خونه عمو

مثل همیشه ورجه وورجه کردم

عمورواز دستم دیوونه کردم

توی حیاط خونه شون یه چاه بود

عمیق وپرآب، سیاه مثل دود

یه وقت دیدم دارم می رم ته چاه

داد زدم از ته دلم آه آه

صدای جیغم به هوا بلند شد

آبام آقام از ته چاه بلند شد

عموجونم اون طرفا می چرخید

صدای جیغ و ناله ام را شنید

این ور و اون ور رو نگاه می کنه

صدا می اد ولی خودش گم شده

مسعود کجایی به فدایت عمو

خونه رو گشتم پی تو کو به کو

اومد و اومد تا رسید سر چاه

چاه عمیق و پر خطر روانکاه

جیغ می زدم عمو عمو کجایی

زهره ترک می شم اگه نیایی

کلی تقلا زحمت و وانفساه

بیرون آوردن منو از قعر چاه

انداخت منو با عجله رو شونه

با گریه و ناله آوردن خونه

آقا وآبا نگران و مبحوت

مش قهرمان چی اومد سر مسعود

عموی بیچاره از ترس و غصه

گفت چیزی نیست مونده زیر بشکه

بشکه ای پرآب وپرازآشغالا

افتاده رو این بچه ناقلا

بچه که نیست وروجکه ماشالا

بزرگ که شد عاقل می شه ایشالله

آقا جونم تا این حرفا رو شنید

دو سیلی محکم تو گوشم کشید

بچه مگه عقل و شعور نداری

چی کار به بشکه و درشکه داری

صدای ناله عمو دراومد

نزن باباش تازه از چاه دراومد

شکر خدا صحیح و سالم هستش

به لطف حق از مرگ حتمی رستش

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

یادش بخیر اون روزای حماسی

تظاهرات وفضای سیاسی

با اون که من سن و سالی نداشتم

مثل یه مرد برو بیایی داشتم

اعلامیه شعار جور می کردیم

تظاهرات ضد شاه می کردیم

توی کلاس عکسای شاه و کندم

به جای اون عکس امام گذاشتم

با بچه ها داد می زدیم مرگ بر شاه

ناظم می گفت به جاش بگید جاوید شاه

الهی چشمات روز بد نبینه

بلایی که سرم اومد نبینه

مدیر منو گرفت زیر لگد

سیلی و مشت و حرفای خیلی بد

شکر خدا شد انقلاب پیروز

فصل زمستان شد بسان نیروز

حالا دیگه وقت کار و تلاشه

همت کن همت چاره سازه

پایه گذاری گروه جهاد

من بودم و بچه های پاک نهاد

نشریه تبلیغ و تئاتر و سرود

گوشه ای از کارای این گروه بود

جهاد سازندگی مون راه افتاد

نور خدا توزندگیمون افتاد 

شونه به شونه هم کار می کردیم

گندم و جو ها رو درو می کردیم

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوم راهنمایی ام تموم شد

حوزه علمیه نصیبمون شد

امثله تصریف هدایه خواندم

سیوطی و لمعه درایه خواندم

مدتی کرد دلم هوای تهران

مدرسه مجد تو قلب ایران

بعد از اون ام مدرسه بهشتی

چه بچه های پاک و خوش سرشتی

چاردهم اردیبهشت هفتاد

قرعه فال دگری برافتاد

دیگه باید عازم قم می شدم

در حرم فاطمه گم می شدم

حضرت معصومه سلام علیک

بانوی مظلومه سلام علیک

گوهر دردانه زهرا تویی

شافعه محشر کبری تویی

بنت رسول اخت رضای غریب

عمه سادات و پناه غریب

قم حرم امن خدای ودود

جلوه پاکی و خلوص و سجود

قم حرم اخت رضای رئوف

مامن و ماوای خدای رئوف

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

سال هزار و سیصد و شصت و هشت

گلبن بختم به شکوفه نشست

نیمه گم گشته باغ دلم

زد شرری بر دل و بر حاصلم

روز غدیر شه دلدل رسید

جشن وصال گل و بلبل رسید

شیرین و فرهادی به هم رسیدن

خوشه ای از رحمت حق رو چیدن

حاصل این زندگی پر فروغ

هست سه فرزند شلوغ و پلوغ

مطهره محمد و فاطمه

صل علی محمد و آله

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کربلای جبهه ها یادش بخیر

روزای خوب خدا یادش بخیر

سنی نداشتم ولی تکلیف بود

دشمن ما در پی تحریف بود

چند باری هم توفیق جبهه ام بود

جبهه که نه مدرسه عشق بود

عشق خدا به امر پیر خمین

پیشانی بندامون همه یا حسین

ذکر لب بچه ها یا فاطمه

رمز شبای حمله یا فاطمه

چناره مجنون سقز و شلمچه

دو کوهه و مریوان و حلبچه

جبهه و گریه های عارفانه

جبهه و رازهای خالصانه

جبهه و مستی وصال معبود

جبهه و ایثار و رکوع و سجود

یاد تموم شهدایش بخیر

یاد غلام نریمانش بخیر

یوسف بسان شیر نینوا بود

فرمانده رشید جبهه ها بود

حسین همچو مرغ دشت بلا

پرکشید و رفت طرف کربلا

نکته: برخی از کلمات اشعار با لهجه کردی بیجاری آمده است.

 

 



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 92/12/28::: ساعت 8:51 عصر نظرات دیگران: نظر

نماز و دعا زیر آتش دشمن

در جزیره مجنون که بودیم نمازها را حتی الامکان به جماعت می خواندیم و آنهم با تعقیبات مفصل ، دعای فرج و تسبیحات حضرت زهرا(س) و بعد از اون هم دعای معروف ( خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار) و ... اما نکته مهم این بود که نمازها در حالی اقامه می شد که صدای شلیک و انفجار توپ ها و خمپاره ها لحظه ای قطع نمی شد و سنگرها از صدای مهیب انفجارها به خود می لرزید ،اما رزمندگان اسلام چنان با آرامش و متانت نمازها را به جماعت می خواندند که گویا در امن ترین و آرام ترین نقطه روی زمین هستند.

بعضی وقت ها که بین دو نماز سخنرانی می کردم صدام در صدای غرش گلوله ها و انفجارهای اطراف سنگر گم میشد و گرد و غبار انفجار داشت به شدت به داخل سنگر و سر و روی بچه ها می ریخت اما آنها خم به ابرو نمی آورند.

قرائت دعای کمیل ، دعای توسل و مخصوصا زمزمه زیارت عاشورا همراه با غرش انفجارات و گلوله باران دشمن هم صفای خودش را داشت ....السلام علیک یا ابا عبدالله ...یاابا عبد الله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ...اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد....انگار در کربلا هستی و در مقابل جبهه یزیدیان ....



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 92/12/26::: ساعت 10:6 صبح نظرات دیگران: نظر

مسافر کربلا

جوانی بود سر به زیر و کم حرف ، مودب و خوش اخلاق ، از یه مسیر که رد می شد برای برگشتن مسیر دیگری رو انتخاب می کرد .می گفت: نمی خوام تو یه مسیر دوبار دیده بشم. لذا هر وقت برای اقامه نماز جماعت به مسجد جامع می رفتیم برای برگشتن راهمون دورتر می شد . هر دو عضو پایگاه بسیج حضرت ولی عصر (عج )مسجد جامع بودیم.

با هم نگهبانی می دادیم با هم کشیک می ایستادیم و در مراسم و محافل شرکت می کردیم.

اسم شناسنامه ای اش فریدون بود، فریدون عذیری، ولی او دوست داشت به جای فریدون حسین صدایش بزنن ، لذا تا او را فریدون صدا می زدی می گفت ، بگید حسین. اسم حسین قشنگه، واقعاً عشق به امام حسین (ع) از سرو رویش می بارید . لذا تا خودش رو شناخت رفت جبهه ، اونم نه یک بار و نه دوبار و نه سه بار – درس و مدرسه را رها کرد و شد جبهه ای ، پدر که نداشت ، مادر پیری داشت که همیشه چشمش به راه بود تا حسین از جبهه برگرده ، بر می گشت ، اما چند روز بیشتر نمی ماند و دوباره عازم جبهه می شد .

مادر بیجاره طاقتش طاق شده بود ، یه روز اومد پیش من گفت : مسعود جان ،تورفیق صمیمی فریدونی ، این دفعه که از جبهه اومد با او صحبت کن که دیگه بسه، او سهم خودش رو رفته، دیگه بمونه پیش من و خانواده، درسهاش را بخونه ، گفتم: چشم ، صحبت می کنم ولی بعیده گوش به حرفم بده....

این دفعه که اومد مرخصی ،گفتم: حسین جان ،مادرت خیلی نگرانه ،دلواپسه ،الحمدلله خیلی ها جبهه هستن ، تو هم که بارها رفتی و وظیفه ات رو انجام دادی ، به خاطر مادرت دیگه بمون وبرنگرد جبهه.

حسین تا این جمله ها را از من شنید یه نگاه مخصوص ومعنا داری به من کرد و گفت : آقا مسعود تو دیگه چرا  ، می خوای بچه های رزمنده برن کربلا و من جا بمونم ، می دونی چقدر دلم هوای کربلای امام حسین رو کرده .......

حسین این دفعه هم رفت ، هفته ها بود ازش خبر نداشتم ، گاه و بیگاه مادر پیرش را می دیدم ، ناراحت و افسرده جلو درخانه می اومد و نگاهش به کوچه ، گویا متنظر بود حسین برگرده .

داشتم می رفتم مسجد دیدم ماشین صوتی سپاه مردم رو دعوت می کنه برای مراسم تشیع شهداء... اسم چند شهید رو خواند ... باورم نمی شد ، شهید حسین عذیری...

تنم لرزید با خود گفتم مسافر کربلا، تو به آرزویت رسیدی ،اما مادر پیرت .... طولی نکشید مادر حسین هم از دنیا رفت ، او طاقت دوری حسین را نداشت.

 



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 92/12/26::: ساعت 10:4 صبح نظرات دیگران: نظر

نماز ظهر عاشورا

نامش غلامرضا بود، غلامرضا نریمان ، اهل شهرستان بیجار و از بچه های مسجد جامع چون شغلش عکاسی بود همه به نام غلام عکاس می شناختنش، تازه از جبهه برگشته بود اما تا شنید گروهی از دوستانش عازم جبهه هستند نتوانست طاقت بیاره ، یکی دو ساعت بیشتر به وقت اعزام نمانده بود ، گفت من هم می آم فقط باید برم از خانواده ام خداحافظی کنم و بر گردم. به هر شکلی بود کارهایش رو مرتب کرد و این دفعه هم عازم شد . این بار جبهه غرب ، تو سنگرها همدیگر رو دیدیم، یه بار دیدمش یه کم نگران بود ، گفتم: دوست عزیز سرحال نیستی ؟ گفت: دلم برای دختر کوچکم تنگ شده ...با گروهی که عازم مریوان بودن رفت مریوان و برگشت ، دیدم حسابی شادابه گفتم : چی شده حاج غلام ، سرحال شدی ؟ گفت: دیگه هر چند وقت هم تو جبهه بمونم مهم نیست ، رفتم تلفنی با دخترم صحبت کردم و دلم آرام گرفت...

رفتیم خط ،از بالای یه کوه بلند باید سرازیر می شدی تا به یک تپه برسی ، تپه در تصرف نیروهای خودی بود، بهش می گفتن چناره ، اما اطراف تپه تا چشم کار می کرد نیروهای عراقی بودن ، صدها تانگ و توپ تپه رو محاصره کرده بودن و شب و روز اون  رو می کوبیدن . لحظه ای نبود صدای انفجار گلوله های توپ و خمپاره و تانک به گوش نرسد ، یه روز غلامرضا اومد گفت حاجی وقت نماز ظهره، گفتم: می دونم ، گفت: منظورم اینه بیا نماز جماعت بخونیم، گفتم: حاج غلام مگه نمی بینی همه بچه ها ریز باران گلوله های خمپاره و تانکن. جرأت نداری سرت را بالا بگیری والا سرت رفته.

سنگرها هم که بخاطر اینکه در دید دشمن نباشن از ارتفاع کمی بر خوردارن ، نمی شه ، خطرناکه ، بچه ها جمع بشن احتمال آسیب بیشتره ، مصلحت نیست بچه ها یه جا جمع بشن ، گفت: حاج آقا از شما بعیده این همه تو منبرها راجع به نماز ظهر عاشورای امام حسین (ع) شنیده ایم مگر اونجا امنیت کامل برقرار بود که امام نمازجماعت خوند؟ مگه امام تیر باران نشد؟ دیگه حرفی نداشتم ،گفتم: اذان بگو بچه ها جمع بشن ،اذان گفته شد ، تو یکی از سنگرها جمع شدیم نماز جماعت را به صورت نشسته شروع کردیم صدای گلوله خمپاره و تانک یک لحظه هم قطع نمی شد که صدای غرغر هواپیماهای عراقی و بمباران منطقه هم به اون اضافه شد هر جوری بود نماز را تموم کردیم.

من برگشتم پشت خط ، هنور ساعاتی نگذشته بود که یکی اومد گفت : حاج آقا خبری دارم برات، گفتم : چه خبر ، گفت: غلام شهید شد، گفتم کدوم غلام؟ گفت: غلام نریمان – تازه فهمیدم رمز عشق و علاقه غلام به نماز جماعت اونهم زیر باران گلوله و اقتداء به نماز ظهر عاشورای امام حسین (ع) چی بود . او دعوت شده بود ، آسمانی شده بود و می خواست بانی یه نماز جماعت دیگه بشه ....

 



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 92/12/26::: ساعت 10:2 صبح نظرات دیگران: نظر

علامه لاهیجانی انصاری روزی از آیت الله قاضی (ره) پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کار‌ها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ ایشان در جواب فرمودند: «پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:

«اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء: بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می‌دهی تا گشایش یابد.»



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 92/6/21::: ساعت 8:35 صبح نظرات دیگران: نظر