قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
عاقل، با همانند خود الفت می گیرد . [امام علی علیه السلام]

نگاهی به نقش مادران و همسران انقلابی شهدای انقلاب اسلامی به بهانه ایام فاطمیه؛

فاطمیه، روایت بانوی انقلابی

پانزدهم مهرماه امسال، جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، میهمان رهبر انقلاب بودند. اواسط مراسم، رهبر انقلاب، خطاب به یکی از بانوان حاضر در مجلس می‌گویند: «خانم زهرای معظمی، مادر گرامی شهیدان؛ حال شما خوبه؟» مادر شروع به صحبت می‌کند؛ با لهجه‌ی شیرین شوشتری می‌گوید که یک شهید در جنگ داده، و یک شهید در جنگ سوریه، و یک اسیر که هشت سال در اسارت عراق بوده است. آقا در حق مادر دعا می‌کند که: «خداوند متعال شما را از اعوان و انصار نزدیک امام زمان(?) قرار بدهد.» مادر که همچون کوه استوار است، با اینکه خوشحال از این دعا است، اما چیز دیگری می‌خواهد: "دو تا فرزند دیگر هم دارم که به فدایت حاج آقا!" آقا اما می‌گویند: «نه؛ آنها را ان‌شاءالله خدا برایتان نگه دارد.» پس از او، نوبت به همسر شهید می‌رسد. رهبر انقلاب می‌گویند: «من خواندم وصیّت‌نامه‌ی این شهید را که به این همسرش می‌گوید که اگر شما نبودی، من به این راه نمی‌رفتم. شما بودی که کمک کردی من به این راه بروم.»

در آغوش همسر شهید، دختر 20روزه‌ی شهید قرار دارد. دختری که نه او هیچ‌گاه پدرش را دید و نه پدر او را. همسر شهید رو به آقا می‌کند و می‌گوید اگر ممکن است در گوش فرزندش اذان و اقامه بگویند. آقا هم رو به جمعیت مردان گفت که بچه را از مادرش بگیرند و بیاورند. نسل پنجم انقلاب، حالا در دامن رهبر انقلاب آرام گرفته است...

***

می‌گویند تاریخ را فاتحان می‌نویسند. شاید به این جمله بتوان "تبصره‌ای" اضافه کرد و آن اینکه اگر تاریخ را فاتحان نوشته‌اند، آن فاتحان هم اغلب مردان بوده‌اند. شاید برای همین هم نقش زنان در تحولات و رخدادهای اجتماعی و سیاسی، معمولا نادیده گرفته می‌شود. حال آنکه، پر بیراه نیست اگر بگوییم، نقش زنان در مواقعی حتی از مردان هم بیشتر بوده است. شاهد مدعا، تاریخ انقلاب و دفاع مقدس است: «مادر، مادر شهید، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید؛ شوخی نیست؛ اینها به زبان آسان می‌آید. بچه‌ی انسان سرما می‌خورد، دو تا سرفه می‌کند، چقدر نگران می‌شویم؟ یک بچه‌ی انسان برود کشته بشود، دومی برود کشته بشود، سومی برود کشته بشود؛ شوخی است؟ و این مادر با همان احساسات مادرانه‌ی سالم و جوشان و پرفوران، آنچنان نقشی ایفاء کند که صد تا مادر دیگر تشویق بشوند بچه‌هاشان را بفرستند میدان جنگ. اگر این مادرها آن وقتی که جنازه‌ی بچه‌هاشان می‌آمد یا حتّی نمی‌آمد، آه و ناله می‌کردند، گله می‌کردند، یقه چاک می‌زدند، اعتراض به امام و اعتراض به جنگ می‌کردند، مطمئناً جنگ در همان سال‌های اول و در همان مراحل اول زمین‌گیر می‌شد. نقش مادران شهدا این است. 14/10/90»

ماجرا اما فقط این نیست که مادری، از فرزند خویش می‌گذرد و برای دفاع از وطن، او را به آوردگاه رزم می‌فرستد، مسئله این است که این مادر، فهم و بصیرتی دقیق و جامع از اوضاع زمانه دارد. برای همین، در زمانه‌ای که بسیاری از مدعیان سیاست، منطق مبارزه جمهوری اسلامی در عراق و سوریه را نمی‌فهمند، «مادر مؤمن و انقلابی»، خود به فرزندش اذن یا دستور می‌دهد برای جنگ. «جمله‌ی خوبی را این برادر عزیز اینجا گفتند. گفتند خانواده‌ها می‌گفتند اگر این رزمنده را ما از خانه بیرون نفرستیم، فردا دشمن دم در خانه می‌آید، باید بجنگیم. این خیلی نکته‌ی مهمی است؛ این همان نکته‌ای است که امیرالمؤمنین(?) فرمود هر جماعتی که در داخل خانه‌ی خودشان مورد تهاجم دشمن قرار بگیرند، غفلت کنند از این که دشمن دارد می‌آید، اینها شکست خواهند خورد. 15/6/95»

***

فاطمیه، بیش و پیش از هر چیزی، روایت مادران و همسران انقلابی شهداست. روایتی که در رأس آن، برترین بانوی عالم قرار دارد و بخشی از آن، در ماجرای دفاع از امیرالمؤمنین(?) در مدینه نمود پیدا کرد، بخشی از آن در کربلای 61 هجری، با فریاد «ما رأیت الا جمیلا»ی زینب کبری جلوه‌نمایی کرد، بخشی از آن در کربلای شلمچه و فاو و اروند، و بخشی از آن در مقتل عراق و سوریه. نیمه‌ی پنهان همه‌ی این حوادث، که قله‌های تاریخ بشریت محسوب می‌شوند، زنان و مادران‌ شهدایند. همان‌ها که مردآفرینان روزگارند: «بارها من این را گفته‌ام؛ در زیارت خانواده‌های شهدا، اغلب اوقات مادران شهید را شجاع‌تر و مقاوم‌تر از پدران شهید یافتم. مگر محبت مادر را میشود با محبت پدر مقایسه کرد؟ روح لطیف زنانه، آن هم نسبت به جگرگوشه، این را پرورش بدهد، بزرگ کند مثل دسته‌ی گل، بعد راضی بشود که او برود میدان جنگ و به شهادت برسد؛ بعد برای اینکه جمهوری اسلامی دشمن‌شاد نشود، بر جنازه‌ی او گریه هم نکند! که بنده مکرر به این خانواده‌های شهدا گفتم گریه کنید؛ چرا گریه نمی‌کنید؟ گریه ایرادی ندارد. گریه نمی‌کردند، می‌گفتند می‌ترسیم جمهوری اسلامی دشمن‌شاد شود. زن مگو، مردآفرین روزگار. 23/2/91»

نسل پنجم انقلاب، میراث‌دار فاطمیه، و چنین مادرانی است. و همین است که انقلاب همچنان تداوم دارد. نسلی که در دامان رهبر انقلاب بزرگ شده است.

 



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 95/12/22::: ساعت 8:46 صبح نظرات دیگران: نظر
رمزگشایی از3کلیدواژه رهبر انقلاب؛
در ماه‌های اخیر و در دیدارهایی که رهبر معظم انقلاب با مردم و مسؤولان نظام داشته‌اند، معظم‌له تأکید ویژه‌ای بر لزوم صیانت از شور انقلابی، حفظ روحیه انقلابی، انقلابی عمل کردن و انقلابی‌گری داشته‌اند.
"عماریون"- در ماه‌های اخیر و در دیدارهایی که رهبر معظم انقلاب با مردم و مسؤولان نظام داشته‌اند، معظم‌له تأکید ویژه‌ای بر لزوم صیانت از شور انقلابی، حفظ روحیه انقلابی، انقلابی عمل کردن و انقلابی‌گری داشته‌اند که در این یادداشت سعی کرده‌ایم به بسترها و دلایلی که باعث شده تا ایشان در برهه کنونی چنین تأکیدی را داشته باشند، اشاراتی را داشته باشیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آخرین دیدار رئیس و نمایندگان دوره‌ی چهارم مجلس خبرگان رهبری با برشمردن سه اولویت اصلی کشور در مقطع کنونی، «مسأله‌ی نفوذ» را بسیار جدی و مهم خواندند و تأکید کردند: تنها راه پیشرفت حقیقی، «استحکام ساخت داخلی کشور» در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، «حفظ خصوصیات انقلابی»، «حرکت جهادی»، «حفظ عزت و هویت ملی و اسلامی» و «هضم نشدن در هاضمه‌ی خطرناک جهانی» است.
 ایشان هم‌چنین تأکید کردند: وظیفه مجلس خبرگان عبارت است از: انقلابی ماندن، انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن.
ایشان هم‌چنین روز سه‌شنبه در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با اشاره به نقش و جایگاه بی‌بدیل حوزه علمیه قم در پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین تهدید پیش‌روی این نهاد مهم در نظام اسلامی را «انقلاب‌زدایی» دانسته و یادآور می‌شوند که اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند، باید حوزه علمیه «انقلابی» بماند زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف» قرار خواهد گرفت.
مقام معظم رهبری در ماه‌های اخیر در عین تأکید بر حفظ روحیات انقلابی، شاخصه‌های  آن‌را نیز به‌درستی تبیین نموده و باب تلاش‌های دشمنان بیرونی و همفکران داخلی آن‌ها جهت انزوای نیروهای انقلابی را می‌بندند. ایشان در بیاناتشان شاخص‌های زیر را برای نیروهای انقلاب برمی‌شمارند:

1.  ایستادگی و ثبات در اصول انقلاب اسلامی‌
2.  پایبندی و پاسداری نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی‌
3.  پایبندی به رفتار و گفتار امام و ایستادگی در برابر تحریف خط امام‌
4.  پاک‌دستی و ساده‌زیستی و اجتناب از اشرافی‌گری‌
5.  تدین و پایبندی به تکالیف شرعی‌
6.  خدمت خالصانه و بدون منت‌
7.  عدالتخواهی، آزادگی و دفاع از مظلومان عالم‌
8.  استکبارستیزی و ایستادگی قاطع در مقابل کفر، نفاق و طمع‌ورزی و سلطه بیگانگان‌
9.  مرزبندی شفاف با دشمنان دین و انقلاب‌
10.  دفاع از اقتدار و امنیت ملی‌
11.  اعتماد به مردم، صداقت و وفاداری‌
12.  شجاعت در اقدام و آمادگی برای ایثار و ازخودگذشتگی‌
13.  برخورداری از سلامت اخلاقی و فکری‌
14.  مبارزه واقعی با فقر، فساد و تبعیض‌
آنچه در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی سبب ماندگاری و بقای انقلاب شده است، وجود این روحانیت (البته با نیت‌های متفاوت) میان نیروهای مؤمن به انقلاب است که به‌رغم گذر نسلی، توانسته‌اند شادابی و روحیات انقلابی‌گری را حفظ کنند.
اما از آنجایی که این شاخصه‌ها با هجمه‌های  بیرونی و چالش‌های درونی مواجه است، می‌توان چرایی نگرانی مقام معظم رهبری از آنچه در جمع اعضای مجمع نمایندگان طلاب تحت عنوان «انقلاب‌زدایی» به آن اشاره داشتند، درک کرد.
از یک‌سو دشمنان بیرونی و عوامل داخلی آن‌ها  تلاش دارند با انگ «تندرو» و یا «افراطی‌گری» و بهره‌گیری از عنصر نفوذ و جنگ نرم، نیروهای مؤمن به انقلاب را منفعل و در جامعه منزوی کنند و از سوی دیگر غفلت شخصیت‌ها و نهادهای اثرگذار نظیر حوزه‌های علمیه، نهادهای انقلابی در آموزش وتربیت نسل‌های جدید و یا حتی‌حفظ این روحیات در نسل‌های قدیمی، سبب کم‌رنگ شدن و یا کم‌فروغ شدن آن شاخصه‌ها می‌شود و آنگاه است که می‌توان خطر انحراف را جدی گرفت.
در این شرایط است که می‌توان اهمیت  بیان مقام معظم رهبری در تأکید بر سه شاخصه «انقلابی ماندن»، «انقلابی فکر کردن» و «انقلابی عمل کردن» مجلس خبرگان رهبری را به‌درستی درک کرد.
* راهبرد نظام سلطه چیست؟
یکی از مهم‌ترین راهبردهای نظام سلطه طی 37سال گذشته جهت مواجهه با ایران را باید تلاش برای «تغییر هویت انقلاب اسلامی» دانست که بخشی از آن در بعد «تخاصم با استکبار، یاری رساندن به مظلوم و ایستادگی در مقابل ظالم» معنا پیدا می‌کند و یقیناً حذف گام به گام چنین مولفه‌ای از گفتمان انقلاب اسلامی به‌معنای تن دادن به نظامی اسلامی است که خاصیت و مولفه‌های اساسی خود را از دست داده و چیزی جز پوسته آن باقی نمانده است. چنین هدفی در دو سال اخیر شکل جدی‌تری به خود گرفته و طی 20 ماه مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 مصادیق فراوانی را می‌توان برای آن پیدا کرد.
نظریه‌پردازان غربی، این طرح را حاوی تأثیرات چشمگیر و خیره‌کننده‌ای بر آینده نظام جمهوری  اسلامی ایران می‌دانند که می‌تواند کارکرد انقلاب ایران را طی سال‌های آتی، به پایین‌ترین درجه ممکن برساند به‌گونه‌ای‌که میزان اثرگذاری ایران روی بسیاری از تحولات و رویدادهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در حد یک کشور دسته سوم قاره آفریقا تنزل پیدا کند؛ کشوری که نمی‌خواهد و بهتر بگوییم نخواهد توانست در مواجهه با کشورهای قدرتمند غرب و شرق تقابلی را صورت دهد و منافع و خواسته‌های بین‌المللی خود را تنها در صورت موافقت مثبت ایالات متحده می‌تواند پیگیری نماید.
برشمردن برخی از اتفاقات و رویکردهای  بحث‌برانگیز دو سال اخیر در فضای سیاسی - که در ادامه به آن اشاره خواهیم داشت - در ظاهر موضوعاتی ساده و پیش پا افتاده بوده که با تبیین برخی از وجوه پنهانی آن می‌توان دریافت که جریانی تغییر «هویت انقلاب اسلامی» را همچنان یک اولویت برای خود می‌داند.

* تطهیر چهره استکبار
با مرور رفتارها و موضع‌گیری برخی از چهره‌ها و رسانه‌های جماعت تجدیدنظرطلب می‌توان این نکته کمتر دیده شده را به‌خوبی مشاهده کرد که تلاش‌های جدی صورت می‌گیرد تا جامعه ایرانی به باورهای خاصی برسد؛ باورهایی نظیر «می‌شود با کارگزاران غربی هم کنار آمد»، «اگر امتیازی به آمریکایی‌ها داده شود آن‌ها هم منطقی و اصولی‌ امتیاز هم‌وزنی را به طرف مقابل می‌دهند»، «اهل مذاکره و تعامل دوسویه و منطقی هستند» یا این‌که «مقامات ایالات‌ متحده‌آمریکا و همپیمانان‌شان آنچنان که تصور می‌کردیم، خونریز و جنگ‌طلب و چپاولگر نیستند.»
البته تلاش برای تغییر باور و  ذائقه مردم درباره غرب تنها به لفظ و سخنرانی‌های جهت‌دار خلاصه نشده بلکه رفتارهای‌ موازی و منطبق بر چنین هدفی هم صورت گرفت.
به بیان بهتر «تقلیل روحیه استکبارستیزی» و جایگزین کردن «تفکر سازشکارانه» به‌جای آن‌را  باید یکی از خطوط مهم حرکت طیف مورد نظر برای تحریف اصول انقلاب اسلامی دانست، به‌طوری‌که طی سال‌های‌ اخیر چهره‌های اصلی این جریان به شکلی هدفمند و فراگیر درتریبون‌های مختلف تأکید کرده‌اند که اساساً مبارزه و رویارویی با استکبار جزو مبانی انقلاب اسلامی نبوده و پس از شکل‌گیری انقلاب و بر اساس مقتضیات زمانی‌ و مکانی در دستور کار حضرت امام قرار گرفته است.
در سوی دیگر، روزنامه‌های متعدد و پرشمار این طیف هم در  مجموعه گزارش‌ها و گفت‌وگوها از لزوم تعامل با آمریکا و متحدانش و اتخاذ رویکرد واپسگرایانه در مقابله با غرب برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم سخن به‌میان می‌آورند.

* تقبیح انقلابی‌گری‌
این جریان هم‌چنین در ادامه به کمک رسانه‌های وابسته به خود تلاش کرده با به‌کارگیری ابزارهای عملیات روانی‌، روحیه «انقلابی‌گری» را مساوی با تندروی و افراطی‌گری القا کند و نگرش‌های مبتنی بر ایستادگی در مقابل نظام سلطه را تقبیح و ضد ارزش جا بیندازد. نکته دیگری که مورد توجه این جریان قرار دارد، این نکته است که آن‌ها تلاش می‌کنند افکار عمومی داخلی به این نتیجه برسد که غرب به ‌سردمداری آمریکایی‌ها آنقدر هم‌ ترسناک و خطرناک نیست که طی 36سال اخیر برای مردم جا انداخته‌ایم!

* توافقنامه هسته‌ای بهانه‌ای برای تعطیلی روحیه استکبارستیزی نباشد
همین تلاش بی‌وقفه و پرحجم نظام سلطه و جریانی خاص در داخل با هدف «تغییر هویت انقلاب اسلامی» باعث شد که رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان با اشاره به لزوم حفظ مبانی انقلاب اسلامی بیان فرمودند: «مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است... مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.»
هشدار رهبری نسبت به اتخاذ چنین رویکردی از سوی جماعت خاص در  داخل تنها به این مورد خلاصه نمی‌شود آن‌چنان‌که ایشان در خرداد امسال و در مرقد مطهر حضرت امام به «لزوم استمرار مبارزه و ایستادگی در مقابله با استکبار» و «خوشبین نبودن به وعده‌های آن‌ها» پرداختند و تأکید نمودند: «یکی از اصول امام اتکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده الهی و نقطه مقابل، بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزای مکتب امام است.
... امام(ره) در چارچوب این اصل فکری خود، همواره  در مقابل آمریکا و دستگاه سیاسی و امنیتی آن موضع گرفت و متقابلاً از ملت‌های مظلوم به‌ویژه مردم فلسطین با کمال صمیمیت و قاطعیت حمایت کرد.»
تأکید چندباره رهبری در این‌باره آن‌هم در قالب هوشمندی جامعه در مقابل سناریوی تحریف اصول انقلاب اسلامی‌ و تلاش برای تغییر ماهیت انقلاب، نشان می‌دهد که مبارزه با نظام سلطه و توجه ویژه به استکبارستیزی، ‌تاریخ انقضا ندارد و تمرکز جماعت نشانه‌دار برای حرکت در این مسیر نمی‌تواند حاوی دستاوردی‌ باشد.

* «حفظ هویت انقلاب» دغدغه ثابت رهبر انقلاب‌
اما تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر مسأله حفظ هویت انقلاب را باید یکی از دغدغه‌های مهم رهبری طی‌سال‌های‌ پس از زعامت ایشان دانست؛ آنچنان که آن‌را باید یکی از موضوعات ثابت مطالبات ایشان دانست؛ به‌عنوان نمونه معظم‌له در دانشگاه علم و صنعت در آذرماه سال 87 بیان می‌فرمایند: آنچه مهم است این است که نظام جمهوری اسلامی یک ساخت حقوقی و رسمی دارد که آن قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی، دولت اسلامی، انتخابات - همین چیزهایی که مشاهده می‌کنید - است، که البته حفظ این‌ها لازم و واجب است اما کافی نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقی، یک ساخت حقیقی، یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقی در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقی در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهری و حقوقی هم باقی بماند، نه فایده‌ای خواهد داشت، نه دوامی خواهد داشت، مثل دندانی که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می‌شکند. آن ساخت حقیقی و واقعی و درونی، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونی‌چیست؟ همان آرمان‌های جمهوری اسلامی است؛ عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزش‌ها... ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن.
ایشان در ادامه ضمن تأکید بر  مؤلفه استکبارستیزی در مقابل غرب بیان می‌کنند: اگر ایستادگی در مقابل تجاوزطلبی‌های دشمن فراموش شود، اگر رودربایستی‌ها، ضعف‌های شخصی، ضعف‌های شخصیتی بر روابط سیاسی و بین‌المللی مسؤولان کشور حاکم شود، اگر این مغزهای حقیقی و این بخش‌های اصلیِ هویت واقعی‌ جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهریِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمی‌کند؛ خیلی اثری نمی‌بخشد و پسوند «اسلامی» بعد از مجلس شورا، مجلس شورای اسلامی، دولت جمهوری‌اسلامی، به تنهایی کاری صورت نمی‌دهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید.
رهبری در پایان تأکید می‌کنند:  تغییر سیرت، تغییر آن هویت واقعی، به‌تدریج و خیلی آرام حاصل می‌شود. توجه بعضی‌ها به این، غالباً جلب نمی‌شود... چشم بینای دانشجویان باید این مسؤولیت را همیشه برای خودش قائل باشد.

* شاخصه‌های انقلابی بودن و انقلابی زیستن‌
شاخصه‌های انقلابی بودن و انقلابی زیستن را نیز می‌توان در ده مورد مهم خلاصه کرد و این‌ها مواردی است که می‌توان گفت انقلابی بودن متکی به این مؤلفه‌هاست:
1. التزام به اسلام: انقلابی بودن متصل به اسلام است و یک  انسان انقلابی باید به مکتب اسلام، پیامبر(ص) و مکتب امام، اعتقاد عملی و واقعی داشته باشد. بر این اساس می‌توان گفت یک انقلابی، یک مسلمان واقعی است.
22. مرزبندی پررنگ در برابر دشمن: یک انقلابی واقعی، استکبارستیز، سلطه‌ستیز و در یک کلمه آمریکاستیز است.
3. بصیرت دینی و سیاسی: یک انقلابی لزوما باید بصیرت دینی و سیاسی داشته باشد و از آگاهی‌های غفلت‌زدا و معرفت نافذ برخوردار باشد. انسان انقلابی، قدرت تحلیل درست حوادث و رخدادها را دارد و دشمن‌شناس است و می‌تواند معادله دوستی و دشمنی را تفکیک کند.
4. تقوای فردی و جمعی: یک فرد  انقلابی، حدود الهی را رعایت می‌کند و از فساد، اعم از اخلاقی، اقتصادی، سیاسی ‌و... پرهیز می‌کند. هم‌چنین تقوای جمعی دارد و در حوزه‌های امر به معروف و نهی از منکر و مرجح دانستن مصالح اجتماعی به مصالح فردی و پرهیز از دشمن، به‌صورت فعالانه عمل می‌کند.
5. پایبندی به مکتب امام و شناخت  درست اصول و شاخص‌های مکتب: یک انقلابی در انقلاب اسلامی نمی‌تواند انقلابی باشد اما به اصول و مبانی مکتب امام پایبند نباشد.
6. ولایتمداری و تبعیت خردمندانه از ولی فقیه: طبق این اصل، همواره باید برای تحقق منویات  ولی فقیه به‌عنوان نایب امام عصر(عج)، تلاش و مجاهدت کرد.
7. پاسداری مؤمنانه و غیورانه از اصل ولایت فقیه: این اصل، بزرگ‌ترین یادگار امام(ره)  است و یک انقلابی‌ باید خود را همواره پاسدار و حافظ این یادگار بزرگ امام بداند و با ایمان و غیرت در حفاظت و حراست از اصل ولایت فقیه بکوشد، زیرا امام فرمودند اگر چنین کنید، مملکت شما آسیبی نخواهد دید.
8. مردم‌گرایی و اعتقاد واقعی به نظر و رای مردم: باید به جمهوریت و اسلامیت  نظام اعتقاد داشت و جمهوری‌ اسلامی را یک حقیقت واحد دانست. نباید این دو اصل را از یکدیگر تفکیک کرد و این همان مردم‌سالاری‌ دینی است که مقام معظم رهبری نیز از آن یاد کرده‌اند.
99. عدالتخواهی و مبارزه با ظلم و فساد: یک انقلابی باید عدالتخواه و ظلم‌ستیز باشد و با انواع و اقسام فساد مبارزه کند.
10. دفاع از محرومان و مستضعفان در تمامی نقاط عالم: یک انقلابی باید مدافع مستضعفان و محرومان چه در داخل کشور و چه در سایر نقاط جهان باشد. امروز مردم سوریه، عراق، لبنان، یمن و بحرین زیر بار ظلم هستند و یک انقلابی‌ نمی‌تواند نسبت به این ظلم بی‌تفاوت باشد. انقلابی باید طرفدار و دادرس مستضعفان باشد و برای کمک به مظلومان تلاش و مجاهدت کند.

* پایان سخن‌
ضرورت هضم شدن در نظم جهانی نکته‌ای است که این‌روزها از جانب برخی غافلان و یا خائنان تکرار می‌شود، از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از آن‌که مبتنی بر فرم باشد بر عمق و هویت خود متکی است، هضم شدن در نظام جهانی عملاً این هویت را از بین می‌برد.
در پاسخ به همین مسأله است که  مقام معظم رهبری در طول دو سال گذشته بارها و در مقاطع گوناگون با عبارات و مسائل مختلف بر این نکته تأکید کرده‌اند که انقلاب و حرکت انقلابی باید باقی بماند. با جست‌وجوی کوتاهی در سخنرانی‌های ایشان می‌توان عباراتی همچون «من انقلابی‌ام»، «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند»، «در مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام باید ایستاد» و جملاتی از این قبیل را یافت که همگی آن‌ها بر استمرار حرکت‌های انقلابی و دوری از محافظه‌کاری تأکید دارد. ایشان در سخنرانی خود در جمع طلاب و روحانیون به این مسأله اشاره و تأکید کردند: «علت اصلی مخالفت نظام سلطه با جمهوری اسلامی، ایستادگی ایران در مقابل نظام ظالمانه جهانی است. اگر این ایستادگی نباشد، هر اسم و شکلی داشته باشید، نظام سلطه با شما مخالفتی نخواهد داشت.»
رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان خود با اشاره به مخالفت با انقلاب و اصول انقلابی به‌صورت  زیر پوستی‌می‌فرمایند: «گاه به‌صراحت با اصل انقلاب مخالفت می‌شود اما گاهی غیرمستقیم با مبانی و مبادی ‌اعتقادی انقلاب مخالفت می‌شود که باید در این‌زمینه حساس بود و تأکید مکرر بر ضرورت هوشیاری در مقابل استکبار و آمریکا به همین علت است.»‌
در نهایت رهبری درباره ضرورت عدم هضم شدن در  نظم جهانی مورد نظر آمریکا می‌فرمایند: «اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحط جهانی، هویت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد. این‌که می‌بینید من مسأله استکبار و آمریکا را تکرار می‌کنم، از روی عادت نیست؛ احساس خطر می‌کنم.»
واقعاً چه اتفاقی روی داده است که رهبری در جمع طلاب و  اندیشمندان دینی کشور بر این نکته تأکید می‌کند که باید انقلابی ماند و از انقلاب دفاع کرد. آیا همان نشانه‌هایی که برخی تحلیلگران خارجی در حرکت زیرپوستی برخی‌ محافل به سمت حضور جدی‌تر ایران در نظم جهانی مشاهده می‌کنند، رهبری با دقت بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار نداده‌اند. به طور حتم، نگرانی رهبری در این‌باره پیوند نزدیکی با اتفاقاتی که در طول یک سال گذشته در کشور روی‌ داده است، دارد و اتفاقاً دولت نیز به‌عنوان مجری وظیفه سنگینی را برعهده دارد. شاید گذشت زمان ابعاد بیشتری از آنچه رهبری از آن به‌عنوان شبکه نفوذ نام می‌برند، هویدا کند، اما آنچه مسلم است همان احساس خطر رهبری در قلب تمام دلسوزان نظام وجود دارد.
بنا بر آنچه که گذشت،  امروز جوانان مذهبی و حزب‌اللهی با همه وجود در میدان هستند و هرگاه زمینه‌ای به‌وجود آید که دفاع از مرزها حتی در سرزمین همسایه هم لازم باشد، این جوانان تندرو در مسیر انقلاب هستند که در میدان حاضر می‌شوند و در صف اول قرار می‌گیرند و هرگز کسانی‌ را که نگاه اشرافی‌گرایانه و غرب‌پرستانه دارند، در این میادین مشاهده نتوان کرد. ضربه زدن به این قشر از جامعه، ضربه به حافظان انقلاب و استعدادهای واقعی کشور می‌باشد.
دوم آن‌که نخبگان سیاسی این موضوع را باید بدانند که با توجه به فرمایشات مقام معظم  رهبری، قدرت تحلیل این جوانان در مورد مسائل گاهی اوقات از برخی بزرگترها نیز بهتر است. پس به‌جای موضع‌گیری تضادگونه در مقابل این قشر عظیم، باید خواسته‌ها و دغدغه‌های آنان از نو و با نگاه منطقی‌تری بررسی شود.

 



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 95/10/12::: ساعت 9:29 صبح نظرات دیگران: نظر

Image result for ?لیله المبیت?‎

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد
خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب
صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر
بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می‌ رقصید
تیغ عریان شده بالای سرش می ‌رقصید

مرد آن است که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند
جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد
آیه ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن
جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه ‌ای از معجزه بر در دوخت
تاری از رشته ایمان تو محکمتر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر!؟
از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟

یازده قرن به دل سوخته ‌ام می ‌دانی
مُهر وحدت به لبم دوخته ‌ام می ‌دانی
 

باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید
من زبان بسته ‌ام و خواجه سخن می‌گوید

من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم
مُهر بر لب‌ زده، خون می‌خورم و خاموشم

طاقت ‌آوردن این درد نهان آسان نیست
شِقشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست

شعر از حمید برقعی



مسعود صفی یاری ::: پنج شنبه 95/9/11::: ساعت 11:58 صبح نظرات دیگران: نظر

* استفتاء از مقام معظم رهبری

در سایت  «khamenei.ir» این سوال مطرح شده است که؛« چند سالی است در شب اول ماه ربیع‌الاول حرکتی در بعضی مساجد باب شده است، شائبه بدعت و یا ترویج نوعی خرافه در آن می‌رود، ماجرا از این قرار است که در شب اول ماه ربیع‌الاول از حدود نیمه‌شب تا اذان صبح افرادی که غالباً خانم‌ها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با کوبیدن به درب مساجد و خواندن اذکاری توسل جسته و حاجات خود را طلب می‌نمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می‌دهند و خصوصاً این حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود می‌رسد و معتقد هستند بدینوسیله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربیع‌الاول را خبر می‌دهند نظر حضرتعالی در این باره چیست؟»

پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به این پرسش این‌گونه است؛ «عمل مذکور مستند روایی ندارد و شیوه‌ای قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده‌ای است، لکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است، آقایان علمای اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنین (ایدهم الله تعالی) با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وَهْن مذهب گردد، جلوگیری نمایند



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/10::: ساعت 8:14 عصر نظرات دیگران: نظر

دق‌الباب»؛ خرافه، بدعت یا سنت

 

«دق‌الباب می‌کنند تا آمدن ماه شادمانی‌ها را تبریک بگویند»؛ برخی‌ افراد در شب پایان ماه صفر و آغاز ماه ربیع‌الاول به درب هفت مسجد می‌روند تا به قولی «دق الباب» کنند، رسمی که گفته می‌شود خرافه‌ای بیش نیست.

به گزارش خبرنگار ایسنا، گفته می‌شود در شب اول ماه ربیع‌الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح باید درِ هفت مسجد را کوبید و با این کار پایان دوماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا (س) را اعلام کرد و این‌گونه از دستان حضرت زهرا (س) صله دریافت کرد و حاجت طلبید.

در سال‌های ابتدایی این مراسم، به کوبیدن در مسجد و سپس اقامه نماز صبح در آخرین مسجد اکتفا می‌شد. اما با گذشت زمان برخی کارهای دیگر به آن اضافه شد، تضرع، ناله، گریه بر در مسجد، پخش نذورات، شیرینی، شکلات و پس از آن در آخرین مسجد خواندن دعای توسل و حتی روشن کردن شمع بر در مسجد و آب و جارو کردن مقابل آن و البته برخی نیز برای بی‌بهره‌نماندن از خواب شب، این رسم را تا آن‌جا جلو بردند که از نماز مغرب و اول شب، این رسم را آغاز می‌کردند.

کوبیدن در 7 مسجد سند شرعی ندارد

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسین گلمیرزاده در دی ماه سال 93 در گفت‌وگویی با ایسنا مطرح کرد: کوبیدن در 7 مسجد سند شرعی ندارد و در شأن مومنین نیست که این کار را انجام دهند.

معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی گیلان تصریح کرد: از طرفی شمع روشن کردن و ضربه زدن به در و دیوار مسجد که سبب خرابی مسجد می‌شود، فعلی حرام است که این عمل نیز باید ترک شود.

گلمیرزاده با بیان این‌که متاسفانه این عمل خرافی دامن‌گیر استان ما نیز هست، گفت: از تمامی روحانیون، ائمه جماعات و مبلغین خواسته شده است تا این عمل خرافی را به اطلاع مردم برسانند.

وی خاطرنشان کرد: اعمال هر ماه نو و نماز اول آن ماه، صدقه دادن و دعا در حق دیگران از اعمالی است که در ابتدای هر ماه می‌توان انجام داد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی هم در دی ماه 93 در پاسخ به استفتایی نظر خود را درباره تجمع پشت درب مساجد در شب اول ماه ربیع الاول اعلام کرد.

در این پاسخ آمده است:

«با توجّه به این‌که این عمل در روایات معصومین(علیهم السلام) وارد نشده، انجام آن به عنوان یک امر مستحبّ شرعی جایز نیست و سزاوار است ائمّه محترم جماعات مردم را به سوی مراسم و توسّلاتی دعوت کنند که در روایات معصومین(علیهم السلام) وارد شده است و گرنه ممکن است افراد منحرف برای وهن مذهب هر روز امر تازه‌ای اختراع نمایند و ناآگاهان را به سوی آن دعوت کنند

*خرافه، بدعت یا سنت

و حجت الاسلام حسین هاشمی از محققان حوزه علمیه قم در سال 91 در گفت‌وگویی با یکی از رسانه‌ها گفت: اعمالی پس از پایان ماه صفر بین مردم رایج است از جمله کوبیدن در هفت مسجد، روشن کردن هفت شمع مقابل در مساجد یا جارو کردن مساجد که اینها از نظر تاریخی هیچگونه سندیتی ندارد و از سیره بزرگان و علما نبوده است.

وی ادامه داداین موارد، پیشینه روایی ندارد و بیشتر آداب و رسومی قومی و بومی است. به عنوان مثال در برخی مناطق استان بوشهر نیز دیده‌ شده است که مردم به نشانه پایان نحسی ماه صفر، قلیان می‌شکنند.

او حتی تاکید کرد: متاسفانه در بسیاری از موارد این اعمال با خرافات مخلوط شده و به مواردی انحرافی در دین تبدیل می‌شود. اگر عملی در دین وارد نشده باشد و با عنوان دین انجام شود، علاوه بر اینکه ثوابی ندارد، بلکه گناه نیز محسوب می‌شود، چرا که بدعت در دین نهی شده است.

حجت‌الاسلام هاشمی با اشاره به روایت «من بشرنی بخروج صفر قله الجنه؛ هر کس به من بشارت دهد که ماه صفر تمام شده است، بهشت برای اوست» به عنوان یکی دیگر از تحریفات خروج از ماه صفر ادامه داد: این روایت نیز از سند متقنی برخوردار نیست و به احتمال فراوان این روایت در مورد ابوذر غفاری بیان شده است، اما عده‌ای این روایت را دال بر این گرفته‌اند که بشارت دادن پیامبر به اتمام ماه صفر، ثواب و پاداش دارد.

وی درباره آداب خاص خروج از ماه صفر و حلول ماه ربیع‌الاول در روایات اسلامی و اعمال مستحبی این ماه نیز بیان کرد: در مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی آداب خاصی برای این امر ذکر نشده و تنها به ذکر اعمال شب اول ماه بسنده شده است. ولی در برخی روایات، اقامه نماز شکر به شکرانه اقامه دو ماه عزاداری و عبادت، روزه گرفتن، صدقه دادن، کمک به مستمندات و قرائت زیارت پیامبر(ص) و امیرالمومنین علی(ع) در ابتدای این ماه توصیه شده است.

* استفتاء از مقام معظم رهبری

در سایت «khamenei.ir» این سوال مطرح شده است که؛« چند سالی است در شب اول ماه ربیع‌الاول حرکتی در بعضی مساجد باب شده است، شائبه بدعت و یا ترویج نوعی خرافه در آن می‌رود، ماجرا از این قرار است که در شب اول ماه ربیع‌الاول از حدود نیمه‌شب تا اذان صبح افرادی که غالباً خانم‌ها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با کوبیدن به درب مساجد و خواندن اذکاری توسل جسته و حاجات خود را طلب می‌نمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می‌دهند و خصوصاً این حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود می‌رسد و معتقد هستند بدینوسیله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربیع‌الاول را خبر می‌دهند نظر حضرتعالی در این باره چیست؟»

پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای به این پرسش این‌گونه است؛ «عمل مذکور مستند روایی ندارد و شیوه‌ای قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده‌ای است، لکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است، آقایان علمای اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنین (ایدهم الله تعالی) با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وَهْن مذهب گردد، جلوگیری نمایند

به گزارش ایسنا، البته یکی از آداب مرسوم در پایان ماه صفر که با شهادت امام رضا(ع) نیز همراه است، حضور در بارگاه آن امام فرزانه و ایجاد پیوند عاطفی و ولایی با ایشان است، پیوندی که در زیارت تمام معصومان وارد شده است.

با این وجود و بنابر نظر فقها و بر اساس آنچه در روایات مستند و معتبر آمده است، مستحب است که مومنان در شب پایانی ماه صفر و اول ماه ربیع‌الاول؛‌ به یاد مجاهدت امیرالمومنین(ع) به مساجد رفته و تا سحر به راز و نیاز و مناجات بپردازند.

و از سوی دیگر بهترین اعمال در روزهای عید و شادی ائمه وارد شده فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد است که در هر شرایطی سفارش شده است



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/10::: ساعت 7:0 عصر نظرات دیگران: نظر

توشه ای از کلام رهبری

حرکت قافله انقلاب متوقف نمی‌شود

ما و از نفس‌افتاده‌ها

مردم ایران با انقلاب اسلامی مسیرِ جدیدی را پیش رویِ خود گشودند. هدف، رسیدن به «آرمان‌ها» بود که در واقع «قله‌های تعالی و پیشرفت» هستند: «آرمانها مثل قله‌اند... آرمانها را به این تشبیه کنید. انسان دوست میدارد به آن قله برسد. 92/5/6» انقلاب، اهداف و آرمان‌های مشخصی دارد: «آرمانها چه هستند؟... ایجاد جامعه‌ اسلامی و تمدّن اسلامی یعنی احیای تفکّر اسلام سیاسی... اعتماد به نفس ملّی و اعتقاد به قدرت و توانایی ملّی... مبارزه با نظام سلطه و استکبار... عدالت‌خواهی... سبک زندگی اسلامی... آزادی‌خواهی... رشد علمی. 94/4/20» دست‌یابی به این قله‌ها و طی این مسیرِ پُرپیچ و خم فقط با «پرهیزگاری» و «تلاش» میسر است: ««بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است. 93/1/31»  البته: «رسیدن به قله، بدون عبور از گردنه‌ها، یک خیال باطل است. 91/7/12» و البته: «اگر بخواهید به قله برسید، باید بروید از همین پائین کوه شروع کنید، حرکت کنید، سختی‌ها را تحمل کنید، عرق بریزید، خسته بشوید، مشکلات فراوانی را در راه تحمل کنید. 91/7/12»

توهمِ پایان انقلاب
در این مسیر، «خطرِ خسته شدن» خواصِ جامعه را تهدید می‌کند: «کسانی که روی مردم اثر می‌گذارند چند خطر بزرگ آنها تهدیدشان می‌کند که باید بسیار مراقب باشند. یکی خطر خسته شدن است.
79/3/14» در طول این راه: «بعضیها در بین راه قوه‌شان تمام می‌شود. بله؛ ضعیفترها وسط راه آذوقه‌شان تمام می‌شود... این همان ارتجاع و برگشتن است. 78/9/26» در واقع: «اینها به ضرر خودشان عمل میکنند... آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ میکنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود؛ افطار میکنند. 87/3/14» و صحبت از «پایان انقلاب» می‌کنند: «اعلام کردند انقلاب تمام شد! خودشان تمام شده بودند؛ خودشان ذخیره‌شان ته کشیده بود، قادر به ادامه‌ راه نبودند؛ دنیا را، جامعه را،   انقلاب را به خودشان قیاس کردند؛ اشتباه کردند. 89/6/31»

نشانه خسته شدن
نتیجه این «خسته شدن» و «بُریدن» در «برخورد با دشمنانِ مستکبر و مشکلاتِ ایجاد شده توسط آنها» نمود پیدا می‌کند: «بعضیها با نام عقلانیت... با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللی، میخواهند از مبانی انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمی‌شود. این نشانه‌ بی‌صبری و نشانه‌ خسته‌شدن است. گاهی این خسته شدن را - که خودشان خسته شده‌اند - به مردم نسبت می‌دهند.
87/6/19» اینگونه است که «ایستادگی مقابل زیاده‌خواهی دشمن» را «اقدامیِ بی منطق» و راه حلِ رفع مشکلات را «سازش» معرفی می‌کنند. و این دقیقا خواسته استکبار است: «آنچه آمریکا از ملت ایران میخواهد، این است که ملت ایران وابستگی را قبول کند... فشارهائی که می‌آورند، برای این است. برای این است که دولت‌های جمهوری اسلامی را خسته کنند، ملت را خسته کنند. 87/8/8» اما ریشه این خسته شدن و رها کردن راهِ انقلاب «دوری از خدا» و «غلبه ی هوسها» است: «وقتی با خدا قطع رابطه شد، انسان حتّی خودش را هم درست نمیتواند بشناسد، چه برسد به جامعه‌اش، چه برسد به آرمانهایش. چه جور انسان با خدا قطع رابطه میکند؟ وقتی که هوس‌ها، گرایش‌های مادی، خودمحوری‌ها بر جان انسان غلبه پیدا کرد... آن وقت متوقف می‌شوند... اینها ریزش‌ها هستند. 89/6/31»

وعده الهی
اما نکته مهم این است که: «آینده متعلق به ملت ایران است. آینده‌ ملت ایران، رسیدن به قله‌های والای علم، اقتدار، رفاه و شرف است. و این وعده‌ الهی است.
87/8/8» با خسته شدن و پشیمانیِ «از نفس افتاده‌ها» حرکتِ «قافله انقلاب» متوقف نمی‌شود: «اینجور نیست که با روی گرداندن کسانی، این حرکت عظیم، این بنای معظم و شامخ تکان بخورد. با برگشتن یک عده‌ای از این قافله‌ی عظیم، هرگز این قافله از راه باز نمیماند. 91/7/22» و البته نباید فراموش کنیم که «ایمانِ با طراوت دینی» تنها راهِ مقابله با «آفتِ خستگی» در این مسیر است: «هر چیز دیگری قابل خسته شدن است، جز ایمان با طراوت دینی. این می‌تواند آن قدرتها را به چالش بکشد و تعدیل کند و در نهایت آنها را از بین ببرد. 92/2/9»



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/9/9::: ساعت 11:46 صبح نظرات دیگران: نظر
رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش تمدید تحریم‌های جدید در کنگره آمریکا را ناشی از غفلت تیم مذاکره‌کننده در توجه به برخی جزئیات برجام دانستند
عجله کردند

گروه سیاسی: حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا ظهر روز یکشنبه در دیدار فرماندهان و مسؤولان نیروی دریایی ارتش، پیشرفت‌ها و توانایی‌های نیروی دریایی در ابعاد مختلف نیروی انسانی، فرماندهی و فنی را ستودنی و قابل توجه خواندند و با تأکید بر «اهمیت به سرانجام رساندن برنامه‌ها» و «استحکام و پرهیز از شتابزدگی در کارها» خاطرنشان کردند: لازمه برطرف کردن کمبودها، «همت بلند» و «تسلیم نشدن در مقابل محدودیت‌ها» است. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در این دیدار که به مناسبت 7 آذر روز نیروی دریایی برگزار شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اهمیت صنعت دریانوردی در پیشرفت برخی کشورها، افزودند: کشور ما از مرزهای وسیع دریایی و همچنین سابقه طولانی در دریانوردی برخوردار است، بنابراین قدرت و توانایی نیروی دریایی جمهوری اسلامی باید در «شأن و تراز نظام اسلامی و تاریخ این کشور» باشد.
رهبر انقلاب اسلامی حضور قدرتمند نیروی دریایی در آب‌های آزاد را موجب افزایش قدرت و توانایی کشور خواندند و گفتند: عمق حضور در آب‌های آزاد باید افزایش یابد. ایشان در ادامه بر لزوم پیگیری برنامه‌ها و کارها تا حصول نتیجه و به سرانجام رساندن آنها تأکید و خاطرنشان کردند: ناتمام ماندن کارها، سوال و اشکال ایجاد می‌کند و متأسفانه اکنون این وضعیت در بعضی از بخش‌های مختلف کشور دیده می‌شود که از جمله این مسائل موضوع حقوق‌های نجومی است و این موضوع از مسائل مهمی است که نتیجه رسیدگی به آن برای مردم روشن نشد و سوالات در ذهن مردم باقی ماند. لزوم «رعایت استحکام و پرهیز از عجله و بی‌ملاحظگی در کارها» نکته مهم دیگری بود که رهبر انقلاب بر آن تأکید و خاطرنشان کردند: هر کاری را از ابتدا باید با استحکام آغاز کرد، زیرا عجله در کارها، مشکل ایجاد می‌کند که متأسفانه در این زمینه نیز نمونه‌هایی وجود دارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به قضایای مذاکرات هسته‌ای، افزودند: در این مذاکرات بحث‌های فراوانی راجع به تحریم‌ها شد اما اکنون در کنگره آمریکا، مساله تمدید تحریم‌ها را مطرح می‌کنند و مدعی هستند اینها، تحریم نیست، بلکه تمدید است! رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: «شروع کردن یک تحریم» با «دوباره شروع کردن آن پس از پایان زمانش» فرقی نمی‌کند و این دومی نیز تحریم و نقض تعهدات قبلی از سوی طرف مقابل است. ایشان بروز این مشکلات را ناشی از عجله در انجام کار خواندند و افزودند: وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ سلبی در آن کار می‌شود، بنابراین باید مراقب بود که کارها متین، محکم و با شتاب مناسب انجام شود.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیر دریادار سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی با بیان گزارشی از فعالیت‌ها و اقدامات این نیرو گفت: نیروی دریایی ارتش با حضور مقتدرانه و مستمر در دریاهای آزاد نسبت به تامین منافع ملی اقدام کرده و با نمایش اقتدار دریایی جمهوری اسلامی و ایجاد بازدارندگی، عمق حضور نظام اسلامی را فراتر از آب‌های منطقه‌ای افزایش داده است.
در این دیدار، نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.
سابقه تذکر رهبر انقلاب درباره عجله نکردن در توافق هسته‌ای
براساس این گزارش، پس از بیانات رهبر انقلاب مبنی بر اینکه تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران از اشکالات توافق هسته‌ای است که بر اثر عجله برای زودتر رسیدن به توافق و در نتیجه غفلت از جزئیات روی داده است، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در مطلبی با عنوان «سابقه تذکر رهبر انقلاب درباره عجله نکردن در توافق هسته‌ای» نوشت: رهبر انقلاب روز یکشنبه ادعاهای طرف آمریکایی درباره تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران را از اشکالات توافق هسته‌ای دانستند که بر اثر عجله برای زودتر رسیدن به توافق و در نتیجه غفلت از جزئیات روی داده است. با مروری بر بیانات مشروح و نه محرمانه معظم‌له به دیدار مداحان در فروردین94 می‌رسیم؛ آنجا که 3 ماه مانده به رسیدن به برجام، خطاب به مسؤولان و مذاکره‌کنندگان هشدار دادند که با استفاده از نظرات مختلف و صرف نظر از بازه زمانی محدود به برطرف کردن مشکلات و جزئیات بپردازند: «الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عده‌ای مخالفند، یک عده‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب! مسؤولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ـ از آن افرادی را که شاخصند ـ دعوت کنند، حرف‌های آنها را بشنوند؛‌ ای بسا در حرف‌های آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها و به تبع آن عمل‌ها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما 3 ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب! حالا 3 ماه بشود 4 ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ دیگری
7 ماه زمان را عقب انداختند. خیلی خب! دوستان ما هم اگر چنانچه در این همدلی‌ها و هم‌زبانی‌ها و تبادل‌نظرها یک وقتی گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتی گرفته بشود، یک خرده زمان آن تصمیمات نهایی عقب بیفتد؛ طوری نخواهد شد».
20 فروردین94

وطن امروز



مسعود صفی یاری ::: سه شنبه 95/9/9::: ساعت 11:39 صبح نظرات دیگران: نظر
زمزمه ای بر مزار تازه ترین شهدای استقلال طلب مشهد
مدافعان حرم پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند. / مگر نه اینست که باید جان بدهند و پیام نه! / تقسیم کار کرده‌ایم. امنیت با شما؛ فرهنگ و اقتصاد و سیاست با ما! / بمیرید تا به کارمان برسیم. چه تقسیم کار عادلانه ای؟! / مشکلی هست اما. شهیدان نمی میرند.
نویسنده : وحید جلیلی* 

یکشنبه 29 آبان 95. مشهد. تشییع شهید حسین حریری

هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

و سرما سخت سوزان است.

 اما سرها در گریبان نیست. دست‌های محبت می‌فشارد شانه‌هایی را که  تکیه‌گاه هم شده‌اند در گریه‌های فراق.

 حریری حرارت را باز گردانده است به رگ های شهر.

" این گل پرپر از کجا آمده                از سفر شام بلا آمده"

**

پدر ایستاده به خوشآمد. پیراهن سیاهش را از تن در کرده مبادا گمان برند برای حسین است.

سرو رعنای گلچهره‌اش . قمر الفاطمیون. که "تنها"  نشانه شهادت است امروز در میدان شهدا.

 تجزیه طلب های  تکنوکرات و سکولار، تهی کرده‌اند میدان «شهدا»ی «مشهد» را از کوچکترین –کمترین- جزئی ترین نشانه‌ای که بخواهد تداعی کند شهدا را و شهادت را؛ "مشهد" را.

***

پدر چشم می‌گرداند در میدان شهدایی که در اِشغال است. 57 را یادش می‌آید شاید؛ که آقای خامنه‌ای –امام مسجدکرامت-  پیش می‌افتاد و پشت سرش ملت.

 یا سالهای جنگ را. دوشنبه‌ها و پنج شنبه‌ها. که شهید می‌آمد.

صدام و پَهلَوی ها به خون شستند مشهد را  به 9 هزار شهید، مگر که بیفتد پرچم تاریخی استقلال –یادگار سربداران-  از دستش و جواب ؟

اینک: حسین!

**

انقلاب را ندید. و جنگ را. و نه حتی امام را. این متولد 68.

چه عزتی است در چشمان پیرمرد.

قمر الفاطمیون پسر اوست. سر دست باید گرفت این پسر را که ببیند جهان. خونی است پاشیده بر آسمان.

فریادی است برآمده از حنجر ام وهب.

دوباره اینجا «مشهد» است : نه آویخته به حاشیه دنیای مدرن   که سر برآورده در متن تمدن تاریخسازش .

مشهد : شهر شهادت.

***

 

حسین بر دوش ؛ می گذریم از خیابان های تجدد زده . یادگار اردوغان ها و ملک عبدالله های وطنی.

عبور می کنیم به علمداری "حسین"  از خشونت عریان مدرنیته، در شهر سنت و فرهنگ، به سوی قلب ایران بزرگ : حرم.

که شکر خدا هنوز می تپد و بتن نشده است.

*** 

زیر کجاوه حسین  – گوش شیطان کَر- پر است از دهه شصتی‌ها و دهه هفتادی‌ها.

اقتدا کرده به  دهه هشتادی ها و دهه نودی های آمریکایی؛ در پاره کردن پرچم‌شیطان!

نرسد به گوش آن استاد " دانش کاه" ؛ این «مرگ بر آمریکا»ها. و «مرگ بر اسرائیل»ها. و " شهادت افتخار ماست" ها

چه می‌خواهند این جوانان دهه شصتی و دهه هفتادی از جان آمریکا و اسرائیل؟

مگر تمام نشده است انقلاب؟ مگر انکار نکرده‌ایم‌شان در تریبون‌ها و رسانه‌ها؟  مگر باطل نکردیم شناسنامه‌شان را در ثبت «احوال» و «اهوال» خودمان؟ مگر قرار نبود همین چندتا را هم دوستان داعشی ( که از سالها پیش به "نه غزه نه لبنان"مان پشتشان را گرم کرده ایم)سر ببرند و تمام کنیم داستان استقلال خواهی ایرانی را. فضولی در کار کدخدا تا کی ؟ سر پیچیدن از قانون جنگل جهان تا کی؟

***

«عارفی» را برای اولین بار در شب وداع با حسین حریری  دیدم.  در مسجد هجرت.

در سلفی همراه حسین می‌گفت:" ان شاءالله جنگ با اسرائیل"

و حالا هر دو تکلیفشان را به شایستگی به  فرجام رسانده‌اند – و نه به برجام- و لبخند می‌زند عکس‌هایشان به ما.

یستبشرون باالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون.

**

به حرم می رسد کجاوه وصل. پیچیده در پرچم  سه رنگ  دل انگیز جمهوری اسلامی..

ایستاده ایم به نماز. پشت سر آقای علم الهدی .

و حرم چه امن است در کنار مدافعان حرم.

اگر چه دندان تیز کرده باشند مال‌ها و میل‌ها و حیف‌ها.

و دهان گشوده باشند لیبرال‌ها و متحجرها به بلعیدن مشهد در مدرنیته ای که تق و توقش در حلب در آمده است و یمن: 

"چه می شود جدّه شود مشهد یا شارجه یا آنتالیا.استانبول لااقل. ایده آل ملک عبدالله سعودی و رجب خبیث اردوغان. صمیمی‌ترین رفقای آمریکا و اسرائیل و داعش."

مشهدِ ایران و ایران مشهد ،  امّا قرار نیست انگار، دست بکشد از تاریخش و سنتش و هویتش . استقلالش.

عارفی می‌گوید این را و حریری و جهانی.

و همین است که عصبانی می کند حضرات را.

**

"جواد جهانی"  را پنج‌شنبه دفن کردیم در بوستان خورشید. به مکافاتی.

هیچکس موافق نبود. شهید اما گوش نکرد به حرف هیچکداممان.

جلسه ها برگزار شد و دعواها ...در میان خودی ها.

که می‌ترسیدند سنت شود: «آقا از فردا اگر هر کدام از شهدا بخواهند خونشان را خرج دفاع از حریم و فرهنگ و هویت مشهد کنند که سنگ روی سنگ  ...  پس ما چه کاره ایم که شهدا دخالت در مهندسی فرهنگی کنند ؟.... »

وصیت کرده "جهانی"  که در ارتفاعات جنوبی (همان جا که رانت‌خواران مشغول کارند) دفن شود. بر فراز بوستان خورشید.

در میانه جنگ حلب؛ نگران این حریم هم هست مدافع حرم. فریاد حقیقتش را در فضای مجازی منتشر کرده است:

«آنجا خاکم کنید شاید آنها که جانمان را فدای امنیت شان کردیم  تجدید نظر کنند در رفتارشان. پوشش‌ها شاید بهتر بشود...» 

و پیچیده است صدایش در شهر.  پس تکنولوژی را هم می شود  ابزار  کرد برای سنت! 

در مشهد عکسش بوده تا به حال. هر چه سنت برای شهر می آورَد را خرج آنتالیا شدن باید کرد! عجب بدعتی!

**

مدافعان حرم پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند.

مگر نه اینست که باید جان بدهند و پیام نه!

تقسیم کار کرده‌ایم. امنیت با شما؛ فرهنگ و اقتصاد و سیاست با ما!

بمیرید تا به کارمان برسیم. چه  تقسیم کار عادلانه ای؟!

مشکلی هست اما. شهیدان نمی میرند.

و دایم است پیام بشارتشان به مردم: بل احیاء.....فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون....

****

تاوان خواهد داشت این پا از گلیم درازتر  کردن ها. این از کدخدا نترسیدن ها و دلسرد نشدن ها و به مردم دلگرمی دادن ها .مشهد باید تاوان بدهد.

**

همان یکشنبه ای که تشییع کرده ایم آخرین کشته مشهد در نبرد با داعش را .

هجوم می کنند دوباره مغول‌های مدرن به خراسان.

که بیاندازید پرچم استقلالتان را. هویتتان را. تاریختان را.

" جنگِ انگ" راه انداخته‌اند به سودای تسخیر دوباره خراسان بزرگ .

به تیرها  و تیترهای داعشی !  

چه غوغایی  است! تازه می شود فهمید معنای جیغ "بنفش"  را.

داعشی خطاب کرده اند مشهدی ها  را به تاوان خطایی که دادستانی کرده یا نکرده؟

آتش تهیه ای برای انتخوابات.

***   

مبادا منتشر کنند سخنرانی پدر شهید حریری را وقت دفن حسینش در بهشت رضا.

بر خواهد خورد به تکفیری ها و بسا که آتشی ترشان کند در ترکتازی. تکفیری های مدرن.

که به جای کفر؛ به اسلام متهم ! می کنند . "تسلیمی ها" بایدشان گفت . به هر دو معنا. و مباح است همه چیز برایشان .  

دیر نیست که بکوبند این وقاحت پیشگان ،تصویر زیبای مدافعان حرم را بر اسکناس هایی که کناسان دربار استکبار در کنیسه های صرافان صهیونیست نقش انداخته اند.

بالاست دست ها و تمام اعضا و جوارحشان در برابر کدخدا .

و مترصد که کسی بالای چشم آمریکا ابرویی ببیند. یا سرو رعنایی تیر بیندازد سمت داعشی های گرانقدر که تضمین کرده اند امنیت اسرائیلِ  سوسیال –دموکرات را.  

روزگاری است. در خیابان های نیویورک و کالیفرنیا شعله به  پرچم شیطان افتاده ، و اینجا پاره شده گلوی روشنفکران وطنی در تقبیح  استقلال خواهی و مرگ بر آمریکاگویی ایرانیان!

اذیت می کند استقلال ایران؛ لیبرال مازوخیست ها را.

جیغ بنفش می کشند که در مشهد عَلَم استقلال بلند شده است . و ایستاده اند به انداختنش. و ملحق کردنش به تجزیه طلبان ایالات متحده تهران شمالی و توابع !

همان ها که قانون وطن را طفیل تصمیم تفاله های ترامپ کردند ، همان گیتاریست های هیلاریستی که زیر ایوان کاخ سفید کنسرت "هر چه آن خسرو کند شیرین بود" راه انداختند، حالا نگران وطن شده اند و قانون.

ای جماعت نه اگر بیش کمی عار کنید       کی شما روزه گرفتید که افطار کنید؟ 

در آمریکا همهمه تزلزل  است. "ژنرال" ها  نگران ستاره های پرچم  کدخدایند. چرا ایران ایالتی نباشد از ایالاتِ حالا دیگر غیر متحده !

اسب زین کرده است میلیشیایِ مجازیِ  مغول هایِ مدرن ، نعل وارونه  می زند به غارت خراسان به تلافی تُفویی در مقدم قاضی شارحی که همان را هم شایسته نبود.

عروسک گردانان از چه می ترسانند مشهدِ خامنه ای و مطهری و  شریعتی و هاشمی نژاد و دیالمه و کاوه و برونسی و چراغچی را ؟

برادر جان خراسان است اینجا !

****  

جهانی ها و عارفی ها و حریری ها زنده اند هنوز و همیشه . اگر چه داعشی ها خیال  کدخدایتان را جمع کرده  باشند که "اِربا اِربا " یشان  کردیم.

ببینید اینک علم استقلال  خواهی را بر قله قلب ایران سرفراز.  

و بشنوید از زائران حرم "الصدیق الشهید" - مرتفع ترین پناه  پرچم عزت و استقلال ایران اسلامی  - که  دست کوتاه هیچ اعزه علی المومنین اذله علی الکافرینی را یارای فروانداختن پرچم خونین استقلال ایران اسلامی نیست اگرچه هزار بار "پیاده" به زیارت شیطان بزرگ رفته باشد و چلّه ها  بر خانقاه ِ قاه قاه کری ها و ترامپ ها نشسته باشد.

این گوی و این میدان .

*مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

منبع : فارس

 



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/9/3::: ساعت 12:20 عصر نظرات دیگران: نظر

رسوایی انتخابات آمریکا دربرابر افکار عمومی مقدمه اضمحلال امپراطوری

بی آبرو

«آنچه حالا این دو نامزد محترم ریاست‌جمهوری که یکی از اینها بالاخره چندروز دیگر خواهد رفت در کاخ سفید و رئیس‌جمهورِ آنجا خواهد شد، لابد حرف بی‌حساب نمیزند؛ دوتایی باهم بدند، امّا دست‌به‌دست هم داده‌اند برای افشاگری آمریکا 95/8/12»  این جملات درست یک هفته مانده به روز برگزاری انتخابات آمریکا  از سوی رهبر انقلاب بیان شد. انتخاباتی که اتفاقات و رویدادهای مربوطه، اظهارات دو کاندیدا و نتیجه آن همگی موجب حیرت ناظران بین‌المللی، رسانه‌ها و افکار عمومی جهانی شد.

 

ماجرای بزک کردن چهره آمریکا
یکی از محورهای کلیدی در دوران ریاست جمهوری اوباما در بیانات رهبر انقلاب، تلاش دولتمردان این کشور و رسانه‌های بین‌المللی و به تبع آن برخی افراد و گروه‌های داخلی برای تغییر تصویر آمریکا در میان مردم دنیا وبه‌خصوص مردم کشورمان است: «یکی از کارهای آمریکایی‌ها در این سالهای آخر، این است که کسانی را وادار کنند به بَزَک‌کردن چهره‌ی آمریکا؛ به اینکه این‌جور وانمود بکنند که آمریکایی‌ها اگر هم یک روزی دشمن بودند، امروز دیگر دشمنی نمیکنند؛ هدف این است که چهره‌ی دشمن برای ملّت ایران پنهان بماند تا از دشمنی او غفلت بشود و او بتواند دشمنی خودش را اعمال کند و خنجر را از پشت فرو کند؛ هدف این است. 94/8/12»  اما هستند جریانهایی که این واقعیت مهم را نمی‌فهمیدند یا نمی‌خواستند بفهمند: «یک عدّه‌ای البتّه مغرضانه این کار را میکنند، یک عدّه‌ای هم از روی ساده‌لوحی این کار را میکنند. واقعیّت قضیّه این است که اهداف آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی هیچ تغییر نکرده است؛ هیچ تغییر نکرده. امروز هم اگر بتوانند جمهوری اسلامی را نابود کنند، یک لحظه تأمّل نمیکنند؛ منتها نمیتوانند... البتّه در عالم سیاست و در عالم گفتگو، جور دیگری حرف میزنند؛ آنجایی که لازم است، نرمش در گفتار هم نشان میدهند، امّا باطن قضیّه این است، باطن قضیّه این است. این را ملّت ایران نباید فراموش بکند. 94/8/12»

سالهای پایانی یک امپراطوری، روزهای سقوط
رهبر انقلاب اما از همان سالهای آغازین رهبری خود روند رو به زوال امپراطور مستکبر دنیای جدید را می دیدند و از آن به روشنی خبر می‌دادند: «با استنباط از اوضاع جهانی نسبت به آینده بسیار خوشبین هستم. دوران امپراطوریهای قدرت و سیادت آمریکا و اروپا در جهان به سر آمده است و محاسبات نیز همین امر را اثبات می‌کند. وعده الهی در حال تحقق است. 69/9/18» این هشدارها در همه سالهای پس از آن نیز ادامه داشت:  «آمریکا روند نابودی رژیم استکباری خودش را آغاز کرده، خیلی هم پیش رفته و مردم دنیا شاهد این خواهند بود؛ هرچند با استفاده ی از قدرت، سروصدایی می کند. 83/2/12» رهبر انقلاب حتی گاهی از پیش‌بینی فروپاشی و سقوط هم فراتر رفته و اضمحلال معنوی و فکری آمریکا در جهان در سالهای جاری را روایت می‌کنند: «آمریکا سقوط کرده. امروز هیچ دولتی در دنیا به قدر دولت آمریکا منفور نیست. اگر امروز دولتهای منطقه‌ی ما و دولتهای دیگر جرأت کنند و یک روزی را به عنوان روز برائت و نفرت از دولت آمریکا معین کنند و به مردم بگویند در این روز بیائید راهپیمائی کنید، بزرگترین راهپیمائی تاریخ در دنیا اتفاق خواهد افتاد! این از موقعیت آبروئی آمریکا. 91/8/10»

آغاز فروپاشی
«این مناظره‌ی دو نامزد [ریاست جمهوری] آمریکارا دیدید؟ حقایقی که اینها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما میگفتیم و بعضی باور نمیکردند و نمیخواستند باور کنند، خود اینها گفتند. و جالب این است که آن که صریح‌تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند.» این جملات رهبر انقلاب بلافاصله پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به عنوان نگاه درست و واقع‌بینانه رهبر جمهوری اسلامی ایران مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. نتیجه انتخاباتی که برای بسیاری از رسانه‌ها حتی تا ساعتی پیش از پایان شمارش آرا و اعلام نتایج اولیه قابل پیش‌بینی و فهم نبود. اما رهبر انقلاب ما با چه استدلال و با چه منطقی به این فهم از دولت و جامعه آمریکایی رسیده بودند. «طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار میکند؛ عوام‌گرایانه، چرا عوام‌گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرفهایش را مردم نگاه میکردند، میدیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را میدیدند. ارزشهای انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد... فقر آمریکایی‌ها را [هم گفت]. گفت 44 میلیون نفر در آمریکا گرسنه‌اند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزشهای انسانی در آنجا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر. 95/8/12»

بی‌آبرویی دربرابر فکار عمومی مقدمه  اضمحلال
«یکی از اینها بالاخره چندروز دیگر خواهد رفت در کاخ سفید و رئیس‌جمهورِ آنجا خواهد شد، لابد حرف بی‌حساب نمیزند؛ دوتایی باهم بدند، امّا دست‌به‌دست هم داده‌اند برای افشاگری آمریکا و برای نابود کردن آبروی آمریکا و موفّق هم شده‌اند. 95/8/12»



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 95/9/1::: ساعت 1:47 عصر نظرات دیگران: نظر

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، اگر اندکی در فلسفه و ماهیت زیارت اربعین حسینی دقت و تأمل شود، متوجه خواهیم شد، که این همایش دینی و سیاسی هیمنه و قدرت اتحاد مسلمین جهان را، به گوش ابرقدرت‌های جهان می‌رساند. قدرت اتحاد بالاتر از همه‌ تسلیحات نظامی معاندان اسلام است.
نیت زوار اربعین از منظر امام صادق(ع)
هدف، چیزی است که تفاوت انسان‌ها را مشخص می‌کند. چنانچه شخص در انجام هر کاری هدف و نیت مناسبی داشته باشد، قیمت کار خود را بالا برده و گرنه کارش کم ثمر خواهد بود.پیامبر خدا(ص) درباره اهمیت داشتن هدف و نیت خوب می فرمایند: «اَلنِّیَّةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ»؛ نیت خوب صاحب خویش را به بهشت مى‌برد.»

داشتن هدف و نیت‌های متعالی در هر کاری پسندیده است و در عبادات واجب. یکی از کارهای مهم و با ارزش در این زمان، حرکت عظیم پیاده روی اربعین است. شایسته است که شخص مؤمن قبل از پیاده روی اربعین از نیت مناسبی بهره‌مند باشد تا نتیجه عملش چند برابر شود و از وحدت عملی حداکثری برخوردار شوند و چه بهتر که نیتی را مدنظر قرار دهیم که صادق آل عبا(ع) آن را امضا کرده است.
دعای امام صادق(ع) برای زوار امام حسین(ع)
معاویه ابن وهب می‌گوید نزد امام صادق(ع) رفتم و دیدم ایشان بعد از نماز برای زوار امام حسین(ع) دعا فرمودند و بعد این چنین فرمود: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ هُوَ فِی مُصَلاَّهُ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلاَتَهُ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یُنَاجِی رَبَّهُ فَیَقُولُ ...اِغْفِرْ لِی وَ لِإِخْوَانِی وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع اَلَّذِینَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِی بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَکَ فِی صِلَتِنَا وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ ص وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا أَرَادُوا بِذَلِکَ رِضْوَانَکَ؛ معاویه بن وهب گوید: به نزد امام صادق (ع) در آمدم و او در محل نمازش بود؛ پس نشستم تا نمازش را به جا آورد و شنیدم که در نمازش با پروردگار نجواکنان می‌گفت: آنان که به سبب اشتیاق در نیکی به ما و امید به پاداش‌هایی که در دوستی و پیوند با ما نزد توست و برای شادمان نمودن پیامبر تو محمد (ص) و پذیرفتن فرمان ما و خشمگین ساختن دشمنان ما دارایی خویش را انفاق نموده و به سوی ما رهسپار شده‌اند و از این انفاقگری و راهسپاری، خشنودی تو را می‌جویند.»
شرح و تبیین حدیث:
قسمتی از این روایت اشاره به نیت‌های ویژه زائرین قبر امام حسین (ع) دارد که به نوعی تأیید این گونه نیت ها اشاره دارد. شایسته است که زائرین اربعین مزین به این نیت‌ها گردند تا از تمامی برکات این حرکت بزرگ بهره مند شوند.
1- خدمت به ساحت اهل بیت
یکی از آرزوهای هر شیعه این است که بتواند به محضر اهل بیت رسول خدا(ص) خدمت کند. چرا که قرآن به پیامبرش دستور داد تا به مؤمنین بگوید: «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى[شوری/23]؛ من از شما اجری نخواهم مگر محبت نزدیکانم». میل به مودت و خدمت به آستان مقدس اهل بیت رسول خدا و علی الخصوص ابی عبدالله(ع) آنچنان در بین شیعیان شعله ور است که برای آن، نمونه‌های خیلی بارزی می‌توان در تاریخ مثال آورد. پول‌هایی که در این راه صرف می‌شود نمونه کوچکی از آن است. امام صادق (ع) با توجه به این مطلب یکی از نیات شیعیان را در زیارت کربلا خصوصاً و در پیاده روی اربعین عموماً خدمت به ساحت ایشان معرفی کرده و فرمود: «رَغْبَةً فِی بِرِّنَا»؛ (به امید اینکه سبب نیکی به اهل بیت است [زیارت امام حسین(ع) وپیاده روی اربعین] را انجام می‌دهند».
2- اجر خدمت به اهل بیت
زندگی کوتاه دنیوی، مقدمه‌ای است برای رسیدن به زندگی جاودان اخروی؛ و انسان‌ها برای رسیدن به مواهب بزرگ الهی در آخرت، می‌بایست با انجام کارهای خیر برای خود اجر معنوی جمع کنند. امام صادق (ع) زائر امام حسین (ع) را برخوردار از عظیم ترین اجور الهی می‌داند و می‌فرماید: «وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَکَ فِی صِلَتِنَا»؛ شیعیان به امید زدیک شدن به آنچه نزد خودت است به ما خدمت می کنند. میزان این اجر چه مقدار است؟ امام صادق(ع) برای آن محدوده‌ای معین نکرده‌اند و فقط به این بسنده فرموده «آن چه نزد پروردگار است.» یعنی این عمل آنچنان پاداش عظیمی دارد؛ که نمی‌توان برای آن حدی مشخص کرد.
3- شاد کردن دل رسول خدا
علاوه بر اینکه زیارت اربعین باعث دلگرمی مؤمنین و شیعیان می‌شود و دل انسان را به خداوند نزدیک می‌کند، بنا به فرمایش امام صادق(ع)، باعث شادی دل رسول خدا(ص) می‌شود. «وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ». خوشحالی و سروری که با این زیارت خود به قلبِ رسول الله(ص) وارد می‌کنند. یعنی زائرین قبر امام حسین(ع) قلبِ پیامبر اکرم(ص) را خوشحال می‌کنند و این بسیار مهم و ارزشمند است.
4- اطاعت امر ائمه
یکی از آرزوهای عاشق آن است که معشوقش از او تقاضایی کند هرچند کوچک. در این صورت او سر از پا نخواهد شناخت و با علاقه ای بی نظیر آن را اجابت خواهد کرد. به فرموده امام صادق (ع) شیعیان به هدف اجابت امر اهل بیت(ع) به دور شمع وجود حسین ابن علی (ع)، پروانه وار می‌گردند و او را زیارت می‌کنند.«وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا»؛ و در این ره هر چه بیشتر سختی برسد لذتش دو چندان خواهد بود.
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
5- سبب نا امیدی دشمنان
یکی از ضربه‌هایی که مسلمین خورده‌اند از تفرقه بوده است. حتی جریان شهادت امام حسین(ع) بعد از ایجاد شکاف در میان حامیان امام حسین(ع) ایجاد شد. حال بعد از گذر نزدیک 1400 سال، شیعیان در همایش بزرگ اربعین،بر اندام دشمنانشان لرزه می‌اندازند. یکی از اشارات امام صادق(ع) به همین موضوع است که می‌فرماید: «وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا»؛ به انگیزه ایجاد کردنِ غیض در دلِ دشمنان ما این زیارت را انجام می‌دهند.

«ایندیپندنت»، یکی از روزنامه های پرتیراژ بریتانیا؛ در گزارشی به معرفی مراسم اربعین حسینی پرداخت و آن را «بزرگترین مراسم مذهبی جهان» توصیف کرد. وقتی سیاست گذاران بزرگ کاخ سفید این اجتماع بی‌نظیر را مشاهده می‌نمایند، می‌فهمند که تمامی نقشه هایشان بر باد رفته و به نوعی این حرکت باعث ناامیدی و اختلاف در سپاه کفر می شود.
6- قرب الهی
نقطه پرگار اعمال هر مومنی قرب الهی است. اگر مسلمین حرف پیامبرشان را با گوش جان می‌شنوند به خاطر جایگاه وی نزد خدایشان است. حرکت به سوی حرم حسینی در اربعین نیز تنها به نیت قرب الهی معنا دارد. از این روست که امام صادق (ع) به نیت الهی شیعیان، در این دعای زیبا اشاره می‌کنند و می فرمایند: «أَرَادُوا بِذَلِکَ رِضَوانکَ»
امید است که با عنایت به این خواست اهل بیت همه زوار حرکت عظیم و جهانی اربعین، با انگیزه های متعالی، قدم در این مسیر نهند؛ تا به لطف خداوند بهترین نتایج را از قبل آن در دنیا و آخرتشان با خود به همراه برند.

 



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 95/8/26::: ساعت 9:28 صبح نظرات دیگران: نظر