سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
مجله موبایلی دارکوب
[ و در وصف جمع فرومایگان فرمود : ] آنانند که چون فراهم آیند پیروز گردند ، و چون پراکنده گردند شناخته نشوند [ و گفته‏اند امام فرمود : ] آنانند که چون فراهم آیند زیان رسانند و چون پراکنده شوند سود دهند . [ گفتند زیان فراهم آمد نشان را دانستیم سود پراکنده شدنشان چیست ؟ » فرمود : ] خداوندان پیشه‏ها به سر پیشه‏هاى خود بازگردند و مردم از آنان سود برند : چون بنّا که بر سر ساختن بناى خود رود و بافنده که به کارگاهش و نانوا که به نانوا خانه بازگردد . [نهج البلاغه]

انتخابات یازدهم ریاست جمهوری از زوایای مختلف دارای اهمیت و حساسیت مضاعفی است که آن را بسیار مهم و سرنوشت ساز کرده است، اهمیت این دوره از انتخابات به اندازه‌ای است که مقام معظم رهبری آن را مصداق و جلوه حماسه سیاسی و امری حیثیتی برای نظام اسلامی قلمداد فرموده‌اند.

بدیهی است برای تحقق این حماسه جهادی و حرکت جهشی نیاز به عزمی جدی، همگانی و مسئولانه است که هم مسئولان، هم مردم و هم نامزدها باید به آن مبادرت کنند.

الف) وظیفه مسئولان اجرایی:

مسئولان باید به این نکته واقف باشند که مسئولیت و حاکمیت امانتی است که مردم برای دوره مشخصی به آنان سپرده‌اند و اکنون وقت آن است این امانت، صادقانه و خالصانه به فرد دیگر و تیم دیگری سپرده شود. آنان باید با بسترسازی مناسب، تجمیع ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها و همسو شدن با آرمان‌ها و منویات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) و براساس قانون اساسی، انتخاباتی پرشور، سالم و در شان نظام اسلامی را مدیریت کنند.

بدیهی است هرگونه بغض و بهانه تراشی، اعمال سلیقه، دخالت دادن گرایشات باندی و جریانی، استفاده از بیت‌المال به نفع جریان حاکم و یا جریان موردنظر، استفاده ابزاری و سوء‌استفادهاز امکانات، برنامه‌ها و ظرفیت‌ها و مقبولیت‌ها در راستای تخریب دیگران حاشیه‌سازی و سیاه‌نمایی، ایجاد فضای یاس و نا امیدی در جامعه و مواردی از این قبیل با اصل امانتداری و مسئولیت در نظام اسلامی منافات دارد.

هیچ مسئولی حق ندارد به خاطر منافع شخصی و یا منافع سیاسی، حزبی و باندی از خط ولایت و قانون اساسی عبور کرده و سپس آن را با روش‌های عوامفریبانه و منحرفانه توجیه کند.

ما از قرآن آموخته‌ایم هر فردی از ولی امر خویش جلوتر و یا عقب‌تر بیفتد هلاک می‌شود و هر کس مشمول این نهی قرآنی گردد شایستگی تصدی مسئولیت در نظام اسلامی را ندارد.

بنابراین مسئولان نظام به‌ویژه مسئولان قوه اجرایی باید به این نکته مهم توجه کنند مبادا تفکرات الحادی و انحرافی، غرور و لج‌بازی و دلبستگی به قدرت هرچند در پوشش خدمت به مردم آنان را به پرتگاه مقابله با ولایت و قانون اسلامی بکشاند که در این صورت مردم ثابت کرده‌اند با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌اند و هر فرد و جریانی قدمی هرچند کوچک از خط امام و رهبری و قانون سیاسی فاصله بگیرد مطرود ملت خواهد شد و اگر کسی این را باور ندارد نگاهی به گذشته انقلاب و سال‌های پیشین بنماید تا سرگذشت امثال بنی‌صدر برای او عبرتی شود.

ب) وظیفه مردم

مردم آگاه و نجیب ایران اسلامی همواره با بصیرتی ژرف و اعتقادی راسخ نسبت به نظام و ولایت، اوج وفاداری خود را نشان داده و با از خودگذشتگی و بزرگواری از کنار برخی کوتاهی‌ها و قصور مسئولان گذشته و آن را نه به حساب نظام و ولایت که به حساب بی‌کفایتی افراد می‌نویسند.

اما با توجه به حسیاسیت این دوره از انتخابات و ضرورت نگاه بصیرانه، عمیق‌تر و تحلیل ژرف‌تر به موضوع موارد زیر به عنوان تذکر یادآوری می‌شود.

1 – در انتخابات به جوسازی‌ها و شعارها اتکاء نشود بلکه به عملکردها و شاخص‌های اساسی توجه شود. مقام معظم رهبری از ابتدای سال‌جاری توجه همگان را به انتخابات و جایگاه و حساسیت آن معطوف کرده و با تبیین شاخصه‌های رئیس جمهور مطلوب راهی روشن فرا راه همگان نمایان ساخته است. مناسب است مردم فهیم به‌ویژه نخبگان و جوانان با تامل کافی در بیانات رهبری و تطبیق مصداق‌ها با شاخص‌ها و انتخاب اصلح با رای حداکثری، حماسه سیاسی 92رابه تضمین اساسی و ریشه‌ای برای اسلامیت، جمهوریت و سلامت نظام اسلامیتبدیل کرده و برای همیشه امید بدخواهان خارجی و منحرفان داخلی را به یاس مبدل سازند.

2 – آنچه در این دوره مهم است حضور پرصلابت و حداکثری برای تحقق حماسه سیاسی در صحنه انتخابات است .لذا لازم است همه مردم نسبت به اصل حضور در انتخابات احساس وظیفه و تکلیف کرده و انتخابات 92 را به خاطر‌ه‌ای خوشایند و امیدزا برای دوستان و ناگوار و تلخ برای دشمنان تبدیل کنند.

3 – واضح است رئیس جمهور کشور اسلامی ایران که برگرفته از هویتی دینی و فرهنگی و نظام ولایتی است باید از گذشته ای قابل دفاع ، کاملا روشن و شفاف، کارآمدی کاملا محرز و مستند و قابل عرضه، ولایتمداری بی‌چون و چرا، ایمانی ناب و خالص و نه التقاطی برخوردار باشد.

بدیهی است فردی که گذشته‌اش مبهم بوده و یا قابل دفاع نیست و هیچ ردپایی از وی در دوران مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی، عرصه دفاع مقدس و صحنه‌های دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی در طول سه دهه گذشته به چشم نمی‌خورد شایستگی سکانداری کشتی انقلاب در دریای متلاطم و طوفان‌های مهیب امروزرا ندارد.

4 – پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب‌های دیگر زمان آزمون و خطا سپری شده است. افرادی که کارآمدی آنان حتی در سطح یک اداره و وزارتخانه زیرسوال است و از کم‌ترین تدبیر و حکمت در اداره امور نیز بی‌بهره‌اند چگونه مدعی مدیریت کلان کشور می‌شوند؟

5 - مقام معظم رهبری پایبندی به انقلاب و ارزش‌ها را از جمله شاخص‌های رئیس جمهور مطلوب برشمردند، مردم باید با حساسیت و وسواس این شاخص را در خصوص تک تک کاندیداها و گذشته و رویکرد فعلی آنها مورد دقت قرار دهند. آیا فرد ویا جریانی که برای رسیدن به قدرت، ارزش‌های اخلاقی و آرمان‌های انقلابی را به مسلخ برده و برای خوشایند دیگران، جلب آرا و تحسین بیگانگان، به راحتی مبانی اخلاقی و اصول انقلابی را زیرپا می‌گذارند مستحق جلوس و در کرسی ریاست جمهوری اسلامی ایران هستند؟

6 – رهبر فرزانه انقلاب بارها مسئولان را از کشاندن اختلافات به سطح جامعه و سیاه‌نمایی نسبت به نظام و دستاوردهای آن و حاشیه‌سازی بر حذر داشته‌اند. اما متاسفانه افرادی هستند که به‌ویژه در این روزها به تریبون دشمن تبدیل شده و ارکان نظام و قانون اساسی را رسما به چالش کشیده و با ایجاد تردید و بد بینی نسبت به باورها و ارزش هاوسخنان نسنجیده علنا جامعه را دچار تشویق و نگرانی کرده و به تذاکرات ناصحانه رهبری بی‌اعتنایی می‌کنند. بدون تردید مردم به خوبی چهره واقعی این افراد و جریان منتسب به آنان را شناخته و وصیت امام راحل را هنوز به خاطر دارند که نگذارید که انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان سپرده شود.

7 -امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) همواره پایبندی به قانون را از جمله ضروریات دانسته و به آن توجه کرده‌اند اما امروز کارنامه برخی افراد جریانات منتسب به آنان مملو از قانون‌شکنی و بی‌اعتنایی به قانون اساسی است، آنان نگاه و نظر ناقص والبته قابل نقد خود را حاکم بر همه چیز و همه کس می‌دانند و درسر سودای دیگری دارند.

حضور مستحکم و حماسی مردم در پاسداری از نظام و قانون اساسی مورد عنایت امام و رهبری به آنان گوشزد خواهد کرد که کسانی‌که ناقض قانون هستندودر قانون شکنی و قانون گریزی گوی سبقت را از همه ربوده اند صلاحیت تصدی کرسی ریاست جمهوری که سوگند او مبتنی بر حراست از قانون اساسی است را ندارند.

8 – نخبگان و اندیشمندان زیرساخت‌های انسانی، فکری و علمی هر جامعه و کلید پیشرفت و تعالی هر کشور به شمار می‌آیند. بی‌اعتنایی به نخبگان و اندیشمندان و اتکاء به عوام فریبی و تصمیمات سلیقه‌ای و غیرکارشناسی فاجعه‌ای است که اگر برای مقابله با آن تصمیمی اتخاذ نگردد، خسارات جبران ناپذیری بر پیکره نظام و کشور وارد خواهد شد.

تاکید رهبر فرزانه انقلاب به برخورداری رئیس جمهور مطلوب از تدبیر، حکمت، هندسی صحیح، پرهیز از روزمرگی و عدم اتکاء به نظرات غیرکارشناسی، ناظر به ضرورت توجه به این شاخص‌ها در انتخاب رئیس جمهور آینده است.

9 – ولایتمداری و اطاعت از رهبری امر جدیدی نیست که امروز برخی آن را در شعارهای انتخاباتی گنجانده‌اند ولایتمداری امری است که باید عملا به ان تن داد و جاوه های ان در رفتار گفتار و تصمیمات دیده شود. مدعیان ولایتمداری کارنامه تعهد و تمحض خویش به امر ولایت را در دوران انقلاب دوران امام، عصر زعامت رهبری و عرصه‌های مختلف سیاسی و فرهنگی، اجتماعی و علمی و .... به مردم ارائه کنند.

بدیهی است بزرگترین مصداق ولایتمداری امروز کنار کشیدن افرادی است که خود بهتر از دیگران می‌دانند شاخص‌های مدنظر رهبری برای ریاست جمهوری را ندارند اما همچنان بر حضور خود به عنوان کانیدای ریاست جمهوری وبه بهانه احساس تکلیف و به بهای انشقاق بدنه اصول گرایی اصرار می‌ورزند.

10 – اعتقاد و ایمان به اسلام ناب و مبانی راستین انقلاب اسلامی و رکن رکین ولایت فقیه نیز امری قابل سنجش و لمس است. فرد و یا افرادی به روشنی سخنان التقاطی، افکار انحرافی و بدعت‌های عقیدتی و فکری را در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود مطرح کرده و از اصول بدیهی اعتقادی و انقلابی عبور می‌کنند اما با این حال خود را اصول‌گراتر از همه می‌دانند

ج ) وظیفه نامزدهای ریاست جمهوری

نگاه اسلام به مسئولیت نگاه امانتدارانه است و شخصی می‌تواند امانتدار باشد که از عدالت نسبی برخوردار بوده و به اصول اخلاقی و اسلامی پایبندی عملی داشته باشد. دروغ، تهمت، وعده‌های بدون پشتوانه، فریب و نیرنگ و تشویش اذهان از گناهان بزرگ و نابخشودنی و خطاهای غیرقابل اغماض به حساب می‌آید.

پرواضح است نامزدی که برای به دست آوردن مقام و پست به هر روش و راهی هرچند غیرمشروعمتوسل می‌شود اصولا صلاحیت تصدی این مسئولیت را ندارد و ورود وی به عرصه انتخابات در نظام اسلامی که عرصه امانتداری صالحانه و صادقانه است خالی از اشکال شرعی و البته حقوقی و قانونی نیست. متاسفانه برخی افراد بدون توجه به هویت ارزشی و پشتوانه معنوی نظام اسلامی انتخابات رابا رقابت‌های مادی و جنگ قدرت اشتباه گرفته و با توسل به حربه‌های تطمیع و تهدید و ابزارهای غیرارزشی فضا را به دست گرفته و به جای اثبات شایستگی خویش تمام تلاش خود را برای تخریب دیگران و حذف آنان از صحنه بکار می‌گیرند که اینگونه ادبیات و رفتار، هیچ سنخیتی با اصول انقلاب و آرمان‌های امام و رهبری ندارد.

خلاصه اینکه راه روشن است و شاخص‌ها کاملا شفاف و مقام معظم رهبری نیز حجت را به همه تمام کرده‌اند اینک ماییم و شما و انتخابات در پیش‌رو.



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 16/2/92::: ساعت 9:33 صبح نظرات دیگران: نظر

نگاهی به نامه انجمن دانش اموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران به دکتر خاموشی

اخیرا نامه ای از سوی انجمن دانش اموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران به حجت الاسلام دکترسید مهدی خاموشی  رییس سازمان تبلیغات اسلامی منتشر و به بهانه فعالیت های سیاسی و انتخاباتی وی مطالبی مطرح شده که قابل تامل است .

دوستان انجمنی که لابد به جهت تکلیف محوری و دغدغه مندی نسبت به اسلام و انقلاب و اوج ولایتمداری واژه مرسوم" اسلامی "را حذف کرده و به عبارت "انجمن دانش اموختگان "قناعت کرده اند در این نامه انتقادی با ذکر دو مقدمه و نوید "فردای دیگر "و بشارت "عزم الهی برای تغییر تاریخ"وتکیه بر "گفتمان عدالت "بدون برخورداری از پیش زمینه های لازم و امار و اطلاعات مستند و درست به نقد های کلی و سطحی در حوزه عملکردی سازمان تبلیغات اسلامی پرداخته وبا توجه به یافته ها و بافته های خویش چنین نتیجه گرفته اند که شرایط خطیر است و در چنین شرایطی ورود شخصیت های دینی و فرهنگی در میدان سیاست و انتخابات هیچ وجاهتی ندارد .نویسنده و یا نویسندگان نامه پا را از این فراتر نهاده وحضور امثال دکتر خاموشی در صحنه مدیریت اصولگرایانه انتخابات را به عنوان قدر ناشناسی و ناسپاسی به اعتماد رهبر معظم انقلاب قلمداد کرده اند .

لابد به زعم آنان قدرشناسی از رهبری مترادف با گوشه نشینی ،بی تفاوتی و عافیت طلبی بوده و تغییر تاریخ،گفتمان عدالت و فردای دیگر باید توسط افرادی غیر از دل بستگان و فداییان انقلاب و رهبری و سرداران و سربازان سر به دار ولایت در جبهه فرهنگی که اتفاقا جبهه اصلی مبارزه با دشمن است  رقم بخورد و یا لابد در این اندیشه اند که مقوله مهم و اساسی انتخابات هیچ نقشی در تغییر تاریخ ندارد ! شاید هم بر این اعتقادند که افراد مورد وثوق رهبری نباید در حریان سازی و تحول گرایی انقلابی که ماهیت و جوهره اصلی ان فرهنگ دینی است نقش افرینی نمایند !

آنان بی پروا امثال دکتر خاموشی رابه بهانه کار فرهنگی به بی تفاوتی و حاشیه نشینی در صحنه های سرنوشت ساز انقلاب و نظام اسلامی فرا خوانده و از وی می خواهند میدان سیاست را به دیگران وا بگذارد .حال این دیگران چه کسانی هستند که در سابقه ، تعهد ، تدین وزکاوت از امثال دکتر خاموشی ها جلوترند سوالی است که انان باید پاسخ دهند .انان باید به این سوال نیز پاسخ دهند اگر امثال خاموشی ها از میدان سیاست کنار رفته وبه جای دغدغه سرنوشت و آینده انقلاب و اسلام به فکر سرنوشت و آینده خویش باشند بازیگران مورد نظر حضرات در میدان سیاست  چه کسانی هستند . ؟

در این نامه به صراحت  نوشته اند:"نیروهای فرهنگی و اعتقادی نظام با همراهی روحانیت معظم با همه توان وارد میدان مبارزه فرهنگی شوند ودر حوزه سیاسی دخالت نکنند" .این در حالی است که امام راحل می فرمایند :"  مسأله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیاء برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد کردن مگر می‌شود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملت‌ها، کسی بدون اینکه دخالت کند، قیام بالقسط باشد؟ «یقوم الناس بالقسط» باشد"

اقایان انجمنی ! فاین تذهبون ؟مگر بنا نبود سیاست ما عین دیانت ما باشد و دیانت ما عین سیاست ما؟اگر دم از ولایتمداری می زنید که ولی امرمسلمین خود سیاسی ترین ومدبرترین چهره جهان معاصر است .همو که می فرماید : « دشمنان اسلام درطول یک قرن و نیم گذشته سعی کرده بودند اسلام رابه طورکلی ازعرصه زندگی جامعه بیرون رانده و باطرح نظریه جدایی دین ازسیاست، دینداری رافقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی قلمداد کنند و با حذف اسلام ازصحنه سیاست جهان، کشورهای اسلامی راعرصه غارتگری‌ها و تاخت و تازهای سیاسی خود نمایند.»

 شما را چه شده است که در میدان دشمن بازی می کنید؟ آیا اهداف زود گذر جناحی و منافع باندی ارزش اینگونه حرمت شکنی ها را دارد ؟

آیا پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی را مغایر با روح هدایت گری خالصانه و مشفقانه در جامعه میدانید؟

آیا به نظر شمادفاع از اصول و ارمان های انقلاب و اسلام و پافشاری برمحکمات نظام اسلامی و اصرار بر حکم قرانی "اداء امانت به اهلش"وپایبندی به راهبرد حکیمانه امام و رهبری مبنی بر حضور دائم و موثر در جامعه و بصیرت افرایی در بین مردم در همه صحنه های انقلاب بخصوص در عرصه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری با اهداف و اصول انقلاب بیگانه است؟

آیا تاثیرات مستقیم و بسیار سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری در رویکردها ، سیاست ها و اقدامات فرهنگی کشور را باور ندارید؟

آیا دوران سیاه اصلاحات و آنچه را که بر پیکره فرهنگی کشور رفت را از یاد برده اید؟

آیاخطرجریان فتنه وجریان انحراف را که بسان دو لبه تیغ، فرهنگ اصیل و ناب انقلاب را نشانه رفته اند را نمی نگرید؟

اگر شخصیتی فرهنگی ، ولایت مدار و مورد وثوق رهبری با حفظ تمامی اصول و فرایندهای اخلاقی و قانونی ،به عنوان شخصیت حقیقی ،تمام قد و بدون مصلحت اندیش های رایج و دلبستگی های کاذب ،با روحیه ای تکلیف محورانه در صحنه انقلاب حضور یافته و نقش افرینی نماید جای گلایه دارد؟

ایا حضورموثر و سرنوشت ساز هیت های مذهبی درحماسه پرشکوه و با عظمت نهم دی که بزرگترین مانورسیاسی ولایت مداری ملت ایران بود و چشم فتنه را کور کرد جز با هدایت و برنامه ریزی سازمان تبلیغات اسلامی میسر بود؟

دوستان عزیز،بسیاری از بزرگان ، علما، اندیشمندان و حتی مراجع معظم از باب ادای دین و انجام تکلیف و هدایت گری در انتخاب اصلح وارد میدان سیاست شده و می شوند.جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، جامعه روحانیت مبارز ، تشکل های ریشه دار ولایی و.. همه وهمه بسیج می شوند تا کشور به دست انسان امین و صالحی سپرده شود .آیا توصیه شما این است که همه این بزر گان کناری بنشینند و تصمیم گیری در خصوص مهم ترین مسائل کشور به دیگران سپرده شود؟

زهی تاسف ! از جامعه علمی و دانشگاهی کشور انتظار بیش از این است ، سخنی پخته ، تحلیلی سنجیده ، بصیرتی ژرف ر و اندبشه ای اصول گرایانه

مسعود صفی یاری

 

 

 



مسعود صفی یاری ::: یکشنبه 13/12/91::: ساعت 1:47 صبح نظرات دیگران: نظر

در سوگ عارف کامل حاج آقا مجتبی تهرانی

طلبه جوانی بودم،از شهرستان دل کنده وبرای ادامه تحصیل راهی تهران شده بودم .حوزه علمیه ای که درآن درس می خواندم در مجاورت حوزه علمیه مروی بود .از اساتید شنیده بودم ، طلبه مبتدی بیش از هر چیز باید در پی استاد اخلاق باشد واستاد وارسته ای برای تهذیب نفس و تربیت خویش انتخاب کند .بارها به ما توصیه کرده بودند که:

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن                                 ظلمات است بترس از خطر گمراهی

از حضرت امام (ره) هم خوانده بودم که " استاد اخلاق برای خود مهیا کنید ، خودرو نمی توان مهذب شد ...
با هم حجره ای ها مشورت کردم .گفتند اگر مایل باشی بریم درس اقا مجتبی،تعجب کردم .پرسیدم :آقا مجتبی؟ آقامجتبی کیه؟ یکی از رفقا گفت ،دست کم نگیر ،اقا مجتبی تهرانی،از علمای عارف و وارسته تهران و از  ومعتمدین امامه،شنیدیم به توصیه امام در تهران ماندگار شده و کرسی درس دایر کرده  .
تا حالا اسم اقا مجتبی تهرانی به گوشم نخورده بود ،طلبه شهرستان بودم و از حوزه های تهران بی خبر.پرسیدم :این آقا کجا درس می گه ؟ گفتند همین مدرسه همسایه ، حوزه علمیه مروی ، هفته ای یک جلسه هم بیشتر نیست .خیلی مشتاق شدم آقا را ببینم ، زیارتشون کنم و از سرچشمه عرفان و اخلاق ایشان بهره مند شوم .
بالاخره روز موعود فرا رسید و همرا ه جمعی از طلبه ها به طرف مدرسه علمیه مروی راه افتادیم .وارد مدرسه شدیم حاج اقا مجتبی در صحن مدرسه و در روی منبر نشسته بود .در همان نگاه اول چنان مجذوب شخصیت و نورانیت آقا شدم که هنوز پس از 25 سال همان حلاوت و طراوت را در خودم احساس می کنم .پای درس استاد نشستم .گمشده ام را پیدا کرده بودم ، ساده ،صمیمی وخالص . به تدریج با این شخصیت بیشتر آشنا شدم .جلوه ای بود از نور و ایمان ، زهد و عرفان ،نیازی به بیان کلمات نبود ،تمام وجودش درس بود وموعظه .
نگاه نافذش ،تواضع و فروتنی اش ،آرامش توام با وقارش ،ادب توام با متانتش ،همه و همه درس بود ، درسی عملی .

 

شیفته اش شده بودم .لبخند ملیح ،گریه های سوزناک،نگاه مهربان و دوست داشتنی ،قلب رئوف وسلوک عارفانه اش نه تنها من که همه را مسحور خود ساخته بود .مدتی که در تهران بودم توفیق حضور در محفل اخلاقی این عارف کامل وسالک الی الله  نصیب حقیر شد و در این سفره فیض خوشه چینی کردم .
امروزکه این متن را می نویسم روز چهارشنبه سیزدهم دی ماه 1391 است .فردا اربعین حسینی است .ادارات فردا تعطیل اند .لذا با هماهنگی همکاران   زیارت اربعین را خواندیم .هنوز در حال و هوای زیارت اربعین بودم که یکی از همکاران کتابی را آورد وگفت :حاج آقا این کتاب همین الان از تهران فرستاده شده ، کتاب را گرفتم ، سلوک عاشورایی ، سمت چپ بالای جلد نقش مهر "مجتبی الطهرانی" به چشم می خورد . متوجه شدم کتاب خلاصه مباحث عاشورایی حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی است .خاطرات حضور در جلسات استاد در ذهنم موج می زد و کتاب را مرور می کردم .در همین لحظه تک زنگ گوشی همراهم به صدا درامد .پیامک بود .همانطور که مشغول مرور مطالب کتاب بودم، نیم نگاهی به پیامک انداختم . خشکم زد . باورم نمی شد . دوباره پیامک را خواندم." انا لله و انا الیه راجعون ،آیت الله آقا مجتبی تهرانی دعوت حق را لبیک گفت " مات و مبهوت مانده بودم ،شب اربعین ، در یک دستم کتاب سلوک عاشورایی ، در دست دیگرم گوشی همراه و پیامک فراق ...نگاهم به طرح روی جلد کتاب افتاد "یا حسین شهید " .اشک از چشمانم جاری شد ..بی اختیار گفتم ،السلام علیک یا ابا عبد الله ،آقا جان ، در روز اربعینت میهمان داری ، ان هم چه میهمانی............



مسعود صفی یاری ::: چهارشنبه 13/10/91::: ساعت 11:21 عصر نظرات دیگران: نظر

  1- حضرت امام (ره) هنر متعهد را چنین ترسیم فرموده اند :
" خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق و شهادت و شرف و عزت سرمایه زوال‌ناپذیر آن گونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیبا پسند طالبان جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - اسلام ائمه هدی - علیهم السلام - اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه  اسلام آمریکایی  باشد". بد نیست برنامه هفت گزارش دهد که طی قسمت های متعدد برنامه چه اقدامی برای تحقق هنر متعهد در سینما انجام داده است ؟
2- مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)دغدغه خویش در خصوص هنررا چنین مطرح می فرمایند:
 "آن‌چیزی که در هنر دینی به شدت مورد توجه است، این است که این هنر در خدمت شهوت، خشونت، ابتذال و استحاله هویت انسانی و جامعه قرار نگیرد. هنر دینی باید مجسم کننده و ارائه کننده آرمان‌های دینی اسلام که البته برترین‌ آرمان‌های ادیان الهی است باشد  .  " اقدامات این برنامه برای رفع این دغدغه چه بوده است؟

  3-  مهجوریت مبانی ارزشی و اخلاقی مبتنی بر اسلام و قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی در روند برنامه ها و تحلیل ها کاملا ملموس است . علت سکوت و انفعال این برنامه در مقابل این موضوع چیست؟
4- علیرغم اینکه بیشترین مشکلات در ساختار و محتوای فیلم ها وجود دارد و در این فیلم ها بیشترین تعرضات به آرمان ها و ارزش های مورد اسلام و انقلاب می گردد اما سمت و سوی تحلیل ها و نگاه ها در برنامه به عبور از این نقاط ضعف و در نهایت  به محاکمه و طلبکاری از نسل انقلاب و نیروهای متدین و تحقیر انان هدایت می شود .موضع برنامه در این خصوص چیست؟
5- تحمیل و حق به جانب جلوه دادن سلیقه ها ونظرات اباحه گرانه و عقده گشایی عده ای با استفاده از امکانات و ظرفیت های نظام و البته ضعف و انفعال مجری را چگونه می توان توجیه کرد؟
6-  در شرایطی که مقام معظم رهبری در خصوص تقویت جبهه فرهنگی انقلاب ، سالم سازی فضای سینما ، مقابله با تهاجم فرهنگی غرب و آرایش معنوی و اخلاقی جامعه تاکید دارند ،برنامه هفت با پیشینه ای که دارد در کدام جبهه قرار می گیرد ؟ در جبهه فرهنگی انقلاب و یا جبهه فرهنگی معارض؟
7-برنامه هفت  از ابتدا بیمار به دنیا امده و نیاز به یک جراحی اساسی دارد .از ابتدا هم معلوم بود حال و هوای این برنامه با اصول و آرمان های انقلاب اسلامی سازگاری ندارد.آیا این بیماری و ناسازگاری با تعویض و جابجایی مجری مداوا می شود ؟



مسعود صفی یاری ::: شنبه 2/10/91::: ساعت 7:46 صبح نظرات دیگران: نظر

  خانه طلبگی ،خانه شما

سلام به زودی با وب سایت خانه طلبگی هم در خدمت دوستان  عزیزخواهم بود ،امیدوارم اونجا هم زیارتتون کنم.....



مسعود صفی یاری ::: جمعه 1/10/91::: ساعت 2:12 عصر نظرات دیگران: نظر

جنـجـال هـا و سرو صداهای اخیر پـیرامـون یکی از آخرین فیلم های اکران شده در سینماها را پیگیری می کردم . ماجرای صدور مجوز و اکران فیلم « من مادر هستم » در سینما های کشور را می گویم .

 انصار حزب الله و جمعی از متدینین و نیروهای ارزشی خواستار توقف اکران فیلم شده و در مقابل  عوامل فیلم و مسئولین سینمایی و برخی مقامات مسئول بر تصمیم خود پافشاری کرده و اکران فیلم ادامه یافت . نوع نگاه و استدلال دو طرف جالب بود ، منتقدین فیلم رویکرد و سیاست سینمایی و هنری کشور بخصوص فیلم مورد اشاره را خلاف ارزش های دینی و اخلاقی و همچنین آرمان های انقلابی می دانند  و برای این نظر خود مصادیق متعددی هم ارائه کردند اما در مقابل مدافعین فیلم که عمدتاً خود عوامل فیلم بودند ، نگاه خود را به امری فراتر ار بحث فیلم دوخته اند و به تسویه حساب ها و اهانت های مشمئز کننده ای روی آورده اند که هر آدم منصف و معتدلی را حساس می کرد .

 به عنوان مثال مسعود فراستی از مدافعین فیلم با کاملاً شیطانی خواندن انتقادات حجه الاسلام علیزاده در نقد فیلم ، گفت « هیچکس نماینده خدا نیست » و این توهین آشکار فراستی به روحانیت و تفکر حوزوی در بین دعواها و جنجال ها تحت الشعاع قرار گرفت.

 فراستی در فرازی دیگر نگاه مخالفان را که در واقع ناشی از دغدغه های شرعی و اخلاقی بود را نگاه متحجرانه دانست و با تفکیک بین اخلاق و فرهنگ بدعت جدیدی را در زمینه فرهنگی پایه گذاشت .

 مسعود فراستی در شرایطی که مقام معظم رهبری موضوع سبک زندگی را مورد توجه قرار داد اظهار داشت" این فیلم یک سبک زندگی را مطرح می کند" و نهایتاً مشخص نمی کند که سبک زندگی مطرح شده در فیلم که مبتنی بر زنا ، خیانت ، مشروب و روابط کثیف محرم و نامحرم است . سبک زندگی مورد تأیید است یا مورد نقد ، هر چند با اخلاقی خواندن فیلم ، دیدگاه ایشان کاملاً روشن می شود .

در اهانت صریح دیگری وی خطاب به یکی از منتقدین می گوید ، شما ( انصار حزب الله ) غیر از قمه کشی چیزی بلد نیستند و با نا آگاه خواندن طیف مقابل خود اظهار می کند . مبارزه فرهنگی مبارز ه ای طولانی است و این مبارزه با شانتاژ و قمه میسر نمی شود .

 فریدون جیرانی کارگردان فیلم که البته نوع تفکر ات و دیدگاههای وی در مجموعه برنامه های هفت شبکه 3 بر همگان روشن شد نیز چنین افاضه می کند « من در فیلم تابو شکنی نکرده ام  وقتی می خواهید بگویید مشروب خوردن چیز بدی است باید نشان بدهید که مصرف می شود " لابد آقای جیرانی در فیلم های بعدی خیلی چیزهای دیگر را هم نشان خواهد داد تا به زعم خود قبح آن را منتقل کند . آن وقت تفاوت سینمای انقلاب با سینمای مبتذل چه چیزی می تواند باشد .

نسخه آقای جیرانی این است که خط قرمزها را رها کنید و از محدودیت های شرعی و اخلاقی و هنجارهای اخلاقی عبورکنید و نهایتاً اینکه هدف وسیله را توجیه می کند و البته سرانجام این نسخه کاملاً شفاف است و بر اساس آن باید نسخه اخلاقیات و حیا و غیرت و تمام ارزشهای مورد نظر اسلام را پیچید و کناری گذاشت .

 آنچه خواندید تحلیل و قضاوت نویسنده بر اساس شنیده ها و تحلیل ها بود اما با توجه به اینکه یکی از بهانه های عوامل فیلم « من مادر هستم » این بود که منتقدین بدون دیدن فیلم به نظر و تحلیل می نشینند، به مناسبتی در یکی از سینماهای تهران به تماشای فیلم نشستم ، هرچند براساس موارد پیش گفته ، حال و هوای فیلم از نوع دفاع و البته تفکر سازندگان و مدافعین آن کاملاً روشن بود و از کوزه همان برون تراود که در اوست .

20ist.com

بر این اساس عوامل فیلم یاد شده ، بخصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مجوز اکران آن را صادر کرده در خصوص موارد زیر باید پاسخگو باشند :

 1-سیا ه نمایی از جامعه ایرانی : وقتی در یک فیلم همه عناصر آن گرفتار شهوت ، بی بند و باری و شرابخواری هستند برداشت مخاطب نسبت به جامعه چه می تواند باشد ؟ عوامل و مدافعین فیلم  از کجا به این نتیجه رسیده اند که جامعه ایرانی ، جامعه ای بی بند و بار و شهوتران است ؟.

2- اشاعه فحشا : به فرض محال که جامعه ایرانی و یا بخشی و یا اقلیتی از آن دچار معضل بی بند و باری و فحشاء باشند . با کدام مجوز شرعی ، اخلاقی و عرفی صحنه های کثیف مشمئز کننده شرابخواری و ارتباطات نامشروع ، تختخواب خون آلود و .... در پرده سینما نمایش داده می شود ؟ اگر به قرآن ، روایات و مبانی شرعی رجوع کنیم که شدید اً از این عمل زشت نهی شده و از آن به عنوان اشاء فحشاء یاد شده و اگر از منظر عرف به آن نگاه کنیم که بعید است افکار عمومی با دریدن پرده های حیا و عفت و غیرت موافق باشند . مگر اینکه به نسخه ارائه شده آقای جیرانی برگردیم که معتقد است برای نشان دادن زشتی باید هر زشتی را در معرض تماشای مردم بگذاریم که دقیقاً نسخه ای سکولار و مبتنی بر اباحه گری است و ناشی از فهم نادرست ایشان و سایر عوامل از مفهوم صحیح اخلاق ، دین و ارزش ها .

20ist.com

 3- اهانت به مردم : مدافعین فیلم بارها در دفاعیات خود مسئله را ارجاع به مردم داده اند . فارغ از اینکه در موضوعات اخلاقی و شرعی مرجع اصلی حکم خداست نه قضاوت و برداشت مردم ، باید این نکته را نیز متذکر شد که چرا سازندگان فیلم همه مردم را به کیش خود می پندارند . چرا متوهم شده اند ؟ مردم ایران همان اقشار غیرتمند و متدینی هستند که در زمان ستم شاهی علیه فحشاء و بی بند و باری که اتفاقاً همین سینما یکی از نمادهای اساسی آن بود بپا خواستند انقلاب کردند ، شهید دادند ، 8 سال جنگ تحمیلی را با سربلندی به سرانجام رساندند ، محاصره های اقتصادی و فرهنگی را بخاطر نظام و اسلام تحمل کرده و می کنند . دعاهای عرفه و کمیل و مراسم اعتکاف و مراسم و محافل سوگواری عاشورا و محرم و صفر را همچنان توفنده و باشکوه استمرار می بخشند و در همه صحنه های دفاع از اسلام و شرافت انسانی و اخلاقی حضور دارند و نهایتاً قانون اساسی را پذیرفته اند که مروج و مقوم فضائل اخلاقی اسلام باشد . شما از کدام مردم سخن می گویید ؟ در آخرین برنامه هفت اهانتی گستاخانه به مردم کردید که اگر آن اهانت پاسخ داده می شد کار به اینجا نمی رسید ، آنجا متدینین و ارزشمداران جامعه را اقلیتی منزوی تصور کردید که سینما نمی روند. قیلم های شما را نمی بینند و با شما همراهی نمی کنند . غافل از اینکه شما و طیف شما در اقلیت هستید . دریای خروشان امت اسلامی در جای جای ایران زمین پای اصول و ارزش ها ایستاده اند و به رغم شما جامعه ای اخلاقی مبتنی بر اصول و ارزشهای ناب اسلامی را مطالبه می کنند .

4- اهانت به جایگاه روحانیت : آقای جیرانی فقط در یک صحنه کوتاه از فیلم ، از یک روحانی استفاده کرده است که اگر نگوییم غرضی در کار بوده . همین یک صحنه کافی است تا عدم آشنایی وی با جایگاه و شأنیت روحانی و روحانیت را روشن کند . اینکه پس از فضا سازی عاطفی کامل ، مظلوم نمایی قهرمان داستان که دختری زنا کار است ، ناگهان مخاطب با یک روحانی قرآن به دست خشن مواجه می شود که علیرغم میل بینندگان زمینه را برای اعدام قهرمان داستان مهیا می کند ، چه حسی نسبت به روحانیت پیدا می کند ؟ بگذریم از اینکه حضور ناگهانی و غیر مترقبه و نابجای شخصیت روحانی فیلم اسباب خنده و تمسخر بینندگان فیلم گردید . از این نکته هم نـگذریم که وقتی شخصیت روحانی آیه قرآنی را تلاوت می کند چگونه مورد بی مهری و بی توجهی واقع می شود .

5- ترویج با تقبیح گناه : فیلم به پایان می رسد ولی همچنان در این اندیشه ام که نگاه نویسنده ، کارگردان و عوامل فیلم به فعل شنیع زنا و همچنین مشروب خواری و بی بند و باری چه بود ؟ در صحنه های نمایش شرابخواری که اتفاقاً تا حدی پیش رفت که فرد کنترل خود را از دست داده بوتد چیزی در مذمت شرابخواری نشنیدیم و ندیدیم ، صحنه اختلاط و خلوت محرم و نامحرم که با جلوه های ویژه بسیار پر رنگ تر می شود ، در صحنه ای که دختر خانواده با دوست پدر خود به استعمال مشروبات الکلی روی آورده هم که صحنه ها جذاب تر شدند . ، در موارد متعددی لمس بدن نامحرم توسط بازیگر زن داستان به چشم می خورد که لابد از نظر عوامل فیلم این هم اشکال ندارد .، در مذمت صحنه ای که زن و مرد نا محرم روی داشبورد ماشین نشسته و آواز خوانی می کنند و اتفاقاً صدای آواز خوانی زن بسیار برجسته تر است هم که چیزی نشنیدیم .،در مواردی که فیلم ناظر به عمل شنیع زنا بود هم اشاره ای به حرمت و قبح آن نشد . آیا این موارد چیزی جز قبح زدایی از گناه و ترویج اباحه گری است .؟

 6- تحقیر و توهین به قصاص : داستان فیلم، مربوط به ارتباطات ناهنجار و نامشروع بین چند نفر است که منجر به عمل شفیع زنا و شرب و خمر و قتل عمدی می گردد و نهایتاً حکم قصاص صادر می شود . فارغ از اینکه هم متقاضی قصاص و همه قصاص شونده هر دو مرتکب عمل شنیع زنا شده اند . ذکر این نکته مهم است که جریان فیلم از ابتدا تا انتها به گونه ای هدایت می شود که در ذهن مخاطب بار منفی شدیدی نسبت به قصاص شکل می گیرد و بر عکس آن نوعی احساس ترحم و بار عاطفی پیرامون شخصیت های داستان که چنانچه ذکر شد در باتلاق بی بند و باری غرق شده است ایجاد می گردد و تنها در انتهای فیلم هیچ اشاره ای به قبح شرعی و اخلاقی گناهان کبیره و اعمال نا مشروع فیلم نمی گردد و فیلم با مظلوم تمامی قهرمان داستان و آن هم به خاطر قتل عمد و نه به خاطر زنا محکوم به اعدام است پایان می پذیرد .

 7- اهانت به جایگاه و مقام مادر : واژه مادر در عرف اسلامی ایرانی واژه مقدسی است ، واژه ای مترادف با بهشت ، صفا ، ایمان ، امانتداری و معراج و اگر بنا شود مادری بر خود ببالد ، مادری بر خود می بالد که از دامنش مرد به معراج می رود و بهشت زیر پای اوست . مادری که فرزندانی متعهد و اخلاق گرا تربیت می کند و با تربیت فرزندان صالح جامعه ای صالح را بنیان می نهد . سینمای امروز پیش از همه باید از مقام و جایگاه مادر عذر خواهی کند که وی را در فیلم مبتذلی قربانی کرده و از این واژه زیبا و معنوی در فضای کثیف و مبتذل بهره برداری کرده و جایگاه والایش را تا این حد تنزل داده است .

8- حداقل پیام : سازندگان فیلم در دفاعیات خود گفته اند که پیام فیلم این است که زندگی از مسیر ابتذال به سرانجام نمی رسد . در پاسخ انان باید گفت این مقدار از پیام که پیامی حداقلی است را می توان در سینماهای زمان طاغوت و امروز در سینماهای غربی نیز مشاهده کرد . اما سؤال این است که ارائه این پیام حداقلی به چه قیمتی تمام شده است . دهها اصل اخلاقی و شرعی فدا شده است تا شما یک پیام بدیهی را به مخاطب برسانید . آیا شأن سینمای انقلابی این است ؟ .

20ist.com

9- تحقیر حجاب و چادر : در هیچ کجای فیلم اثری از حجاب و چادر به شکل برجسته وجود ندارد . تنها جایی که نویسنده و کارگردان به یاد چادر و حجاب می افتند صحنه اعدام زنی است که علاوه بر شرب خمری و ارتباط نا مشروع عمد نیز مرتکب شده است و وی را با چادر و حجاب به تصویر کشیده است .

10- سینمای زنده : مدافعین فیلم در تجمع مقابل وزارت ارشاد خطاب به منتقدینی که سوز اخلاق و اسلام را داشتند می گفتند بگذارید سینما زنده بماند . ما در پاسخ این عده می گوییم بگذارید اخلاق زنده بماند ، بگذارید عفت ، حیا و غیرت در جامعه زنده بماند . سینمای حیا ستیز همان بهتر که بمیرد ، سینمای اخلاق ستیز همان بهتر که بمیرد . اگر دفاع از اسلام و اخلاق ارتجاع است ما به آن افتخار می کنیم همچنانکه امام امت « ره » در دوران مبارزه در برابر اتهام ارتجاع فریاد اسلامخواهی بر آورد . البته در این میان همراهی صدا و سیما و وزارت ارشاد با این رویکرد سخیف و طلبکارانه از انقلاب و نظام مردم جای سؤال دارد .



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 27/9/91::: ساعت 1:8 عصر نظرات دیگران: نظر

مثل همیشه دقیق و موشکافانه ،بلیغ و فصیح ،عالمانه و صادقانه،تحلیلی و منطقی،ساده ولی در عین حال بسیار عمیق ، نقادانه و در عین حال متین .سخنان رهبری را می گویم . در چهارمین نشست راهبردی ، هنوز در حال و هوای ابعاد و زوایای ژرف سخنان رهبری در سومین نشست اندیشه های راهبردی بودم که سال گذشته بیان شد که پای سخنان  ان مرد بزرگ در چهارمین نشست پیرامون موضوع آزادی نشسته و مبحوت نگاه ونظر بی بدیلش شدم در همان لحظه مرغ دلم به سال ها قبل پر کشید ،

 سال ها قبل پیری فرزانه از حسینیه جماران چه خوب شناخته بود سید علی را،در وصف او چنین اورده بود که ،شما در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.هزاران مرحبا به این نگاه آسمانی ، هزاران مرحبا به این رابطه نورانی استاد و شاگردی و مرادی و مریدی. با خود گفتم ؛ امام عزیز ، جایت به ظاهر در بین ما خالی است اما تو خود حضور داری و می بینی پرتو افشانی خورشید انقلاب را در این جهان ظلمانی وتو خوب می دانی اثرات نفس گرم و دم مسیحایی اش را ....خدایا امروز نگاه دنیای اسلام به آسمان ایران و نورافشانی خورشید ولایت است و گرمابخشی  الهی آن تا دل ذوب شدن دل های یخ زده و آماده شدن جهان برای ظهور ...ظهور منجی ...ظهور موعود امم ...مهدی فاطمه ..       



مسعود صفی یاری ::: جمعه 26/8/91::: ساعت 8:16 عصر نظرات دیگران: نظر

صحنه اول :

داخـل سـالن فرودگاه می شوی، در میان تابلوهای تبلیغاتی رنگارنگ، تابلویی را می بینی که به بانوان سفارش کرده حجـاب اسـلامی را رعایت کنند ، به اطراف نگاه می کنی، تنها چیزی که در فضای غالب سالن دیده نمی شود رعایت حجاب است . بعضی از مسافرین انگار سالن فرودگاه را با مجالس عروسی و...اشتباه گرفته اند ، کسی هم جلودار نیست . حتی آدم های متدین و بانوان محجبه انگشت شماری هم که لابلای  جمعیت هستند هم با این قضیه کنار آمده اند .

 

صحنه دوم :

باید کارت پرواز بگیرم ، خانمی مسئول صدور کارت پرواز است، او هم دست کمی از مسافرین ندارد . مقنعه ای که تا جا داشته عقب نشینی کرده و آرایش غلیظ و .....، بعد که نگاهم چرخید، دیدم انگار همه خانم هایی که مسئول باجه های صدور کارت پرواز هستند در کم حجابی با هم رقابت دارند . با خودم گفتم لابد مسافرین را نمی شود کاری کرد، اما این ها که کارمندان و عوامل فرودگاه هستند و قاعدتاً بر اساس مقررات و ضوابط اداری هم که شده باید از لباس فرم پوشیده ای استفاده کنند .

     صحنه سوم :  

کارت پرواز صادر شد، ساعتی بعد در صندلی هواپیما نشسته ام ، خانمی پشت میکروفون قرار گرفته و ضمن تذکرات فنی از بانوان به خاطر توجه به حجاب اسلامی که از سفارشات مؤکد اسلام می باشد تشکر می کند . کسی به تذکر وی توجه نمی کند ضمن اینکه خود بانوان کادر پرواز هم اهتمام چندانی به رعایت حجاب اسلامی کامل نداشته و بخش هایی از موی سر آنان از چیزی که به اصطلاح بنا بوده مقنعه باشد بیرون ریخته است .

صحنه چهارم :

تلویزیون روشن است، برنامه هوای عشق از جزیره کیش در حال پخش است ،کلکسیونی از زنان و دختران بد حجاب در سالن نشسته و به عشق وطن کف می زنند  !

صحنه پنجم :

حوصله ات سر رفته، می روی بیرون قدمی بزنی ، از پارک محله می گذری، صحنه هایی را می بینی که برایت چندش آور است ، زن و مرد ، پیر و جوان در فضایی مختلط ، خم و راست می شوند و به چپ و راست می چرخند و از امکانی که مسئولین محترم با افتخار تمام برای آنان فراهم کرده اند استفاده کرده و ورزش می کنند . با خود می گویم لابد این همه سفارش اخلاقی و شرعی اسلام و تأکید بر رعایت حریم محرم و نامحرم و ... به گوش مسئولین ما نرسیده است .

 

صحنه ششم :

همه مغازه ها و پاساژها را زیر پا گذاشته اما تنها پاسخی که شنیده کلمه « نداریم » است .دنبال مانتو متین و فاخری است که با اصول اخلاقی و اعتقادی او سازگار باشد . اما گویا چنین مانتویی جنس نایاب بازار است و به جای آن"سوق المسلمین" مملو است از مانتوهای جلف و سبک با مدل های وارداتی  و ....  .

 

صحنه هفتم :

نمایشگاهی با موضوع حجاب و عفاف از سوی یکی از دستگاههای دولتی برگزار شده . از من هم دعوت شده از این نمایشگاه بازدید کنم با کلی خوشحالی راهی نمایشگاه شدم ، خوشحال از اینکه در برهوت بد حجابی زنان و دختران و بی خیالی مسئولان اقدام خوبی در حال شکوفایی است . وارد نمایشگاه شدم مجموعه ای از پوشش های محلی چند استان و عروسک هایی که نماد زنان محلی هستند و .... نا امید شدم ، چرا که بسیاری از این پوشش ها با مبنای شرعی حجاب و عفاف سازگار نبودند و علاوه بر اینکه مشکلی حل نمی کردند که خود مشکل جدیدی بودند .

 

صحنه هشتم :

ساعتی است در گرمای 40 درجه تابستان منتظر تاکسی است، خانمی با چادر مشکی ، مقنعه ، مانتو و کیف دستی اش مسیرش هم چندان پیچیده نیست ، آقا مستقیم ، مستقیم ، اما گویا کسی صدای او را نمی شنود . چند قدم جلوتر چند دختر بزک کرده با آرایش های تند ایستاده اند مسافرکش ها برای سوار کردن آنها با هم به رقابت می پردازند . خانم محجبه تازه متوجه می شود مشکل کجاست .......

صحنه نهم :

پشت فرمان نشسته ام تو حال خودم هستم . رادیو گزارشی در خصوص بحران تولید چادر مشکی پخش می کند، آن آقای مسئول می گوید؛ ایران بیشترین مصرف چادر مشکی در دنیا را دارد اما ما بیش از چهار کارخانه تولید چادر مشکی نداریم ، سه کارخانه تعطیل هستند و یکی از کارخانه ها هم زیر سقف تولید کار می کنند .

 

 

صحنه دهم :

ابلاغیه شورای عالی فرهنگی در موضوع الزام دستگاههای اجرایی به رعایت حجاب و عفاف را مرور می کنم برای همه دستگاهها وظایف و تکالیفی معین شده است . انصافاً وظایف و تکالیف خوبی هستند ، هر چند روی کاغذ ،حدود 5 سال از ابلاغ آن گذشته و کوچکترین قدمی برای عملیاتی شدن آن برداشته نشده ، جالب تر اینکه هیچ کس هم پیگیر آن نیست .

 

صحنه یازدهم :

به دلیلی بحث حجاب و عفاف داغ شده است در خطبه های نماز جمعه ، مطبوعات ، رسانه ها ، با خود می گویم حتماً این بار اتـفاقی خـواهـد افتاد و همه عزم خود را برای احیاء این واجب الهی جزم خواهند کرد . لحظه های بعد در یکی از سایت های خبری چشمم به تصویری افتاد ،یکی از مقامات بلند پایه کشوری در حال مصاحبه با خبرنگار زن خارجی ، روسری به طور کامل ز سر خانم روی شانه اش افتاده ،باورم نمی شد کشف حجاب آن هم در تهران و در.... به یاد ان نوجوان بسیجی افتادم که در زندان بعث وقتی با مصاحبه گر بی حجاب مواجه شد نه تنها حاضر به مصاحبه با وی نشد که این شعر را خواند: خواهر به تو از فاطمه اینگونه خطاب است              ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
حالا زندان بعثی کجا و ......کجا؟

 

صحنه دوازدهم :

قرار شده کار گروهی وضعیت حجاب و عفاف ادارات را بررسی کنند آن هم نه به صورت سرزده که با اعلام قبلی ، بدیهی است بازرسی آن هم با اعلام قبلی و تعیین روز و ساعت مشخص و بعضاً توسط افراد غیر مرتبط و نا آشنا چه ثمراتی خواهد داشت .

 

صحنه سیزدهم :

روزنامه ایران در شماره 5211 از قول رییس اداره عفاف و حجاب وزارت کشور اعلام کرده ، دهه ملی عفاف و حجاب برای نخستین بار در تقویم کشور ثبت شده . با خود گفتم لابد این همه سال که در حوزه حجاب و عفاف ناموفق بوده و یا همدیگر را خنثی کرده ایم ناشی از این بوده که ما در تقویم دهه ای به نام حجاب و عفاف نداشته ایم !! به هر حال برای مشغولیت عده ای بد نیست .  



مسعود صفی یاری ::: دوشنبه 8/8/91::: ساعت 8:24 صبح نظرات دیگران: نظر

 

مطالبی را در خصوص فیلم گشت ارشاد خوانده و یا شنیده بودم و البته مقاومت حوزه هنری در برابر اکران آن در سینماهای تحت پوشش و جنجال های پس از آن از سوی وزارت ارشاد و عوامل فیلم و نهایتاً صدور مجوز ورود فیلم به شبکه توزیع خانگی.

تا اینکه اخیراً به بهانه ای به تماشای فیلم نشسته و پس از دیدن فیلم تنها چیزی که ذهنم را مشغول کرد چیزی نبود جز تاسف و تأثر شدید از سهل انگاری غیر قابل بخشش وزارت ارشاد و البته تحسین اقدام غیرتمندانه و شجاعانه حوزه هنری . با این توضیح که سهل انگاری وزارت ارشاد چه در مرحله صدور مجوز اکران ، چه در مرحله دفاع جانانه از فیلم در مواجهه با حوزه هنری و اعتراضات متدینین و چه در مرحله صدور مجوز فیلم به عرصه نمایش خانگی همچنان استمرار داشته و دارد و البته به موازات آن مقاومت ارزشی حوزه هنری نیز علیرغم فشارها و جنجال ها و حتی تحریم هانیز ادامه دارد .

 

این در حالی است که بار ضد ارزشی فیلم مذکور آن چنان واضح و روشن است که هیچ زمینه ای برای دفاع ندارد و وزارت ارشاد می توانست با عذر خواهی اشتباه فاحش خویش را در خصوص صدور مجوز اکران جبران کند .

اما متأسفانه نه تنها چنین نشد که دامنه دفاع وزارت ارشاد چنان توسعه یافت که اکنون فیلمی که پیامی جز تمسخر و تحقیر ارزش های دینی و انقلابی ندارد به شبکه های خانگی نیز راه یافت .

در یک کلام فیلم « گشت ارشاد» را می توان از فیلم های ضد ارزشی نامید که بر اثر سهل انگاری و یا خدای ناکرده لجاجت نیروهای انقلاب در فضای جامعه و اندرون خانه های ما لانه کرده و آنچه را که دشمن در جنگ نرم درصدد القا آن است را به راحتی انجام داده و آرمان ها، اعتقادات و ارزش های دینی و ملی را به بازی گرفته است .

مناسب است وزارت محترم ارشاد در خصوص موارد ذیل که تنها بر گرفته از فیلم عرضه شده در شبکه خانگی و نه فیلم اصلی و سانسور نشده آن است توضیح دهد:

1.  به سخره گرفتن و تحریف مقدسات اعتقادی در جای جای فیلم مانند تکرار زیاد یا ابوالفضل حتی در فعالیت های خلاف ، آیات و روایات ، هیئات و هیئت داری ، تسبیح ، ذکر ، الله اکبر، مسجد و مسجدی ها، منبر ، منبری و پا منبری ها،‌دعا ، فاتحه برای اموات، آفرینش آدم و حوا، نماز جمعه، دعای کمیل، ندیه، صلوات، استعفار، حق الناس و حتی تجویز رقص به نیت ثواب در شب پنجشنبه، حد و حدود مجازات شرعی ، حرمت موسیقی ، امر به معروف و نهی از منکر .

2.  انتخاب اسامی و واژه های مقدس برای چهره های عبوس ، خشن ، مریض ، دغل باز و متقلب مانند حسن ، عباس ، حاج عباس، حاجی ، حاج آقا و ...

3.  القاء مستقیم و غیر مستقیم سیاست طالبانی ، تجسس ، چشم چرانی، ریاکاری و نفاق، بی فرهنگی، سوء استفاده شخصی، جنسی و مالی از ماموریت ارشاد، علافی و بیکاری، تفتیش بدنی زنان توسط مردان ، بی ریشه بودن ، عقده‌ای بودن ، دروغگویی ، سرخوردگی ، فقدان تعادل روحی ،خود محوری، تیغ زن، دله دزدی ، دارای دنیای کوچک ، افغانی ، توجیه گر، کینه ای ، قانون شکن و بی هدف و ... نسبت به ضابطین امر به معروف و نیروهای پر تلاش و مخلص گشت ارشاد .

4.  القاء مستقیم مخالفت و مقاومت مردمی در برابر ضابطین و تصویر جامعه ای بغض آلود ، تیغ در گلو و تحت فشار از جامعه ایرانی .

5.  اهانت به نیروی انتظامی در صحنه های فیلم و ناکارآمد و ضعیف جلوه دادن آن.

6.  توجیه و ترویج اتباطات نامشروع خیابانی به طرق مختلف .

7.  به سخره گرفتن مکرر انرژی هسته ای.

8.  القاء این نکته که سرانجام سیاست فرهنگی نظام، مبنی بر امر به معروف و نهی از منکر محکوم به شکست بوده و ضابطین، نادم و پشمیان از گذشته به خاطر منافع شخصی و هوس های خویش حتی حاضربه جنایت و آدم کشی نیز می شوند. 



مسعود صفی یاری ::: جمعه 14/7/91::: ساعت 10:4 صبح نظرات دیگران: نظر